دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧١
در نيمه دوم سده هفتم هجرى، مغولان به فرماندهى هلاكوخان ، بر عراق چيره شدند . از اين رو، عالمانى باتدبير ، از قتل و غارت ، جلوگيرى كردند و از هلاكو خواستند بدانها امان داده ، از آنها حراست كند . او نيز چنين كرد و بدين سان ، شيعيان جنوب بغداد (مانند حلّه و كوفه و...) از فتنه رَهيدند . [١] اين چنين، شيعيان، با سقوط عبّاسيان ، به آزادى هايى دست يافته بودند و از سوى ديگر ، در د
سده هشتم
در اين سده ، غازان خان ـ كه حكومتش از سال ٦٩٤ ق ، شروع شده بود ـ گام هايى در گسترش گرايش هاى شيعى برداشت . پس از وى ، برادرش سلطان محمّد خدابنده ، به قدرت رسيد و پس از مدّتى ، شيعه شد و در ترويج و رسمى كردن آن ، بسى تلاش كرد . بدين سان ، با گرايش حاكمان مغول به تشيّع و رسمى شدن اين مذهب، زمينه انجام گرفتن علنى عزادارى و فراز آوردن شعائر شيعى گسترش يافت . سلسله جلايريان نيز ـ كه در عراق به حكومت رسيدند و خواهرزاده هاى سلطان محمّد خدابنده بودند ـ گرايش شيعى داشتند و حكومت آنها تا سال ٨١٤ ق ، ادامه يافت . ابن بطوطه (م ٧٧٩ ق) ، از مناطق : كربلا، حلّه، بحرين، قم، كاشان، ساوه و توس به عنوان شيعى متعصّب ، ياد مى كند . [٢]
[١] الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فى المئة السابعة : ص ٩٣ . در اين كتاب آمده كه خليفه به محتسب بغداد ، جمال الدين عبد الرحمان ابن جوزى ، دستور داد كه وى از مقتل خوانى در روز عاشورا و مرثيه سرايى در هر جاى بغداد، جز در كنار مرقد موسى بن جعفر٧ جلوگيرى كند .[٢] أسرار الإمامة : ص ٢٤٤ .[٣] مثنوى : ص ٩٥٩ (دفتر ٦ بيت ٧٧٧). گفتنى است كه مولوى، خود نيز غزل پُرشور و سوزناك «كجاييد اى شهيدان خدايى؟»را در سوگ شهيدان دشت كربلا سروده است.[٤] . ر .ك : ج ٩ ص ٣٨٩ (فصل يكم / سوگوارى در دهه اوّل محرّم) .[٥] از كارهاى مهمّ روز عاشورا درنزد اوليا ، همراهى كردن با فرشتگان و پيامبران و اوصيا در عزادارى است ، به خاطر شكسته شدن حرمت هاى الهى و از دست رفتن مقامات نبوى ، و خوارى و ذلّتى كه از سوى آن دشمنان ، بر اسلام رفت و مى رود ، و به جهت چيره شدن دولت ابليس و سپاهش بر دولت خدات و بندگان مخصوصش . انسان بايد در مجلس بنشيند ، تا آنچه بر فرزندان سيّد انبيا ـ كه درود خداى عزوجل بر او و خاندانش باد ـ رخ داد ، بخواند و مصيبت هايى را كه با ريخته شدن خون آنان ، تجديد شد و بدى اى كه به آنان روا داشته شد ، به ياد بياورد و نوشته اللهوف على قتلى الطفوف را بخواند . و اگر به آن دسترس نداشت ، آنچه را اين جا ذكر مى كنيم بخواند ، و چون ما روز عاشورا و وظايف در آن را از عمل و گفتار ، گفته ايم ، خوب است رويدادهاى آن را هم از رويارويى و جنگ ، بازگو كنيم و آن را اللطيف فى التصنيف فى شرح السعادة بشهادة صاحب المقام الشريف مى ناميم و مى گويم : بسم اللّه الرحمن الرحيم . على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن محمّد طاووس ، چنين مى گويد : خداوندا! ما اين مقتل را بر تو مى خوانيم و اين ظلم را به درگاه تو مى آوريم (الإقبال : ج ٣ ص ٥٦ ).[٦] مردم حلّه و كوفه ، فرزندان و مقدارى از اموالشان را كه مى توانستند ، به جلگه ها و تالاب ها بردند و بزرگانشان از سادات و فقها ، به همراه مجد الدين بن طاووس علوى ، پيش پادشاه (هلاكوخان) رفتند و از او امان خواستند و او به آنها امان داد و برايشان پليس گماشت و آنها به شهرهايشان باز گشتند و به دنبال هر كه در جلگه ها و تالاب ها بود و از موضوع خبر داشت ، فرستادند و آنان با خانواده و اموالشان آمدند (الحوادث الجامعة : ص ١٥٩) .[٧] سفرنامه ابن بطوطه : ج ١ ص ١١٦ .[٨] جامع المسائل: ص ٩٣ (المجموعة الثالثة).[٩] البدايه والنهاية : ج ٨ ص ٢٠٣ .[١٠] ديوان سيف فرغانى : ص ١٧٦ ش ٧٩ (بخش قصايد و قطعات) .