دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٠
٠ در طلوع داغ اصغر ، استخوان اشكِ سرخ در گلوى چشم ها مى ماند ، اگر زينب نبود ٠ ٠ ذو الجناح دادخواهى ، بى سوار و بى لِگام در بيابان ها رها مى ماند ، اگر زينب نبود ٠ ٠ در هجوم لشكر شمشيرها ، تيغِ زبان در نيام ادّعا مى ماند ، اگر زينب نبود ٠ ٠ در عبور از بستر تاريخ ، سيل انقلاب پشت كوه فتنه ها مى ماند ، اگر زينب نبود. [١] ٠
٧ / ٣٢
محمّدعلى عجمى
٠ نيزه را ـ سَرور من ـ ، بستر راحت كردى شام را غُلغله صبح قيامت كردى ٠ ٠ به لب تشنه ات آن روز ، اشارت مى كرد خاتمى را كه به انگشتِ شهادت كردى ٠ ٠ عقل مى خواست بمانى به حرم ، امّا عشق گفت : بر نيزه بزن بوسه ، اجابت كردى ٠ ٠ بانگ لبّيك ، كه حجّاج به لب مى آرند آيه هايى است كه بر نيزه تلاوت كردى ٠ ٠ اكبر و قاسم و عبّاس ، كجايند ؟ كجا ؟ عشق! چون اين همه را بُردى و غارت كردى؟ ٠ ٠ چيست در تو ، همه امروز ، تو را مى جويند اى تن بى سرِ سَرور ، چه قيامت كردى! ٠ ٠ باز من ماندم و صد كوفه غريبى ، هيهات! گر چه آزادْ مرا تو زِ اسارت كردى. [٢] ٠
[١] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١٤٧٨ ـ ١٤٧٩ .[٢] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١٥٠٦ (به نقل از : اندوه سبز) .