دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٨
٧ / ٣٨
على معلم
٠ ... من زخم خوردم، صبر كردم، دير كردم من با حسين از كربلا شبگير كردم ٠ ٠ آن روز، در جام شفق، مُل [١] كرد خورشيد بر خشكْ چوب نيزه ها، گل كرد خورشيد ٠ ٠ فريادهاى خسته، سر بر اوج مى زد وادى به وادى، خون پاكان، موج مى زد ٠ ٠ بى دردْ مَردم، ما ـ خدا ـ بى درد مردم! نامردْ مَردم، ما ـ خدا ـ نامرد مردم! ٠ ٠ از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم! زينب، اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم! ٠ ٠ از دست ما بر ريگ صحرا نَطْع [٢] كردند دست علمدار خدا را قطع كردند ٠ ٠ نوباوگان مصطفى را سر بريدند مرغان بستان خدا را، پر بريدند ٠ ٠ در بَرگْريز باغ زهرا، برگ كرديم! زنجيرْ خاييديم و صبر مرگ كرديم! ٠ ٠ چون بيوگان، ننگ سلامت ماند برما تاوانِ اين خون، تا قيامت ماند برما ٠ ٠ روزى كه در جام شفق، مُل كرد خورشيد بر خشكْ چوب نيزه ها، گل كرد خورشيد ! [٣] ٠
٧ / ٣٩
حبيب اللّه معلّمى
{٠ در مِناى دوست ، جان دادن ، خوش است غرق خون در سجده افتادن ، خوش است ٠} {٠ دادنِ سر بر سرِ پيمان عشق خون چكان ، بر نيزه اِستادن ، خوش است ٠} {٠ با تنِ بى سر به قربانگاه عشق سينه را بر خاك بنهادن ، خوش است ٠} {٠ با كمال شوق در يك نصفِ روز جان هفتاد و دو تن دادن ، خوش است ٠}
[١] مُل: شراب.[٢] نَطْع: فرش چرمى؛ فرشى كه جلّادان، زير پاى محكومان به قتل، مى افكندند.[٣] بال سرخ قنوت: ص ٣١٦ تا ٣١٨.