دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٩
١ / ١٤
عُبَيدة بن عَمْرو كِنْدى [١]
٢٨٩٧.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : عبيدة بن عَمْرو كِنْدى ، در رثاى حسين بن على عليه السلام و پسرش و يادكردِ شهادتِ آنها و سرنوشتِ قاتلان آنها ، چنين سروده است : {٠ قلب ، پس از پيرى ، از اُمّ عامر ، نشاطى دوباره يافت ولى گذر دوران ، آن را از او ، غافل ساخت ٠} {٠ و نيز كشته شدن كسى كه در ميان آدميان ، بهترين نيا و پدر را دارد آن گاه كه افتخارات آدميان ، به شماره در مى آيد . ٠} {٠ [به ياد آور] فراخوانىِ وى را از مردمِ سرگشته ، براى يارى امّا ديديم كه همگى ، از يارى اش روى گردان شدند. ٠} {٠ آنان ، يا كسانى بودند كه بيعت خود را زير پا نهادند يا اين كه در حضور امام عليه السلام ، سخن چينى كردند و نيرنگ در پيش گرفتند ٠} {٠ و چون او را ديدند، بر او نيزه زدند و شمشير ، از نيام كشيدند و [او را] با بريدن رگ گردن كشتند. ٠} {٠ اى ديده! سرشكِ انبوه بيفشان و تمام اشك هايت را بر بهترينِ پيشينيان و حاضران ، ببار . ٠} {٠ بر پورِ على عليه السلام و فرزند دختر محمّد صلى الله عليه و آله پيامبرِ هدايتگر، و فرزند وصىّ (امامِ) مهاجر. ٠} {٠ از بنى تميم ، گروهى عليه او هم داستان شدند و نيز خانواده پليدى از خاندانِ كِلاب بن عامِر. ٠} {٠ و از قبيله وَهْبيل ، جمعى عليه او همدست شدند و دسته ديگرى ، عليه او پيمان بستند . ٠} {٠ و نيز از ابان بن دارِم ، پنجاه مردِ كاملْ سال بر او حمله ور شدند ، مانند شيران تيزتاز ٠} {٠ و از هر محلّه اى ، براى كشتنِ او گِرد آمدند كسانى كه اهل پيمان شكنى و افراطكارى و فخر فروشى بودند ٠} {٠ خدا، آتش درونم را [با انتقام گرفتن] از سِنان و مالك آرام كند، و [با انتقام گرفتن] از صاحب فتوا ، لَقيط بن ياسر ، ٠} {٠ و نيز از مُرّه عبدى و ابن مُساحِق و سواركار اسبِ سفيديال ، كعب بن جابر، ٠} {٠ و نيز از اَورقِ صَيدا و ابن مُوَزَّع و از بُجْرِ قبيله تَيمُ اللات و از مرد عامرى ٠} {٠ و نيز از چند نفر حَضرَموتى و تَغْلِبى و نيز از مانعان آب در ماه گرم تابستان ٠} {٠ و از خَولى ـ كه خدا او را [به مرگ باعزّت] نكُشد ـ و هانى و ثعلبه بزرگ سُرين و پسر تُباحِر! ٠} {٠ و خدا ، پسر اَبجَر را ايمن مَدارد ، تا وقتى كه كبوترى در شاخسارى چشم نواز ، مى خوانَد ٠} {٠ و نيز [ايمن مَدارد] آن كم فهمِ خودنما و آن كه با تير ، دارايى و مال او را نشانه گرفت و مهاجر را ٠} {٠ و پسر رُقاد را كه از هشيارى اش بهره اى نگرفت و پسر يزيد را با وجود آن همه نگهبان ٠} {٠ و نيز سردمدارانِ گم راهى عراق و ديگران را اعم از تَميم و آن ملعون ، يعنى ابن زاجِر ٠} {٠ و آن حَنظَلى ها كه تيرهايشان ، پياپى بر چهره و پهلوى او فرود آمد ٠} {٠ و همه خاندان سعد بنِ مَذحِج، و آن پيسى زده پليد بدذات ٠} {٠ و جماعتى از طَى كه بى شرمانه ، او را در ميان گرفتند و جمعى از ما كه درونى بد دارند ٠} {٠ و خَثعَمى ها كه بر سرش فرود آمدند و آنها كه با سلاح ، به ديدارش شتافتند ٠} {٠ و شَبِث ـ كه خدا، هرگز جانش را سالم نكند ـ و ابن سعد كه با شمشيرى برّاق و بُرنده با او ، رو به رو شد! ٠}
[١] عبيدة بن عمرو بَدائى كِنْدى، از خاندانِ بد بن حارث، از بهترين شاعران و شجاعان عرب، و در تشيّع و مهر ورزيدن به امام على عليه السلام، شهره بوده است. وى از راويانِ قضاياى مختار و از سربازانِ اوست.