دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٣
٠ پس ، از چه زينب آن همه سُتْوار ، مانده بود؟! در مُلتقاى تيغ ، على وار مانده بود؟! ٠ ٠ از عشق و زخم ، مَلغَمه جان او چكيد دل ، پاره پاره ، از سرِ مژگان او چكيد ٠ ٠ آتش زدند خيمه به خيمه ، بهار را تا بگسلند قامت آن سوگوار را. [١] ٠
٧ / ٢٢
سعيد بيابانكى
٠ شن بود و باد ، قافله بود و غبار بود آن سوى دشت ، حادثه ، چشم انتظار بود ٠ ٠ فرصت نداشت جامه نيلى به تن كند خورشيد ، سرْبرهنه ، لب كوهسار بود ٠ ٠ گويى به پيشواز نزول فرشته ها صحرا ، پُر از ستاره دنباله دار بود ٠ ٠ مى سوخت در كوير ، عطشناك و روزه دار نخلى كه از رسول خدا ، يادگار بود ٠ ٠ نخلى كه از ميان هزاران هزار فصل شيواترين مقدّمه نوبهار بود ٠ ٠ شن بود و باد ، نخل شقايق تبار عشق تنديس واژگون شده اى در غبار بود ٠ ٠ مى آمد از غبار ، تب آلود و شرمسار آشفته يال و شيهه زن و بى قرار بود ٠ ٠ بيرون دويد دختر زهرا ز خيمه گاه برگشته بود اسب ، ولى بى سوار بود . [٢] ٠
٧ / ٢٣
حبيب چايچيان (حِسان)
{٠ امشب شهادت نامه عشّاق ، امضا مى شود فردا ز خون عاشقان ، اين دشت ، دريا مى شود ٠} {٠ امشب كنار يكدگر ، بنشسته آل مصطفى فردا پريشان جمعشان ، چون قلب زهرا مى شود ٠} {٠ امشب بُود بر پا اگر اين خيمه ثارُ اللّهى فردا به دست دشمنان ، بَركَنده از جا مى شود ٠} {٠ امشب صداى خواندنِ قرآن به گوش آيد ، ولى فردا صداى «الأمان» ، زين دشت ، بر پا مى شود ٠}
[١] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١٦٤٧ .[٢] نيمى از خورشيد : ص ٢٣ ـ ٢٤ .