دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩١
٢٩٢٣.مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : دعبل قصيده اى ديگر دارد [كه در آن ، آمده است] : {٠ اگر اندوهبارى ، چرا مى آرامى؟ آيا بر كسى كه پيامبر صل الله عليه وآله گريست، گريستى؟ ٠} {٠ آيا بر حسين عليه السلام و كشته شدنش گريستى؟ گريستن بر حسين عليه السلام، كارى است ستودنى. ٠} {٠ در آسمان ، ملائك فراوانى گريسته اند ؛ فرشتگان كه تابنده و گرامى و ركوع كننده و سجده كننده اند. ٠} {٠ [دشمنان،] حقّ پيامبر، محمّد عليه السلام، را پاس نداشتند ؛ زيرا به او داغى نهادند كه هرگز به سردى نمى گرايد. ٠} {٠ آيا فراموش كرده اى ، آن گاه را كه سپاهيان ، به سوى او تاختند و در ميان آنها ابن سعد و طغيانگرانِ منكِر بودند؟ ٠} {٠ در قتلگاهى ، از جرعه هاى مرگ به وى نوشاندند و در آن ، دشمنْ بسيار بود و يارى رسان، اندك. ٠} {٠ آن گاه ، بانوانِ پاك را آشفته موى و شكسته دل هِشتند؛ و پس از حسين عليه السلام يك پارچگى ، از هم گسست. ٠} {٠ و در روز شهادتش ، اسلامْ ناتوان شد. پس هم دين، بر فقدانِ او مى گريد و هم راد مردى. ٠} {٠ چگونه مى توان آرام گرفت ، حال آن كه در ميان اسيران ، زينب دردمندانه فرياد بر مى آورد : اى جدّ ما، اى احمد! ٠} {٠ اين، حسين است كه با شمشيرها تكّه تكّه و شهيد شده و با خون خود ، مو رنگ كرده است. ٠} {٠ بى پوشش و بى كفن ، در ميان بيابان، افتاده و زير سُمِ اسبان ، سُمكوب شده است ٠} {٠ و فرزندان پاك تو ، گرداگرد او بر روى خاك ، كُشته و بريده سر و بى بالين اند. ٠} {٠ اى پدربزرگ مصيبت ديده و عزيزداده ام! مى بينمش و از دشوارى حادثه ، افتان و خيزان مى روم . ٠} {٠ اى پدربزرگ! آب فرات را از آنان دريغ كردند و آنان تشنه كام كُشته شدند و از خون خود، سيراب گرديدند. ٠} {٠ اى نياى گرامى! حتّى سگان ، در كمال ايمنى ، از آن آب مى نوشند و سيراب مى گردند ؛ ولى ما را از نزديك شدنِ به فرات مى رانند. ٠}