دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٥
٢٨٩٥.تاريخ الطبرى: آن گاه [عبيد اللّه بن حُر، پس از شهادت حسين عليه السلام ، از كوفه ]خارج شد تا به كربلا رسيد . به قتلگاه شهيدان، نگاهى انداخت و سپس او و يارانش ، براى آنها به آمرزش خواهى پرداختند . آن گاه ، رفت تا به مدائن رسيد و چنين سرود : {٠ فرمان روايى كه حقيقتا خائن است ، مى گويد: چرا در كنار فرزند شهيد فاطمه نجنگيدى؟ ٠} {٠ آه! از اين كه يارى اش نكردم، چه پشيمانى اى دارم! و بى ترديد ، هيچ جانى ، پشيمانى را نمى تواند درمان كند. ٠} {٠ و من ـ به جان خودم سوگند ـ ، چون از حاميانش نبوده ام در حسرتم ؛ حسرتى كه از من جدا نمى شود . ٠} {٠ خدا ، كسانى را كه كمر [همّت] بستند و به يارى اش شتافتند سيراب سازد ؛ سيراب ساختنى از ابر رحمتِ مُستدامش! ٠} {٠ بر فراز مرقدها و آوردگاه آنها ايستادم و نزديك بود كه دل و روده ام از خشم ، و چشم اشكبارم ، از هم بَدَرند . ٠} {٠ به جان خودم سوگند كه آنان در رزم ، شتابان و در هماوردخواهى ، سريع بودند ، و نيز پاسدارِ بسيارْ بخشنده بودند . ٠} {٠ در يارىِ فرزند دختر پيامبرشان ، همدل شدند با شمشيرهايشان ؛ چرا كه آنان ، شيران بيشه جنگلِ در هم تنيده بودند. ٠} {٠ پس هنگامى كه [كسانى مانند آنان] كشته مى شوند، هر جان پارسايى بر روى زمين ، اندوهگين و بهت زده مى گردد. ٠} {٠ هرگز بينندگان ، بهتر از آنها را نديده اند؛ سَرورانى كه تا دَم مرگ ، دست و دلبازند . ٠} {٠ آيا با ستمگرى، آنها را مى كُشى و انتظارِ مهربانىِ ما را دارى؟ نقشه ات را فرو گذار كه ما با آن ، همدل نخواهيم شد. ٠} {٠ به جانم سوگند ، با كشتن آنها ، با ما دشمنى كرده ايد. پس چه بسيارند زنان و مردانى از ما كه در صددِ خونخواهى اند. ٠} {٠ بارها تصميم گرفته ام كه با سپاهى قدرتمند به سوى گروهى بروم كه از حق ، منحرف شده و ستم پيشه اند. ٠} {٠ پس ، دست برداريد ، و گر نه ، با دسته هايى جنگى ، شما را خواهم راند؛ دسته هايى كه از پيشروى ديلميان ، بر شما سهمگين تر خواهند بود. ٠}