دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٤
٠ گوش خضرا ، همه پُرغلغله ديو و پرى سطح غَبرا ، همه پُر وِلوله وحش و طيور ٠ ٠ غرق درياى تحيّر ز لب خشك تو ، نوح دست حسرت به دل ، از صبر تو ، ايّوب صبور ٠ ٠ كوفيان ، دست به تاراج حرم كرده دراز آهوان حرم ، از واهمه در شيون و شور ٠ ٠ انبيا ، محو تماشا و ملائك ، مبهوت شمر ، سرشار تمنّا و تو سرگرم حضور. [١] ٠
٦ / ٥
صفايى جندقى (م ١٣١٤ ق)
٠ بيمار كربلا ، به تن از تب ، توان نداشت تاب تن از كجا؟ كه توان بر فغان نداشت ٠ ٠ گر تشنگى ز پا نفِكندش ، غريب نيست آب، آن قدر كه دست بشويد ز جان ، نداشت ٠ ٠ در كربلا كشيد بلايى كه پيش وَهْم عرش عظيم ، طاقت نيمى از آن ، نداشت ٠ ٠ زآمدْ شدِ غمِ اُسرا در سراى دل جايى براى حسرت آن كُشتگان ، نداشت ٠ ٠ در دشت فتنه خيز كه زان سَروران ، تنى جز زير تيغ و سايه خنجر ، امان نداشت ٠ ٠ اين صيد هم كه ماند ، نه از بابِ رحم بود ديگر سپهر ، تير جفا در كمان نداشت ٠ ٠ يا كور شد جهان كه نشانى از او نديد يا كاست او چنان كه ز هستى ، نشان نداشت ٠ ٠ از دوستانش آن همه يارى ، يقين نبود وز دشمنان هم اين همه خوارى ، گمان نداشت ٠ ٠ از بهر دوستان وطن ، غير داغ و درد مى رفت سوى يثرب و هيچ ارمغان نداشت ٠ ٠ تا شام هم ز كوفه در آن آفتابِ گرم جز سايه سرِ شهدا ، سايبان نداشت ٠ ٠ از يك شرار آه ، چرا چرخ را نسوخت در سينه ، آتش غم خود ، گر نهان نداشت؟ ٠ ٠ وز يك قطار اشك ، چرا خاك را نشُست گر آستين به ديده گوهرفشان نداشت؟ [٢] ٠
[١] اشاره به آيه ١٤ از سوره طه «أَنَا اللّه ُ لا إلهَ إلّا اَنَا فَاعْبُدُنى ؛ منم خداى يكتا . جز من ، خدايى نيست . پس مرا بپرست» .[٢] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ٩٦٢ .[٣] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ٩٧٢ (به نقل از : مجموعه مراثى صفايى جندقى) .