دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
تكان دهنده بود ـ ، چندان گريستند كه به واقع ، شهر به يكباره تكان خورد. [١] در شام نيز پس از حضور بيدار كننده و افشاگرانه اسيران ـ كه حتّى كاخ نشينان از آثار آن ، بركنار نماندند ـ ، [٢] حكومت به خاطر ملاحظات سياسى ، رخصت سوگوارى داد . ديگر ، اين كه كاروان اسيران ، به هنگام بازگشت از شام به مدينه ، بر سرِ مزار امام عليه السلام و يارانش ، مجلس سوگوارى برپا كردند . [٣] شهر مدينه نيز با شنيدن صداى گريه و شيون اُمّ سَلَمه ، همسر پيامبر صلى الله عليه و آله ـ كه در رؤيا ، خبر شهادت امام حسين عليه السلام را شنيده بود [٤] (و به روايتى ديگر ، تربتى به امانت نهاده شده از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله در نزد وى ، خونين شده بود) [٥] ـ غرق در ماتم و زارى شد و چون خبر شهادت امام عليه السلام رسما توسّط بنى اميّه در مدينه منتشر شد ، امّ سلمه [٦] و مردم مدينه ، شهر را يكسره ماتمكده كردند و مجالس سوگوارى برپا نمودند . [٧] پس از آن ، خاندان بنى هاشم عزادارى كردند [٨] و ابن عبّاس و محمّد بن حنفيّه به سوگ
[١] ر.ك : ج ٨ ص ١١٣ (بخش نهم / فصل ششم /چگونگى ورود خاندان پيامبر صل الله عليه وآله به كوفه) و ص ١١٩ (سخنرانى زينب عليها السلام ميان كوفيان) و ص ١٣١ (سخنرانى فاطمه صغرا در ميان كوفيان) و ص ١٣٩ (سخنرانى امّ كلثوم در ميان كوفيان) و ...[٢] ر . ك : ج ٨ص ٣٣٣ (بخش نهم / فصل هفتم / سخنرانى امام زين االعابدين عليه السلام در مسجد دمشق) و ص ٣٤٧ (احتجاج زنان يزيد با او) و ص ٣٦٣ (فصل هشتم / دادن اجازه عزادارى براى شهيدان) .[٣] ر.ك : ج ٨ ص ٣٨٣ (بخش نهم / فصل هشتم / عبور خاندان پيامبر صل الله عليه وآله از كربلا).[٤] ر.ك : ج ٧ ص ٣٣١ (بخش نهم / فصل دوم / رؤياى اُمّ سلمه).[٥] در گزارش تاريخ اليعقوبى ( ج ٢ ص ٢٤٥) ، سبب گريه وى ، خونين شدن تربت موجود در نزداو بوده كه پيامبر صل الله عليه وآله آن را به عنوان علامت شهادت حسين عليه السلام در آينده، به وى سپرده بود . ر.ك : همين دانشنامه : ج ٩ ص ٤١٣ ( فصل يكم / سوگواري در مدينه / نخستين ناله اى كه در مدينه بلند شد).[٦] ر. ك : ج ٩ ص ٤٢٩ (فصل يكم / نخستين سياهپوش سوگ امام حسين عليه السلام / امّ سلمه) .[٧] ر. ك : ج ٩ ص ١٣٥ (بخش دهم / فصل چهارم / بازتاب كشته شدن امام عليه السلام در حجاز) و ص ٤١٥(بخش يازدهم / فصل يكم / سوگواري در مدينه / هنگام دريافت خبر).[٨] ر.ك : ج ٩ ص ٤١٥ (فصل يكم / سوگوارى در مدينه / هنگام دريافت خبر) .