دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٢
٧ / ٧
عبد العلى نگارنده(م ١٣٤٦ ش)
٠ به ملّتى كه مَرامش بُود مرام حسين من احترام گذارم به احترام حسين ٠ ٠ از آن جهت شده ايوان كربلا ، دل ما كه افتتاح شده از اَزَل به نام حسين ٠ ٠ هنوز تشنه ، بگِريد چو آب مى نوشد هنوز مى شنود گوش دل ، پيام حسين ٠ ٠ زبان به موعظه بگشود و من نمى گويم چه روى داد و چرا قطع شد كلام حسين ٠ ٠ به باغ ، سرو خرامان، به خاك ، خون مى ريخت فِتاد چون به زمين ، سرو خوش خرام حسين ٠ ٠ نه چون حسين ، كسى سجده كرد در عالم نه كس قيام نموده است چون قيام حسين ٠ ٠ حسين ، بس كه مقامش بلندمرتبه است بجز خداىْ نداند كسى مقام حسين. [١] ٠
٧ / ٨
صغير اصفهانى(م ١٣٤٩ ش)
{٠ از آن زمان كه خزان گشت نوبهارِ حسين چو لاله ، خلقِ جهان اند داغدارِ حسين ٠} {٠ نيافت راه چو بر حلق خشك آن مظلوم هنوز ، آب فرات است شرمسار حسين ٠} {٠ بنوش آب و بياد آر زير خنجر شمر ز شدّت عطش و قلب پُر شرار حسين ٠} {٠ فغان و آه كه لب تشنه ، غوطه ور گشتند به خون خويش ، جوانان گل عذار حسين ٠} {٠ ندانم آتش كين بود يا شرار عطش كه سوخت خيمه اطفال دل فگار حسين؟ ٠} {٠ گلوى تشنه بُريدند چون سرش از تن عجب كه آب ببستند بر مزار حسين! ٠} {٠ ببين مودّت ياران او كه تا محشر به خاك و خون ، همه خفتند در كنار حسين ٠} {٠ فَراشْت رايتِ مظلومى پدر تا حشر به دست همّت خود ، طفل شيرخوار حسين ٠} {٠ به عشق دوست ، چنان داد كار خويش انجام كه عقل ها همه حيران بُود به كار حسين ٠}
[١] گلواژه (٢) : ص ١٢٨ .