دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٩
٠ در برِ تير بلاى عشقِ دوست سينه را مردانه بگشادن ، خوش است ٠ ٠ نوجوانِ مَهْ جَبين را تشنه كام جانب مقتل فرستادن ، خوش است ٠ ٠ شيرخواره ، كودكِ لب تشنه را آب با تير بلا دادن ، خوش است ٠ ٠ بى عَلَم ، بى دست و آب، از صدر زين روى صورت با سر افتادن ، خوش است. [١] ٠
٧ / ٤٠
سيدعلى موسوى گرمارودى
{٠ مى گريم از غمى كه فزون تر زعالَم است گر نعره بركشم زگلوى فلك، كم است ٠} {٠ پندارم آن كه پشت فلك نيز خم شود زين غم كه پشت عاطفه زان تا ابد، خم است ٠} {٠ يك نيزه از فراز حقيقت، فراتر است آن سر كه در تلاوتِ آياتِ محكم است ٠} {٠ ما مردگانِ زنده كجا، كربلا كجا! بى تشنگى، چه سود، گر آبى فراهم است ٠} {٠ جز اشك، زنگِ غفلتم از دل، كه مى برد؟ اكنون كه رنگِ حيرتِ آيينه، دَرهم است ٠} {٠ امّا دلى كه خيمه به دشتِ وفا زند آيينه تمام نماى محرّم است ٠} {٠ وين شوق روشنم به رهايى كه در دل است آغاز آفتاب و سرانجام شبنم است . ٠} {٠ آه ـ اى فرات ـ ، كاش تو هم مى گريستى آسوده، بى خروش، روان بهرِ كيستى؟... ٠} {٠ چون موج، روى دست پدر، پيچ و تاب داشت وز نازكى، تنى به صفاى حباب داشت ٠} {٠ چون سوره هاى كوچك قرآن، ظريف بود هر چند، او فضيلتِ اُمّ الكتاب داشت ٠} {٠ چون ساقه هاى تازه ريواس، تُرد بود از تشنگى اگر چه بسى التهاب داشت ٠} {٠ از بس كه در زلالىِ خود، محو گشته بود گويى خيال بود و تنى از سراب داشت ٠} {٠ لبخند، سايه اى گذرا بود بر لبش با آن كه بسته بود دو چشمان و خواب داشت ٠} {٠ يكجا سه پاسخ از لبِ خارى شنيده بود آن غنچه؛ ليك فرصتِ يك انتخاب داشت ٠}
[١] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١٢٤٦ .