دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٤
٠ دادى به تير و نيزه تنِ پاره پاره را زان رخنه ها چو صيد مُرادش مدام بود ٠ ٠ آن خضر اهل بيت به صحراى كربلا نوشيد آب تيغ ، ز بس تشنه كام بود ٠ ٠ تفتند ز آتش عطش ، آن لعلِ ناب را سنگين دلان ، مضايقه كردند آب را. [١] ٠
٥ / ١٣
لطفعلى بيك بيگدِلى (آذر) (١١٩٥ ق)
٠ آه از حَسنين كز جهان ، شيون و شين سر زد ز غمِ آن دو امام كونين ٠ ٠ اى واى از آن زمان كه خورد آب، حسن! فرياد از آن دم كه نخورد آب، حسين! [٢] ٠
٥ / ١٤
صباحى بيدگُلى (م ١٢٠٧ ق)
٠ چون تشنگى عنان ز كف شاه دين گرفت از پشت زين ، قرار به روى زمين گرفت ٠ ٠ پس بى حيايى ـ آه كه دستش بُريده باد ـ از دست داد دين و سر از شاه دين گرفت ٠ ٠ داغ شهادت على ، ايّامْ تازه كرد از نو، جهان، عزاى رسول امين گرفت ٠ ٠ بر تشت مجتبى ، جگر پاره پاره ريخت پهلوى حمزه ، چاك ز مِضراب كين گرفت ٠ ٠ هم پاى پيل ، خاك حرم را به باد داد [٣] هم اهرمن ز دست سليمان ، نگين گرفت [٤] ٠ ٠ از خاك ، خون ناحقِ يحيى گرفت جوش عيسى ز دار ، راه سپهر بَرين گرفت ٠ ٠ گشتند انبيا ، همه گريان و بو البشر بر چشم تَر ز شرم نبى ، آستين گرفت ٠
[١] ديوان حزين لاهيجى : ص ٦١٠ .[٢] ديوان لطفعلى بيك آذر بيگدلى: ص ٣٩٠.[٣] به داستان اصحاب فيل ، اشاره دارد كه در قرآن كريم آمده است .[٤] تلميحى به داستان رُبوده شدن خاتم سليمان٧ توسّط ديو است .