دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٣
٠ زينب ، چو ديد پيكر آن شه به روى خاك از دل كشيد ناله به صد دردِ سوزناك: ٠ ٠ كِاى خفته خوش به بستر خون ! ديده باز كن احوال ما ببين و سپس ، خوابِ ناز كن ٠ ٠ اى وارث سَرير امامت ! به پاى خيز بر كشتگان بى كفن خود ، نماز كن ٠ ٠ طفلان خود ، به ورطه بحر بلا نگر دستى به دستگيرى ايشان ، دراز كن... ٠ ٠ برخيز ، صبح ، شام شد ، اى ميرِ كاروان! ما را سوار بر شترِ بى جهاز كن ٠ ٠ يا دست ما بگير و از اين دشت پُرهراس بار دگر ، روانه به سوى حجاز كن. ٠ ٠ پس چشمه سارِ ديده ، پر از خون ناب كرد بر چرخ كج مدار ، به زارى خطاب كرد ... [١] ٠
٠ اى ز داغ تو روان ، خون دل از ديده حور بى تو عالم ، همه ماتمكده تا نفخه صور ٠ ٠ ز تماشاى تجلّاى تو ، مدهوش ، كليم اى سرت سِرّ «أنا اللّه » [٢] وسِنان ، نخله طور ٠ ٠ ديده ها ، گو همه دريا شو و دريا ، همه خون كه پس از قتل تو ، منسوخ شد آيين سُرور ٠ ٠ پاى در سلسله ، سجّاد و به سر تاج ، يزيد خاك عالم به سرِ افسر و ديهيم و قصور ٠ ٠ دِير ترسا و سر سِبط رسول مدنى آه اگر طعنه به قرآن زند انجيل و زَبور! ٠ ٠ تا جهان باشد و بوده است، كه داده است نشان ميزبان ، خفته به كاخ اندر و مهمان ، به تنور؟ ٠ ٠ سر بى تن كه شنيده است به لب ، آيه كهف؟ يا كه ديده است به مشكاتِ تنور ، آيه نور؟ ٠ ٠ جان، فداى تو كه از حالت جانبازى تو در طف ماريه ، از ياد بشد شور نُشور ٠ ٠ قدسيان ، سر به گريبان به حجاب ملكوت حوريان ، دست به گيسوى پريشان ز قصور ٠
[١] اشاره به آيه ٩ از سوره نجم : «فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى» (در داستان معراج) است و چون«قوس» به معنى كمان است ، در پى آن ، گفته است : اگر معراج پيامبر اكرم٩ به سوى قلّه «قاب قوسين» بوده ، معراج امام حسين عليه السلام به سوى تير و خدنگ است .[٢] آتشكده نيّر : ص ١٠٧ ـ ١٢٠ .[٣] اشاره به آيه ١٤ از سوره طه «أَنَا اللّه ُ لا إلهَ إلّا اَنَا فَاعْبُدُنى ؛ منم خداى يكتا . جز من ، خدايى نيست . پس مرا بپرست» .[٤] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ٩٦٢ .