دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥
٠ امشب ز روى اكبر ، قرص قمر ، هويداست آسيب انشقاق از تيغ شقاق ، فرداست ٠ ٠ امشب شكفته اصغر ، چون گُل به روى مادر پيكان و آن گلو را ، بوس و عِناق ، فرداست ٠ ٠ امشب خوش است و خرّم ، شمشاد قدّ قاسم رفتن به حجله گور ، با طَمطُراق ، فرداست ٠ ٠ امشب نهاده بيمار ، سر روى بالش ناز گردن به حلقه غُل ، پا در وثاق ، فرداست ٠ ٠ امشب به روى ساقى ، آزادگان گشاده بند گرانِ دشمن، بر دست و ساق ، فرداست ٠ ٠ امشب نشسته مولا ، بر رَفرَف عبادت پيمودن ره عشق ، روى بُراق ، فرداست ٠ ٠ امشب شب عروج است ، تا بزم «قابَ قَوسَين» هنگام رزم و پيكار ، يوم السباق ، فرداست ٠ ٠ امشب شه شهيدان ، آماده رحيل است ديدار روى جانان ، يوم التلاق ، فرداست ٠ ٠ امشب بگو به بانو ، يك ساعتى بيارام هنگامه بلاخيز ، ما لا يطاق ، فرداست ٠ ٠ امشب قرين يارى ، از چيست بى قرارى؟ دل گر شود ز طاقت ، يكباره طاق ، فرداست. [١] ٠
٧ / ٥
عبد السّلام تربتى (م ١٣٧٢ ق)
٠ اى وجه ذو الجلال ! چرا خفته اى به رو؟ بُبْريده شمر دون ، مگرت از قفا ، گلو؟ ٠ ٠ اى شاه بى سپاه ! سر و افسرت چه شد؟ انگشت و دست و جامه و انگشتريت كو؟ ٠ ٠ دنيا فروختى به يكى كهنه پيرهن اى خاك بر سرم ! چه شد آن مُندَرِس رُكو؟ [٢] ٠ ٠ پس هِشت سر به پاش چو زلفى كه سر به گوش تا سر كند حديث شب هجر ، مو به مو ٠
[١] ديوان كمپانى : ص ٩٠ .[٢] رُكو: رِكوى ؛ لباس و جامه ژنده .[٣] إركَبوا : سوار شويد .[٤] اُخىّ : برادرم ، اى برادر ![٥] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١١٠٨ و ١١٠٩ (به نقل از : اشك خون) .[٦] دُموع جاريه : اشك هاى ريزان .[٧] ماريه : سرزمين كربلا .[٨] مقامت : قرار داشتن .[٩] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص١١١٠ -١١١٢ (به نقل از : اشك خون) .