دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥
٠ كردند پس به نيزه ، سرى را كه آفتاب از شرم او نهفت رُخ زرد در نقاب. [١] ٠
٥ / ١٥
طراز يزدى (م ١٢٢٤ ق)
٠ آتش زد اين بهار ، جگرهاى تفته را مانَد سحاب ، خيمه بر باد رفته را ٠ ٠ بود آتشى نهفته به دل ها و بر فروخت باد بهار ، آتش در دل نهفته را ٠ ٠ ياد آورم چو غنچه سيراب بنگرم آن غنچه هاى تشنه در خون شكفته را ٠ ٠ خيزد ز خاك ، سبزه و ياد آوَرَد حسين آن سبز خطْ سُلاله در خاك خفته را ٠ ٠ از كربلا شنفته اى ـ اى دل ـ حكايتى هرگز به ديده نيست شباهت ، شنفته را ٠ ٠ هفت آسمان ، هنوز بگِريد بر آن كه ديد در خون خضاب ، كاكُل ماه دوهفته را ٠ ٠ از هر طرف ، غبار مصيبت ، فرو گرفت كاشانه هاى شهپَر جبريل رُفته را. [٢] ٠
٥ / ١٦
نشاط اصفهانى (م ١٢٤٤ ق)
٠ اين سعادت ، از اَزَل اندوخته است اين شهادت ، از على آموخته است ٠ ٠ چون پيام دوست از دشمن شِنُفت زير زخم تيغ دشمن ، «فُزْتُ» [٣] گفت ٠ ٠ هر كه را از دوستانش خواند دوست زير تيغ دشمنان ، بنشانْد دوست ٠ ٠ از نخست افتاد چون مقبول عشق لاجرم ، شد عاقبت ، مقتول عشق ٠ ٠ گر حديث ما ، تو را آيد عجب گفت حق ، خود در حديث«مَنْ طَلَب» [٤] ٠
[١] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ٨٤٥ (به نقل از : ديوان صباحى بيدگُلى) .[٢] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ٨٥٢ .[٣] اشاره به كلام امام على عليه السلام در هنگام ضربت خوردن در مسجد كوفه : «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبه!» .[٤] اشاره به حديث قدسى : «من طَلَبَنى وَجَدَنى و من وجدنى عَشَقَنى ، و من عشقنى عَشَقتُهُ ، و من عشقته قَتَلتُهُ ، و من قتلته فَعَلَىَّ دِيَتُه، ومن علَىَّ ديتُهُ فأنا ديته» (شرح فصوص الحكم، عبد الرزّاق كاشانى: ص ١٠٠).