دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٥
٧ / ٢٥
ابو القاسم حسينجانى
٠ كنار دل و دست و دريا ، اباالفضل تو را ديده ام بارها ، يا ابا الفضل ! ٠ ٠ تو از آب مى آمدى ، مَشك بر دوش و من ، در تو ، غرق تماشا ، ابا الفضل ! ٠ ٠ اگر دست مى داد ، دل مى بُريدم به دست تو ، از هر دو دنيا ، ابا الفضل ! ٠ ٠ دل از كودكى ، از فرات آب مى خورد و تكليف شب ، آب ، بابا ، ابا الفضل ! ٠ ٠ تو لب تشنه ، پَرپَر شدى ، شبنم اشك به پاى تو مى ريزم امّا ، ابا الفضل ! ٠ ٠ فَدَك ، مادرى مى كند كربلا را غريبى تو هم مثل زهرا ، ابا الفضل ! ٠ ٠ تو را هر كه دارد ، ز غم ، بى نياز است وفا ، بعد از اين نيست تنها ، ابا الفضل ! ٠ ٠ تو با غيرت و آب و دستِ بُريده قيامت به پا مى كنى ، يا ابا الفضل ! [١] ٠
٧ / ٢٦
كريم رجب زاده
{٠ به ميدان مى برم از شوق سربازى ، سر خود را تو هم آماده كن ـ اى عشق ـ ، كم كم ، خنجر خود را ٠} {٠ مرا گر آرزويى هست ، باور كن بجز اين نيست كه در تن پوشى از شمشير ، بينم پيكر خود را ٠} {٠ هواى پَر زدن از عالم خاكى به سر دارم خوشا روزى كه بينم بى قفس ، بال و پَر خود را! ٠}
[١] من مى گويم، شما بگرييد (مراثى عاشورايى): ص ٤٩.