دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٢
٠ كاش آن زمان كه پيكر او شد درونِ خاك جان جهانيان ، همه از تن ، برون شدى! ٠ ٠ كاش آن زمان كه كشتى آل نبى شكست عالم ، تمام ، غرقه درياى خون شدى! ٠ ٠ آن انتقام ، گر نفتادى به روز حشر با اين عمل ، معامله دَهْر ، چون شدى؟ ٠ ٠ آل نبى ، چو دست تظلّم بر آورند اركان عرش را به تلاطم در آورند. ٠ ٠ بر خوان غم ، چو عالميان را صَلا زدند اوّلْ صلا به سلسله انبيا زدند ٠ ٠ نوبت به اوليا چو رسيد ، آسمان تپيد زان ضربتى كه برسرِ شير خدا زدند ٠ ٠ آن در كه جبرئيل امين بود خادمش اهل ستم به پهلوى خير النسا زدند ٠ ٠ بس آتشى ز اخگر الماس ريزه ها افروختند و در حسن مجتبى زدند ٠ ٠ وان گه سُرادقى كه مَلَك ، مَحرَمش نبود كندند از مدينه و در كربلا زدند ٠ ٠ وز تيشه ستيزه در آن دشت ، كوفيان بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند ٠ ٠ پس ضربتى كزان جگر مصطفى دريد بر حلق تشنه خَلَف مرتضى زدند ٠ ٠ اهل حرم ، دريده گريبان ، گشوده مو فرياد بر درِ حرم كبريا زدند ٠ ٠ روح الأمين ، نهاده به زانو سرِ حجاب تاريك شد ز ديدن آن ، چشمِ آفتاب. ٠ ٠ چون خون ز حلق تشنه او بر زمين رسيد جوش از زمين به ذِروه [١] عرش بَرين رسيد ٠ ٠ نزديك شد كه خانه ايمان شود خراب از بس شكست ها كه به اركان ديد رسيد ٠ ٠ نخل بلند او چو خسان بر زمين زدند توفان به آسمان ز غبار زمين رسيد ٠ ٠ باد آن غبار ، چون به مزار نبى رسانْد گَرد از مدينه بر فلك هفتمين رسيد ٠
[١] نفخ صور : دميده شدن در صور ؛ در شيپور دميدن . مراد از دميده شدنِ صور اسرافيل ، نزديك شدن قيامت است . در روز قيامت ، ابتدااسرافيل ، جهت ميرانيدن خلق مى دَمَد و بار ديگر ، جهت زنده كردن آنها و گويند كه بين دو نفخه ، چهل سال فاصله است .[٢] عيّوق : ستاره اى است سرخ رنگ و روشن در كنار راست كهكشان كه پس از ثريّا سر مى زند و پيش از آن، غروب مى كند و در اوج و بلندى ، شهرت دارد .[٣] سرادق : سراپرده ، خيمه . سرادق گردون : آسمان .[٤] خرگه بلندستون : مقصود ، آسمان است .[٥] سيماب وار : جيوه مانند . كاش زمين كه مانند گوى گرد و مدوّر ، و چون جيوه در حركت است ، بى حركت مى ماند .[٦] ذروه : به ضم و كسر اول و فتح سوم ، بلندى بالاى هر چيز؛ قُلّه.[٧] جامه در نيل زدن : كنايه از عزادار بودن .[٨] عيسى گردون : مراد ، خورشيد است ، چون جايگاه خورشيد ، در آسمان چهارم است و معنى بيت ، اين است كه چون خبر شهادت امام حسين عليه السلام به آسمان رسيد ، خورشيد ، جامه تيره پوشيد و عزادار گرديد .[٩] سلسبيل : چشمه اى در بهشت .[١٠] عِمارى : هودج مانندى كه بر پشت فيل و شتر ببندند ؛ جهاز شتر؛ كجاوه.[١١] نشور : زنده شدن ، رستاخيز .[١٢] محيط : اقيانوس ، دريا .[١٣] اشاره به يزيد بن معاويه .[١٤] اشك جگرگون : اشك خون آلود .[١٥] ديوان مولانا محتشم كاشانى : ص ٢٨٠ ـ ٢٨٥ .