دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٣
{٠ هفتاد و دو ستاره غريبانه سوختند اين است آن شبى كه سحرها در او گم است. ٠} {٠ باران نيزه بود و سر شه سوارها جز تشنگى نكرد علاج خمارها... ٠} {٠ از شرق نيزه، مِهر درخشان بر آمده است وز حلق تشنه، سوره قرآن بر آمده است ٠} {٠ موج تنور پيرزنى نيست اين خروش توفانى از سماع شهيدان بر آمده است ٠} {٠ اين كاروان تشنه، ز هر جا گذشته است صد جويبار، چشمه حيوان بر آمده است ٠} {٠ باور نمى كنى اگر، از خيزران بپرس كآيات نور، از لب و دندان بر آمده است ٠} {٠ انگشت ما گواه شهادت كه روز مرگ انگشترى زدست شهيدان در آمده است ٠} {٠ راه حجاز مى گذرد از دل عراق از دشت نيزه، خار مُغيلان بر آمده است ٠} {٠ چون شب رسيد، سر به بيان گذاشتيم جان را كنار شام غريبان گذاشتيم... ٠} {٠ تو پيش روى و پشت سرت آفتاب و ماه آن يوسفى كه تشنه برون آمدى ز چاه ٠} {٠ جسم تو در عراق و سرت ره سپار شام برگشته اى و مى نگرى سوى قتلگاه ٠} {٠ امشب، شبى است از همه شب ها سياه تر تنهاتر از هميشه ام، اى شاه بى سپاه! ٠} {٠ با طعن نيزه ها به اسيرى نمى رويم تنها اسير چشم شماييم، يك نگاه! ٠} {٠ امشب به نوحه خوانى ات از هوش رفته ام از تارِ واىْ وايَم و از پودِ آه آه ٠} {٠ بگذار شام، جامه شادى به تن كند شب، با غم تو كرده به تن، جامه سياه! ٠}