دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٨
٠ با حسينى لب، هر آنچ او گفت راز شه به گوش زينبى بشنيد باز ٠ ٠ گوش عشق، آرى، زبان خواهد ز عشق فهم عشق، آرى، بيان خواهد ز عشق ٠ ٠ با زبان ديگر، اين آواز نيست گوش، ديگر محرم اسرار نيست ٠ ٠ اى سخنگو! لحظه اى خاموش باش اى زبان، از پاى تا سر، گوش باش ٠ ٠ تا ببينم از سر صدق و صواب شاه را زينب، چه مى گويد جواب ٠ ٠ گفت زينب در جواب، آن شاه را كاى فروزان كرده مهر و ماه را ٠ ٠ عشق را از يك مَشيمه زاده ايم لب به يك پستان غم بنهاده ايم ٠ ٠ تربيت، بوده است بر يك دوشمان پرورش در جيب يك آغوشمان ٠ ٠ تا كنيم اين راه را مستانه طى هر دو از يك جام خوردستيم مى ٠ ٠ هر دو در انجام طاعت، كامليم هر يكى امر دگر را حامليم ٠ ٠ تو شهادت جستى، اى سبط رسول ! من اسيرى را به جان كردم قبول . [١] ٠
٦ / ٨
طَرَب شيرازى (م ١٣٣٠ ق)
{٠ اى ديده ! خون ببار كه امشب ، شبِ عزاست امشب ، شب عزاى شهنشاه كربلاست ٠} {٠ امشب ، چه روى داده كه دوران، پُر از مِحَن امشب ، چه روى داده كه گيتى ، پُر از بلاست؟ ٠} {٠ امشب ، چه روى داده كه احمد ، دلش ملول امشب ، چه روى داده كه زهرا ، قدش دوتاست؟ ٠} {٠ خاكم به سر ، بُود شب قتل شه شهيد كآفاق ، پُر ز ناله و ايّام ، پُر نواست ٠} {٠ فردا بُود كه جسم جوانانِ هاشمى زير سُم ستور مخالف ، چو توتياست ٠} {٠ فردا بُود كه تشنه لب از بهر مَشك آب عبّاس را به تيغ ، دو دست از بدن ، جداست ٠} {٠ فردا به تيغ «مُنقذ» بى دينِ كفرْكيش شقّ القمر ز تارك اكبر نمود راست ٠} {٠ فردا بُود كه وِلوِله در جان قدسيان فردا بُود كه زلزله در عرش كبرياست ٠}
[١] گنجينة الأسرار: ص ٩٨.