دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٥
٠ غلام همّت آن مردمم كه جان دادند به پاس يارى او در حريم بستر او. [١] ٠
٧ / ١٢
خوشدل تهرانى(م ١٣٦٥ش)
٠ بزرگْ فلسفه قتلِ شاه دين ، اين است كه مرگ سرخ ، به از زندگى ننگين است ٠ ٠ حسين ، مظهر آزادگى و آزادى است خوشا كسى كه چنينش مرام و آيين است! ٠ ٠ نه ظلم كن به كسى ، نه به زير ظلم برو كه اين ، مرام حسين است و منطقِ دين است ٠ ٠ همين نه گريه بر آن شاه تشنه لب ، كافى است اگر چه گريه بر آلام قلب ، تسكين است ٠ ٠ ببين كه مقصد عالى وى چه بُد ـ اى دوست ـ كه درك آن ، سبب عزّ و جاه و تمكين است ٠ ٠ ز خاك مردم آزاده ، بوى خون آيد نشانِ شيعه و آثار پيروى ، اين است. [٢] ٠
٧ / ١٣
سيّد محمّد حسين بهجت (شهريار) (م ١٣٦٧ ش)
{٠ شيعيان ! ديگر هواى نينوا دارد حسين روىِ دل با كاروان كربلا دارد حسين ٠} {٠ از حريم كعبه جدّش به اشكى شُست دست مَروِه پشت سر نهاد ، امّا صفا دارد حسين ٠} {٠ مى برد در كربلا هفتاد و دو ذبحِ عظيم بيش از اينها حرمت كوى مِنا دارد حسين ٠} {٠ پيشِ رو ، راه ديار نيستى، كافيش نيست اشك و آه عالمى هم در قفا دارد حسين ٠} {٠ بس كه محمل ها رود منزل به منزل، با شتاب كس نمى داند عروسى يا عزا دارد حسين ٠} {٠ رخت وديباج حرم، چون گل به تاراجش
[١] تجلّى عشق در حماسه عاشورا : ص ٢٩١ .[٢] گلزار شهيدان : ص ١٩٦ .