دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٧
٥ / ٦
حكيم شفايى اصفهانى (م ١٠٣٨ ق)
{٠ اى صبح ، كز جگر، دَم سردى كشيده اى! در ماتم حسين، گريبان دريده اى؟ ٠} {٠ اى مهر ! اگر تو نيز عزادار نيستى تيغ شعاع ، از چه سراپا كشيده اى؟ ٠} {٠ گردون! تو نيز ماتمىِ اين مصيبتى بر سينه ، نعل از مَه تابان بُريده اى ٠} {٠ اى غنچه ! ياد مى دهد از تنگىِ دلت چون ماه نو ، لبى كه به دندان گَزيده اى ٠} {٠ اى گل كه جوش مى زندت خون ز راه گوش! از مقتل حسين ، حديثى شنيده اى؟ ٠} {٠ خون مى چكد ـ نسيم ـ ز دامان تو ، مگر بر كشتگانِ كوى شهادت وزيده اى؟ ٠} {٠ اى لاله ! زيبدت كفن سرخ رو به بر گويا كه از مزار شهيدان دميده اى ٠} {٠ اى لعل آتشين ! دل سنگ از تو داغ شد گويا ز كُنج چشمِ مصيبت چكيده اى. ٠}
٠ ماه محرّم آمد و دل ، نوحه برگرفت گردون پير ، شيوه ماتم ز سر گرفت ٠ ٠ اى عشق ! همّتى كه دگر لشكر ملال از بيم حمله ، كشور دل ، سر به سر گرفت ٠ ٠ اى صبر ! الوداع كه غم از ميان خلق رسم شكيب و شيوه آرام ، برگرفت ٠ ٠ با خويشتن ، قرار عزاى حسين داد گردون ، چو از قدوم محرّم ، خبر گرفت ٠ ٠ رخت كبود از شب نيلى ، قبا سِتاند خاك سيه ، ز گُلخَن ، داغ جگر گرفت ٠ ٠ روح الأمين ، به ياد لب تشنه حسين آهى كشيد و خرمن افلاك در گرفت ٠ ٠ بالا گرفت آتش و از بيم سوختن خود هم به هر دو دست ، سرِ بال و پَر گرفت ٠ ٠ چندان گريست عقل نخستين كه آفتاب صد لُجّه آب از غم مژگان تَر گرفت ٠ ٠ بر ناقه چون سوار شدند اهل بيت او خورشيد ، دست شرم به پيشِ نظر گرفت ٠ ٠ ارواح انبيا هم از اين غم ، معاف نيست دست ملال ، دامن خير البشر گرفت. [١] ٠
[١] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ٨١٥ .