دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٨
٠ گيرم حسين ، سِبط رسول خدا نبود گيرم كه نور ديده خير النسا نبود ٠ ٠ گيرم يكى ز زمره اسلام بود و بس از مسلم، اين ستم به مسلمان ، سزا نبود ٠ ٠ گيرم به رغم نسل زنا ، بود كافرى بر هيچ كافر، اين همه عدوان ، روا نبود ٠ ٠ گيرم نبود سينه او مخزن علوم آخر ز مِهر ، بوسه گه مصطفى نبود؟ ٠ ٠ اى ظالمان امّت و بيگانگان دين! يك تن از آن ميان ، به خدا آشنا نبود؟ ٠ ٠ گيرم كه خون حلق شريفش مباح بود شرط بُريدن سرِ كس از قفا نبود ٠ ٠ اى پور سعد شوم كه از بهر نان رى دين را فروختى و به چشمت حيا نبود! ٠ ٠ گيرم نبود عترت او ، عترت رسول گيرم حريم او حرمِ كبريا نبود ٠ ٠ با دشمنان دين ـ به خدا ـ گر رسول بود هرگز به اين ستم كه تو كردى ، رضا نبود ٠ ٠ آتش به آشيانه مرغى نمى زنند گيرم كه خيمه ، خيمه آل عبا نبود. ٠ ٠ ترسم ز طعن و سرزنش دشمنان دين گر گويم از جفاى تو با سَروران دين . [١] ٠
٠ لباس كهنه بپوشيد زير پيرهنش مگر برون نكِشد خصمِ بدمَنِش ز تنش ٠ ٠ لباس كهنه چه حاجت كه زير سمّ سُتور تنى نماند كه پوشند جامه يا كفنش ٠ ٠ نه جسم زاده زهرا، چنان لگدكوب است كزو توان به پدر بُرد بوى پيرهنش ٠ ٠ زمانه ، خاك چمن را به بادِ عدوان داد تو در فغان كه چه شد ارغوان وياسمنش؟ ٠ ٠ عيالش ار نه به همره در اين سفر بودى از او خبر نرسيدى به مردم وطنش ٠ ٠ ز دستگاه سليمان ، فلك ، نشان نگذاشت به غير خاتمى ، آن هم به دست اهرمنش. [٢] ٠
[١] جُفون : جمع جَفن ، پلك هاى چشم .[٢] ديوان وصال شيرازى : ص ٦٢ ـ ٦٣ .[٣] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ٨٦٦ (به نقل از: مراثى وصال).