دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٧١
| پوریای ولی جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٥٧١ |
پورْیایِوَلی، پهلوان محمودخوارزمی، مشهور
به پوریاولی و متخلص به قتالی(د٧٢٢ق/١٣٢٢م)، عارف و شاعر، جزء نخست لقب او به
اختلاف روایات پوریار، پوربار، بوربا، پریار، پوریار، پکیار و بوکیار نیز آمده
است(جامی، ٥٠٤؛ گازرگاهی، ١٤٠؛ آذر، ٣١٩؛ هدایت، ریاض...، ١٩٧؛ اعتمادالسلطنه،
٢/٦٢٠؛ قداراف، ١٥٢؛ پرتو، بیضایی، ١١١-١١٢). برخی نیز او را فرزند پوریای ولی
دانستهاند(اوحدی، ٣/٩٤٠؛ واله، ٣٤٧؛ علی حسنخان، ٣٨٢؛ هدایت، سفارتنامه...، ٧٨،
٩٠).
وی در شهر خیوه یا خیوق خوارزم به دنیا آمد. پارهای از مآخذ اصل او را از اورگنج(=
کهنه اورگنج)دانسته، و آوردهاند که پدرش پس از هجوم مغول آنجا را ترک گفت و با
خانوادۀ خود راهی خیوه شد و پهلوان محمود در حومۀ این شهر به دنیا آمد(قداراف،
١٥١).
از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست و شرح احوال او بیشتر با افسانهها در آمیخته
است. برخی تذکرهنویسان او را از ملازمان خواجه بهاءالدین نقشبند، و بعضی دیگر
معاصر و مصاحب شیخ محمد خلوتی دانستهاند(بخاری، ١٩٠؛ جامی، همانجا؛ معصوم علیشاه،
٢/٣٦٦). آنچه دربارۀ وی میتوان گفت این است که او در ابتدای حال به ورزش کشتی
اشتغال داشته، و پهلوان خوارزم بوده است. حکایتی از کشتی پوریای ولی در مبارزۀ
پهلوانی و شکستِ عمدی وی از حریف در منابع آمده که نام او را در زمرۀ جوان مردان و
اهل معرفت ثبت کرده است. در این حکایت که با مضمون واحد و جزئیات متفاوت نقل شده،
پهلوان محمود پیش از کشتیگرفتن با پهلوانی ضعیفتر از خود در هندوستان یا خوارزم،
به نیاز او به پیروزی در این کشتی، و نیز دعای ملتمسانۀ مادر پهلوان برای پیروزی
فرزندش پی میبرد. به همین سبب در مبارزه، از سر جوانمردی خود را به دست حریف
میسپارد و پشت برزمین میساید و با این شکست خودخواسته درهای معرفت را به روی خود
میگشاید(گازرگاهی، ١٣٨-١٤٠؛ هدایت، همان، ٩٠-٩١).
این حکایت در دورههای بعد به نماد پیوند پایدار میان فتوت و تصوف تبدیل شد و نام
پوریای ولی را به عنوان نماد جوانمردی در میان ورزشکاران جاودان ساخت، چندان که به
اعتقاد برخی، رسم زمین ادب بوسیدن نزد ورزشکاران باستانی هنگام ورود به گود
زورخانه، اشارهای به قدم بوسی پوریایولی و ادای احترام به خاطرۀ جوانمردی و
پهلوانی اوست؛ نیز از همین روست که در زورخانهها، پس از خاتمۀ ورزش و قبل از
کبّاده زدن یا کشتی گرفتن، میاندار برای پهلوانان گذشته ـ به ویژه پوریای ولی ـ طلب
آمرزش میکند(پرتو بیضایی، ٣١، ٣٧).
به تازگی نیز طوماری به نام «طومار افسانۀ پوریایولی» به دست آمده که ظاهراً به
انشای یکی از قصهخوانان عصر صفوی است و در آن از نژاد پهلوان محمود و چگونگی اتصال
نسل او به پهلوان قدیم ایران و ریاضت و عبادت ١٢ سالهاش، و رؤیت جمال شاه ولایت و
یافتن ٤١ نفر از پهلوانان، از جمله پهلوان شیردل کهنه سوار، استاد او و برخی مریدان
شیخ روزبهان و حاجی بکتاش و نیز خادمان امام رضا(ع) که به سوی او آمدند و تا پایان
عمر یار و همراه او بودند، و نیز از فنون مختلف کشتی و آداب پهلوانی که تا امروز در
میان پهلوانان وجود دارد، سخن به میان آمده است(همو، ٢٦، ٣٤٩؛ بب؛ عباسی، ١/٢٦-٤٧؛
انصافپور، ٥٥-٦٨).
اشعار پوریای ولی در مجموعهای به نام مثنوی کنزالحقائق، گرد آمده است. با آنکه در
پارهای از فهرستهای کتب خطی، این مثنوی به عطار نیشابوری نسبت داده شده، و نیز
نسخهای از آن به نام شیخ محمود شبستری به چاپ رسیده است، اما با توجه به ذکر سال
٧٠٩ق که در طی مثنوی آمده، و قید نام محمود در بعضی ابیات، و نیز با توجه به اینکه
از قدیمترین تذکرههایی که نام پهلوان محمود در آنها آمده(مثلاً نک: مجالس
العشاقِ گازرگاهی، ١٤٠، که در سدۀ ٩ق تألیف شده است)، تا تذکرههای مربوط به
سدههای ١٢ و ١٣ق، همه به اتفاق مثنوی کنزالحقائق را به او نسبت دادهاند، میتوان
این مثنوی را از او دانست(رازی، ٣/٣٣٠؛ اوحدی، واله، آذر، همانجاها؛ ایمان، ٣٥٦؛
هدایت، ریاض، ١٩٧).
مثنوی کنزالحقائق دارای ٣٠٠‘١ بیت است که نخست موضوعاتی چون معانی اسلام و ایمان،
شهادت، طهارت، جهادنفس، زکات، روزه، عشق، و معنای نام حضرت مهدی(ع) و صفات آن حضرت
آمده، و پس از آن مطالب عرفانی در ضمن حکایاتی چند بیان شده است(منزوی، ٧/٣٧٢-٣٧٣؛
آقابزرگ، ١٨/١٥١؛ شورا، ٣/٥٩٦-٥٩٧).
علاوه بر این مثنوی، در فهرستهای کتب خطی از دو اثر دیگر به نامهای دیوان
پوریایولی و رباعیات پهلوان محمود نیز یاد شده است(گازرگاهی، آذر، همانجاها؛
قزوینی، ٤/٩٠، ٩١؛ آقابزرگ، ٩/١٥٩؛ منزوی، ٩/٢٠١٨؛ قداراف، ١٥١). همچنین در بیشتر
تذکرهها و اشعار و رباعیاتی نیز از پهلوان محمود نقل شده است. برخی از محققان با
بررسی این رباعیات، پهلوان محمود را ادامهدهندۀ سنّت خیام نیشابوری، و متأثر از
مضامین فلسفی اشعار او دانستهاند(همو، ١٥٣-١٥٤).
احوال و اشعار پهلوان محمود تأثیر آشکاری بر مختومقلی فراغی شاعر معروف ترکمن داشته
است، چنانکه وی در اشعار خود از پهلوان محمود همچون انسانی با کرامت، راهنما و
شفابخش نام میبرد و برخی از مضامین اشعار او را در سرودههای خود تتبع میکند(همو،
١٥٧).
پهلوان محمود در خوارزم درگذشت. مزار او را در خیوه ـ که عمارت زیبایی برفراز آن
بنا شده ـ زیارتگاه عام و خاص است. وی در میان مردم آن نواحی به محمودآتا، پهلوان
آتا، اسماموت آتا، حضرت پهلوان، پهلوان بابا و پهلوان پیر شهرت دارد(گازرگاهی، ١٣١؛
واله، ٣٤٧؛ هدایت، همانجا، نیز، سفارتنامه، ٩٠؛ قداراف، همانجا).
مآخذ: آذربیگدلی، لطفعلی، آتشکده، به کوشش جعفرشهیدی، تهران، ١٣٣٧ش؛ آقابزرگ،
الذریعة؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، به کوشش محمداسماعیل رضوانی،
تهران، ١٣٦٣ش؛ انصافپور، غلامرضا، تاریخ و فرهنگ زورخانه، تهران، ١٣٥٣ش؛ اوحدی
بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم ٥٣٢٤؛ ایمان، رحیم
علیخان، منتخب اللطایف، به کوشش محمدرضا جلالی نایینی و امیرحسن عابدی، تهران،
١٣٤٩ش؛ بخاری، صلاح، انیسالطالبین، به کوشش خلیل ابراهیم صاری اوغلی و توفیق هاشم
پورسبحانی، تهران، ١٣٧١ش؛ پرتو بیضایی، حسین، تاریخ ورزش باستانی ایران، تهران،
١٣٣٧ش؛ جامی، عبدالرحمان، نفحاتالانس، به کوشش محمود عابدی، تهران، ١٣٧٠ش؛ رازی،
امین احمد، هفتاقلیم، به کوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛ شورا، خطی؛ عباسی، مهدی،
تاریخ کشتی ایران، تهران، ١٣٧٤ش؛ علیحسنخان، صبح گلشن، به کوشش محمد
عبدالمجیدخان، کلکته، ١٢٩٥ق؛ قداراف، رحمان بردی، «پهلوان محمود پوریای ولی»، نامۀ
فرهنگ، تهران، ١٣٧٦ش، س٧، شم ٣؛ قزوینی، محمد، یادداشتها، به کوشش ایرج افشار،
تهران، ١٣٣٧ش؛ گازرگامی، کمالالدین حسین، مجالس العشاق، لکهنو، ١٨٩٧م؛ معصوم
علیشاه، محمدمعصوم، طرائق الحقائق، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣١٨ش؛ منزوی،
خطی مشترک، واله داغستانی، علیقلی، ریاضالشعراء، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم
٤٣٠٤؛ هدایت، رضاقلی، ریاض العارفین، به کوشش مهرعلی گرکانی، تهران، ١٣٤٤ش؛ همو،
سفارت نامۀ خوارزم، به کوشش علی حصوری، تهران، ١٣٥٦ش.
حسین لاشیء