دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٧
٣ / ٤
شافعى [١]
٢٩٣٠.مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ـ به نقل از ابو النجم بدر بن ابراهيم دينَوَرى ـ: محمّد بن ادريس شافعى ، چنين سروده است: {٠ اندوهم تازه مى شود و قلبم غمين مى گردد و خوابم سبك مى شود كه خفتن ، با چشمانم بيگانه است. ٠} {٠ از آنچه خوابم را بياشفت و پيرم كرد دگرگونى هاى روزگار است كه هدفى در پى دارند. ٠} {٠ كيست كه از سوى من به حسين عليه السلام پيامى برساند ـ هر چند برخى دل ها و جان ها ، آن پيام را خوش نمى دارند ـ ؛ ٠} {٠ به كُشته اى بى جرم و تقصير كه گويى پيراهن او به آب ارغوانى ، رنگ شده و خود نيز خَضابْ بسته است؟ ٠} {٠ شمشير را چكاچكى است و نيزه را آوازى و اسبان را شيهه هايى پياپى. ٠} {٠ دنيا براى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله به لرزه در آمد و كم مانده بود كه صخره هاى كوهستان هم آب شوند. ٠} {٠ اختران ، فرو رفتند و ستارگانى چند ، موجْ لرزه به جانشان افتاد و پرده ها فرو افتادند و گريبان ها چاك شدند. ٠} {٠ بر مهدى آلِ هاشم ، درود فرستاده مى شود و با فرزندانش جنگ مى شود، و اين ، چه شگفت است! ٠} {٠ اگر گناه من ، مِهر ورزيدن به خاندان محمّد صلى الله عليه و آله است بدانيد كه هرگز از اين گناه ، توبه نخواهم كرد. ٠} {٠ آنها در روز رستاخيز و توقّفگاهم، شفيعان من اند آن گاه كه گناهان فراوان در آن روز ، گريبانم را مى گيرند. ٠}
[١] محمّد بن ادريس بن عبّاس بن عثمان بن شافع، پيشواى شافعيان است. در غزّه، به سال١٥٠ ق، زاده شد و به سال ٢٠٤ ق، در گذشت.