دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٨
{٠ ...كاى خاك پاك خوش! تو هماغوش ماه باش شاه حجاز را پس از اين ، بارگاه باش ٠} {٠ شاهى كه با حَنوط گرفتيش در بغل كافور پاش بر تنش ، از خاك راه باش ٠} {٠ ديدى تو ناروا به شه از كهنه پيرهن حالى بيا و پيرهنش را گياه باش ٠} {٠ پنهان چو شد پناه خلايق ، به خاك تو ز امروز ـ اى زمين ـ تو خلايق پناه باش... ٠} {٠ با خاطرى چو موى پرى زادگان ، پريش زان پس نمود عرضِ شكايت به مامِ خويش ٠} {٠ مانند ابر آذرى ، آغاز ناله كرد وز اشك ، خاك ماريه را رَشك لاله كرد ٠} {٠ ... كاى در بهشت دور ز غم ، غم گسار من! پنهان ز ديده ، مونس شب هاى تار من! ٠} {٠ خوش بر سرير گلشن فردوس ، خفته اى يك لحظه سر بر آر و ببين لاله زار من ٠} {٠ يك دم بيا به رسم تفرّج ، به كربلا بنگر خزان ز باد مخالف ، بهار من ٠} {٠ از قحط آب ، گشت خزان گلِستان تو رفت از خَسان به باد فنا ، اعتبار من ٠} {٠ از پا فتاده سَرو حسين تو روى خاك در خون تپيده اكبر نسرينْ عِذار من ٠} {٠ شد بهر قطره اى گل عبّاسى ام ز دست وز آب ديده ، دجله روان در كنار من ٠}