دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٤
٧ / ٣
فؤاد كرمانى (م ١٣٥٨ ق)
٠ زنده جاويد كيست ؟ كشته شمشير دوست كآب حيات قلوب ، در دمِ شمشير اوست ٠ ٠ گر بشِكافى هنوز ، خاك شهيدان عشق آيد از آن كشتگان ، زمزمه : دوست ، دوست... ٠ ٠ عاشق ديدار دوست ، اوست كه همچون حسين زردىِ رُخسار او ، سرخ ز خون گلوست ٠ ٠ هر كه چو او پا نهاد بر سرِ ميدان عشق بى سر و سامان سرش در خَمِ چوگان چو گوست ٠ ٠ دوست به شمشير اگر ، پاره كند پيكرش منّت شمشير دوست ، بر بدنش مو به موست ٠ ٠ گر به اسيرى بَرند عترت او دشمنان هر چه ز دشمن بر او ، دوست پسندد ، نكوست. [١] ٠
٧ / ٤
غروى اصفهانى (كمپانى) (م ١٣٦١ ق)
{٠ امشب شب وصال است ، روز فراق ، فرداست در پرده حجازى ، شور عراق ، فرداست ٠} {٠ امشب ، قِران سعد است در اختران خرگاه يا آن كه ليلة البدر ، روز مُحاق ، فرداست ٠} {٠ امشب ز لاله رويان ، فرخنده لاله زارى است رُخساره هاى چون شمع ، در احتراق ، فرداست ٠} {٠ امشب نواى تسبيح ، از شش جهت ، بلند است فرياد «واحسينا!» ، تا نُه رواق ، فرداست ٠} {٠ امشب به نور توحيد ، خرگاه شاه ، روشن در خيمه آتش كفر ، دود نفاق ، فرداست ٠}
[١] شمع جمع : ص ١٤٥ .