دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٠
٠ اى مير كاروان ، عجب آسوده خفته اى؟! شد كاروان روانه ، چه وقت اقامت است؟ ٠ ٠ از جاى خيز و بى كفنان را كفن نما اى كشته اى كه خون خدايت ، غرامت است! ٠ ٠ بر كُشتگان بى كفنت ، خيز و كن نماز اى آن كه در حيات و مماتت ، امامت است! ٠ ٠ از ما مجو كناره كه با اين فراق و داغ ما را دگر نه طاقت تيرِ ملامت است ٠ ٠ با كاروان ، روان همه جا بر سِنان ، سرت بر خاك تيره ، از چه تنت را مَقامت [١] است ٠ ٠ خاكم به سر ز سمّ سُتوران كين ! كجا باقى به جا براى تو جسمى سلامت است؟ ٠ ٠ نى سر به تن ، نه جامه ، نه انگشترى ، نه دست بس داغ اكبرت به هويّت ، علامت است ٠ ٠ اينك به سرپرستى ما آيدى سرت اى سر فداى آن كه سراپا كرامت است! ٠ ٠ آسان شمرد و كرد به ما آنچه خواست ، چرخ غافل از آن كه عاقبتش را وخامت است ٠ ٠ آوخ كه دير گشت پشيمان ز فعل خويش! حالى ، چه سودْ حاصلش از اين ندامت است؟ [٢] ٠
[١] مقامت : قرار داشتن .[٢] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص١١١٠ -١١١٢ (به نقل از : اشك خون) .