دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٣
١ / ٨
خالد بن غُفران [١]
٢٨٨٧.تاريخ دمشق: از ابو عبد اللّه حافظ، نقل شده است كه: شنيدم ابو الحسين على بن محمّد اديب ، با اسنادِ روايىِ خود، نقل مى كند كه : وقتى سرِ حسين بن على عليه السلام ، در شام بر فراز نيزه قرار گرفت، خالد بن غُفران ـ كه از تابعيان نامدار است ـ ، خود را از چشم دوستانش ، پنهان ساخت. از اين رو، يك ماه در پىِ او گشتند تا آن كه سرانجام ، او را يافتند. از دليل عُزلتش پرسيدند . گفت: مگر نمى بينيد كه چه بلايى بر سرمان آمده است؟! آن گاه ، شعر خود را خواند. نيز ابو عبد اللّه فَراوى ، به نقل از ابو عثمانِ صابونى ، گزارش كرده كه : روزى حاكم ابو عبد اللّه حافظ در مجلسِ استاد ابو منصور حَشاذى، در باره خوددارى اش از همكارى در كشتن حسين بن على عليه السلام [و هشدار دادن هايش از حضور در اين جنايت] ، چنين سرود: {٠ اى پسر دختر محمّد! سرت را آوردند در حالى كه سخت در خون خود، تپيده بود ٠} {٠ و [كشتن تو] ـ اى پسر دختر محمّد ـ چنان بود كه گويى آشكارا و از سرِ عمد ، پيامبرى را كشته اند. ٠} {٠ تو را تشنه لب ، كشتند و در كشتن تو هرگز از قرآن [و خداوند] ، باكى نداشتند. ٠} {٠ و بر اين كه تو كشته شده اى، تكبير سر مى دهند حال آن كه با كشتن تو ، تكبير (اللّه أكبر) و تهليل (لا إله إلّا اللّه ) را كشته اند. ٠}
[١] اطّلاعات چندانى از خالد بن غُفران، در دست نيست و ظاهرا همان ابو عبد اللّه خالد بن معدان بن ابى كربِ كلاعى حِمْصى است كه به سال ١٠٤ ق، در گذشت. اصلش از يمن بوده و در حِمْص شام، زندگى مى كرده و فرمانده شهربانى (پليس) يزيد بن معاويه بوده است.