دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٢
٠ نخستين اتّفاق تلخ تر از تلخ ، در تاريخ كه پشت عرش را خم كرد ، يك ظهر محرّم بود ٠ ٠ مدينه ، نه ، كه حتّى مكّه ، ديگر جاى امنى نيست تمام كربلا و كوفه ، غرق ابن مُلجم بود ٠ ٠ فتاد از پا كنار رود ، در آن ظهر دردآلود كسى كه عطر نامش ، آبروىِ آب زمزم بود ٠ ٠ دلش مى خواست مى شد آب شد از شرم، امّا حيف دلش مى خواست صد جان داشت، امّا باز هم كم بود ٠ ٠ اگر در كربلا توفان نمى شد ، كس نمى فهميد چرا يك عمر ، پشت ذو الفقارِ مرتضى ، خم بود؟ [١] ٠
{٠ مى آيم از رهى كه خطرها در او گم است از هفت منزلى كه سفرها در او گم است ٠} {٠ از لا به لاى آتش و خون، جمع كرده ام اوراق مقتلى كه خبرها در او گم است ٠} {٠ دردى كشيده ام كه دلم داغدار اوست داغى چشيده ام كه جگرها در او گم است ٠} {٠ دردى كشيده ام كه دلم داغدار اوست داغى چشيده ام كه جگرها در او گم است ٠} {٠ با تشنگان چشمه «اَحلى مِنَ العسل» نوشم زشربتى كه شكرها در او گم است ٠} {٠ اين سرخى غروب كه هم رنگ آتش است توفان كربلاست كه سرها در او گم است ٠} {٠ ياقوت و دُرّ صيرفيان را رها كنيد اشك است جوهرى كه گُهرها در او گم است ٠}
[١] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١٥٨٠ .