دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٨
٠ كفرم آيد، هر كه اين را دين شمُرد! قطع باد از بُن، زبانى كاين شمرد! [١] ٠
٤ / ٧
كمال الدّين اصفهانى(م ٦٣٥ ق)
{٠ چون محرّم رسيد و عاشورا خنده بر لب ، حرام بايد كرد ٠} {٠ وز پىِ ماتم حسينِ على گريه از ابر ، وام بايد كرد ٠} {٠ لعنت دشمنانْش بايد گفت دوستدارى ، تمام بايد كرد . ٠}
٠ اگر كسى پسرى را از آنِ تو بكُشد به عمر خويش ، ره لعنتش رها نكنى ٠ ٠ اگر كشنده فرزند مصطفاست ، يزيد حديث لعنت و نفرين او ، چرا نكنى؟ ٠ ٠ تو بر كُشنده فرزند خود ، مكن لعنت چو بر كُشنده فرزند مصطفى نكنى. [٢] ٠
٤ / ٨
جلال الدين محمّد مولوى (م ٦٧٢ ق)
{٠ كجاييد ، اى شهيدان خدايى؟ بلاجويان دشت كربلايى؟ ٠} {٠ كجاييد ، اى سبُك روحان عاشق پرنده تر ز مرغان هوايى؟ ٠} {٠ كجاييد ، اى شهان آسمانى بدانسته فلك را در گُشايى؟ ٠} {٠ كجاييد ، اى ز جان و جا ، رَهيده؟ كسى مر عقل را گويد كجايى؟ ٠} {٠ كجاييد، اى درِ زندان ، شكسته بداده وامداران را رهايى؟ ٠} {٠ كجاييد، اى در مخزن ، گشاده كجاييد، اى نواى بى نوايى؟ ٠} {٠ در آن بحريد كاين عالم ، كف اوست زمانى بيش داريد آشنايى ٠} {٠ كف درياست صورت هاى عالم ز كف بگذر ، اگر اهل صفايى ٠}
[١] شكوه شعر عاشورا در زبان فارسى: ص ٦٢ و ٦٣.[٢] سيرى در مرثيه عاشورايى : ص ١٨٠ ـ ١٨١ .