دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣١
١ / ١٢
عبد اللّه بن زبير اسدى [١]
٢٨٩٣.الإرشاد: عبد اللّه بن زبير اسدى ، در باره هانى بن عُروه و مسلم بن عقيل ، چنين سروده است: {٠ اگر نمى دانى كه مُردن چيست به هانى در بازار و مُسلم ، بنگر ؛ ٠} {٠ به رادمردى كه شمشير ، چهره اش را از هم دريده و ديگرى كه از فراز بلندى ، [پرتاب و] كشته شده است . ٠} {٠ گرفتارِ فرمان فرمان روا شدند و به داستان هايى براى هر راه گذرى تبديل گشتند ٠} {٠ پيكرى را مى بينى كه مرگ ، چهره اش را دگرگون ساخته و خونى كه به هر نشيبى ، جارى شده است . ٠} {٠ رادمردى است كه حيايش از دخترى جوان ، افزون تر است و [شمشيرش] از شمشير دودَمْ آب داده ، بُرّان تر. ٠} {٠ آيا اسماء [بن خارجه] ، در نهايت ايمنى ، يا با چارپا رفت و آمد مى كند حال آن كه [قبيله] مَذحِج ، كينه توزانه در پىِ اويند؟ ٠} {٠ [قبيله] مراد ، همگى ، گرداگردش مى چرخند و همگى شان در پىِ او هستند ؛ چه پرسشگر ، چه فرمانده و چه فرمان پذير . ٠} {٠ اگر شما ، در پىِ خونخواهى برادرتان نباشيد در آن صورت ، بازماندگانى هستيد كه به اندك ، راضى مى شويد . ٠}
[١] ابو سعد عبد اللّه بن زبير بن اَشيم (/اسلم) اسدى، از شاعران نامدار كوفه و از شمارشاعران دربار اموى به شمار مى رود. زادگاه و زيستگاه او كوفه بود؛ ولى به شام رفت و معاويه و يزيد و فرزند يزيد را ستود و به آنان تعصّب مى ورزيد . وى از هجوسرايانى به شمار مى رود كه مردم، همواره از زبانش مى هراسيدند. او در زمان خلافت عبد الملك بن مروان، حدود سال ٧٥ ق، در گذشت. يحيى جُبورى، اشعار او را در ديوانى مستقل، گرد آورده و در بغداد، منتشر كرده است.