دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٤
{٠ گفتند كه : اين جوان ، كدام است كآب از پسِ مرگِ او حرام است؟ ٠} {٠ صدپاره تنش كبابمان كرد زاب مژه ، غرقِ آبمان كرد ٠} {٠ مادرْش مباد با چنين سوز تا كشته ببيندش بدين روز ٠} {٠ چون چشم سوار ، بر وى افتاد آتش بگرفت و از پِى افتاد ٠} {٠ مى گفت و ز ديده ، اشك مى ريخت وز ديده به رُخ ، دو مشك مى ريخت ٠} {٠ كاين پاره پسر كه ريز ريز است در پيش پدر ، بسى عزيز است ٠} {٠ اين ، نوگل گلشن امام است فرزند حسينِ تشنه كام است ٠} {٠ از نسل مِهينْ پيمبر است اين ناكام ، علىّ اكبر است اين ٠} {٠ جمعى دگر آمدند جوشان رخساره ، پُر آب و دل ، خروشان ٠} {٠ گفتند : تنى به پاى آب است كاب از لب خشك او كباب است ٠} {٠ دست از سر دوش ها گسسته بس دست ز خون خويش ، شسته ٠} {٠ چون ديده به دام ، پاى بستش مرگ آمده و گرفته دستش ٠} {٠ قدْ سرو ، تنى چو سرو صدچاك چون سايه سرو ، خفته بر خاك ٠} {٠ از زخم سِنان و خنجر و تير صدپاره تنش شده زمينگير ٠} {٠ بگسسته ميان و يال و كتفش از جاى نمى توان گرفتش ٠} {٠ گفت : اين تن ميرِ نامدار است عبّاس دليرِ نامدار است ٠} {٠ مى گفت ز هر تنى ، نشانى گِردش عَرَبان به نوحه خوانى ٠} {٠ هر گوشه نشان شاه مى جست در خيل ستاره ، ماه مى جست ٠} {٠ تا بر تن شه ، گذارش افتاد رفت از خود و در كنارش افتاد ٠} {٠ گفت:اى تن بى سر! اين، چه حال است؟ اى كشته خنجر ! اين ، چه حال است؟ ٠} {٠ اى پيكر پاك ! اين چه روز است؟ اى خفته به خاك ! اين چه سوز است؟ ٠} {٠ اى كُشته! سرت كجا فِتاده است؟ بى سر ، بدنت كجا فتاده است؟ ٠} {٠ بر تن ، ز چه پيرهن ندارى؟ پيراهنِ چه ، كه تن ندارى؟ ٠}