دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٥
٠ نه دست و نه آستين ، نه جامه سر داده به خصم ، با عمامه . [١] ٠
٥ / ٢١
هنر جندقى (م ١٢٨٢ ق)
{٠ اى ظلمت شام ، مستقر باش! اى كوكب صبح ، مستتر باش! ٠} {٠ اى مهر ، مقيمِ باختر باش! اى چشم فلك ، به خواب ، در باش! ٠} {٠ اى مرغ سحر ، شكسته پَر باش! ٠} {٠ زين شام سياه ظلمت اندوز گر صبح شود ، ستاره افروز ٠} {٠ از جان جهان ، برآورَد سوز بر دوده دين ، سيه شود روز ٠} {٠ اى نور سپيده ؛ بى اثر باش! ٠} {٠ اى چرخ ، ملازم سكون شو! اى اختر ، از آسمان ، نگون شو! ٠} {٠ اى مَه ، به سياهى اندرون شو! اى ظلمت تيره ، شبْ فزون شو! ٠} {٠ اى صبحدم آرميده تر باش! ٠} {٠ بر آل نبى ، ز هر كناره هم خاك به كين و هم ستاره ٠} {٠ خيز ، اى دل و جان به دفع و چاره اى موج بصر ، زمين گذاره ٠} {٠ اى آه دل ، آسمان گذر باشد! ٠} {٠ امشب ، شب قتل آل زهراست آخِرْ شب و روز شاه بَطحاست ٠} {٠ هنگامه رستخيز كُبراست هر گوشه ، نواى «وا حسينا» ست ٠} {٠ اى سينه ، تو نيز نوحه گر باش! ٠} {٠ فردا ، به لبِ دو نهر جارى هفتاد و دو تن به خاكسارى ٠}
[١] سيرى در مرثيه عاشورايى : ص ٢٤٤ . گفتنى است جزئياتى كه در اين مثنوى در باره دفن شهيدان كربلا آمده است، به اين شكل و تفصيل، در منابع، وجود ندارد و بايد به عنوان «زبان حال» به آن نگريست .