دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤١
٠ جن و مَلَك بر آدميان ، نوحه مى كنند گويا عزاى اشرفِ اولاد آدم است ٠ ٠ خورشيد آسمان و زمين ، نور مشرقين پرورده كنار رسول خدا ، حسين. ٠ ٠ كشتىْ شكست خورده توفان كربلا در خاك و خون تپيده ميدان كربلا ٠ ٠ گر چشم روزگار بر او زار مى گريست خون مى گذشت از سرِ ايوان كربلا ٠ ٠ نگرفت دست دَهْر ، گلابى به غير اشك زان گل كه شد شكُفته به بستان كربلا ٠ ٠ از آب هم مضايقه كردند كوفيان خوش داشتند حُرمت مهمان كربلا ٠ ٠ بودند ديو و دد ، همه سيراب و مى مكيد خاتم ز قحط آب ، سليمان كربلا ٠ ٠ زان تشنگان ، هنوز به عَيّوق [١] مى رسد فرياد «العطش» ز بيابان كربلا ٠ ٠ آه از دمى كه لشكر اعدا نكرد شرم كردند رو به خيمه سلطان كربلا ٠ ٠ آن دم ، فلك، بر آتش غيرت ، سپند شد كز خوف خصم ، در حرم ، افغان بلند شد. ٠ ٠ كاش آن زمان ، سُرادِقِ [٢] گردون ، نگون شدى! وين خرگه بلندْستون، [٣] بى ستون شدى! ٠ ٠ كاش آن زمان در آمدى از كوه تا به كوه سيل سيه كه روى زمين ، قيرگون شدى! ٠ ٠ كاش آن زمان ز آه جهان سوزِ اهل بيت يك شعله برق خرمن گردون دون شدى! ٠ ٠ كاش آن زمان كه اين حركت كرد آسمان سيماب وار، [٤] گوى زمين ، بى سكون شدى! ٠
[١] عيّوق : ستاره اى است سرخ رنگ و روشن در كنار راست كهكشان كه پس از ثريّا سر مى زند و پيش از آن، غروب مى كند و در اوج و بلندى ، شهرت دارد .[٢] سرادق : سراپرده ، خيمه . سرادق گردون : آسمان .[٣] خرگه بلندستون : مقصود ، آسمان است .[٤] سيماب وار : جيوه مانند . كاش زمين كه مانند گوى گرد و مدوّر ، و چون جيوه در حركت است ، بى حركت مى ماند .