دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٦٢

پندنامه
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٥٦٢


پَنْدْنامه، مجموعه‌ای از حکمتها، مواعظ و دستورهای تربیتی و اخلاقی، دینی و کشوری. این آثار که اندرزنامه، نصیحت‌نامه، وصیت‌نامه، اخلاق و آداب نیز خوانده می‌شوند(نک‌: ثروتیان، ٣٢-٣٣؛ شیروانی، ٢/٥٥٩-٥٦٢)، در زمرۀ ادبیات تعلیمی قرار دارند و آثار و نوشته‌هایی را دربر می‌گیرند که موضوع آنها اخلاق، راه و رسم‌آمیزش با مردم و نیز رهنمودهایی است که جنبه‌های دینی زندگانی انسان را دربرمی‌گیرد(ریپکا، ٩٢). اندرز که مهم‌ترین محتوای پندنامه‌ها به شمار می‌آید، حاصل تجربه‌هایی است که بزرگان دینی و کشوری، دانشمندان، کاتبان، دبیران و شاعران از واقعه‌ای به دست آورده‌اند(فوشه‌کور، ١٧؛ زرین‌کوب، ٤١؛ ثروتیان، ٣٢).
بنیاد پندنامه‌ها بر اخلاق نهاده شده است و چون اخلاق شاخه‌ای از حکمت عملی است، می‌توان گفت که پندنامه‌ها از جملۀ آثار حکمت عملی(شیروانی، ٢/٥٤٨؛ زرین‌کوب، همانجا، فوشه‌کور، ١٨) و ادبیات شفاهی محسوب می‌شوند که همراه با تغییراتی از نسلی به نسلی انتقال یافته(تفضلی، ١٨١)، و گاه از گذشتگان و ملتهای دیگر اقتباس شده‌اند؛ چنان‌که از پندهای منسوب به انوشیروان(نک‌: منزوی، خطی، ٢(٢)/١٥٥٢-١٥٥٣) و بزرگمهر(همو، خطی مشترک، ٤/٢٢٦٠؛ نیز نک‌: بیهقی، ٣٣٣)، در ادب فارسی، می‌توان به پندهای اسکندر و ارسطو در فرهنگ یونانی رسید(نک‌: فوشه‌کور، ٢٢؛ ثروتیان، ٢٣).
تأثیر پندهای برگرفته از فرهنگهای گوناگون، یعنی مصر باستان، خاورمیانه، هند، یونان و روم امری انکارناپذیر است. وجود عبارتهای حکیمانۀ افلاطون، فیثاغورث، سقراط، ارسطو، جالینوس و بطلمیوس و جز آنها در ادب فارسی این مدعا را اثبات می‌کند(فوشه‌کور، ١٨-١٩، ٢٢؛ نیز نک‌: حمدالله، ٦٣-٦٦؛ غزالی، ١٢٧-١٢٩، ١٥١).
پندنامه‌ها از نوع ادبیات رسمی و جدی به‌شمار می‌آیند که رهبران دینی خطاب به پیروان خود، بزرگان یک کشور خطاب به ملت خویش، دانشمندان برای اهل علم یا برای عامۀ مردم، ویا پدران برای فرزندان خود نوشته‌اند، مانند نصیحة الملوک امام محمدغزالی و قابوس‌نامۀ عنصرالمعالی. برخی از پندها به شکل سؤال و جواب، استفهام انکاری، کلمات قصار و حکایتهای اخلاقی مطرح می‌شوند و برخی نیز به صورت طنز و کنایه، هجو و یا به زبان نماد و اشاره تدوین شده‌اند، مانند «پند اهل دانش و هوش» از بهاءالدین عاملی(نک‌: شیخ‌بهایی، ٢٠٩؛ بب‌؛ نیز فاضل، ٢/٧١٧)، «موش و گربه» و «صدپند» عبیدزاکانی(نک‌: ص ٣٣٠-٣٣٣، نیز ٢٠٣بب‌( و مثنوی طنزآمیز «نان و حلوا»(نک‌: شیخ بهایی، ١٤٩بب‌ ؛ نیز شیروانی، ٢/٥٦١؛ ثروتیان، ٣٢).
بیان پند و امثال در قالب داستانهای فشردۀ اخلاقی نیز رواج فراوان دارد و مشرق زمین موطن اصلی این‌گونه داستانهاست. نخستین کسی که به نوشتن چنین متونی مبادرت کرد، کاهنی هندی به نام پیلپا بود که داستانهایی حاوی پند و امثال به زبان سنسکریت نوشت. اندک اندک برخی از این نوشته‌ها به زبان پهلوی ترجمه شد و در اوایل دورۀ اسلامی، برخی با استفاده از ترجمۀ پهلوی، آنها را به زبان عربی برگرداندند و بدین ترتیب این شیوه رواج یافت(گئورگیان، ٧٧). نمونۀ بارز این آثار کلیله و دمنه(ه‌ م) و مرزبان‌نامه(ه‌ م) است(مرزبان‌بن‌رستم، جم‌ ؛ نیز نک‌: ثروتیان، همانجا؛ معین، یوشت‌فریان...، ٧). افزون بر این، صدها کتاب دیگر همچون گلستان، بوستان و سخنان کوتاه و بلند عارفان، رساله‌های پندآمیز، توصیه‌ها و رهنمودهای دینی و اخلاقی در بخش حکمت عملی و مطالب مربوط به پندواندرز قابل بررسی است. مجموعه‌های شعر بسیاری از شاعران پارسی‌گوی هر چند عنوان پندنامه ندارند، اما مشحون از پندواندرزند و از نظر موضوعی می‌توان آنها را پندنامه به شمار آورد(نک‌: ثروتیان، ٣٣-٣٤). حتیٰ برخی از شاعران همچون ناصر خسرو(نک‌: ص٣٢٦، بیتهای ٤٩، ٥٠) و دقیقی (ص٥٦، بیت١٧٢)دیوان خود را «پندنامه» خوانده‌اند.
پندنامه‌ها از جهت قالب بر ٣ قسم‌اند:
١. پندنامه‌های منثور، مانند نصیحةالملوک غزالی(ه‌ م)و قابوس‌نامۀ عنصرالمعالی(ه‌ م). برخی از این‌گونه پندنامه‌ها به نثر مسجع نوشته شده‌اند، مانند گفتاری از خواجه‌عبدالله انصاری(٢/٤٦١).
٢. پندنامه‌های منظوم، که بیشتر در قالب قطعه، مثنوی و قصیده سروده شده‌اند(نک‌: ثروتیان، ٣٢)، مانند پندنامۀ انوشیروان که بدایعی بلخی آن را در ٢٠٠ بیت و در قالب مثنوی سروده است. اصل این پندنامه به زبان پهلوی است و ترجمۀ فارسی آن به ابن‌سینا منسوب است(آقا بزرگ، ١٩/١٣٢؛ منزوی، خطی، ٢(٢)/١٥٥٢)، و اندرزنامۀ علی‌اکبر نواب شیرازی ملقب به بسمل(ه‌ م) که خطاب به دو فرزندش سروده است(آقا بزرگ، ٢/٣٦٦؛ منزوی، همان، ٢(٢)/١٥٤٣).
٣. پندنامه‌های منثور آمیخته به نظم، مانند پندنامۀ شاه‌آبادی از حمیدالله شاه‌آبادی، خطاب به فرزند خویش(همان، ٢(٢)/١٥٥٣) و «نصیحةالملوک» سعدی(نک‌: ص٨٧١ بب‌ ؛ منزوی، خطی مشترک، ٤/٢٤٨٣). گفته‌اند که بهترین شیوه برای بیان اندرز، اظهار این سخنان در قالب کلمه‌های قصار و سخنان کوتاه است و از کهن‌ترین نمونه‌های این‌گونه سخنان نامۀ جاویدان خرد را می‌توان نام برد(نک‌: ثروتیان، ٣٥؛ فوشه‌کور، ١٠).
پندهای پهلوی: مهم‌ترین بخش ادبیات پهلوی را پندنامه تشکیل می‌دهد. پندنامه‌های پهلوی به زبان ساده و روان و با جمله‌های کوتاه، از نوع کلمات قصار نوشته شده است و اگر در آنها از صنایعی چون تشبیه، تمثیل و کنایه استفاده شده، هدف برانگیختن بیشتر توجه خوانندگان و هر چه بیشتر تأثیر نهادن بر آنهاست. اندرزنامه‌های پهلوی یا از نوع حکمتهایی است که از تجارب زندگی برآمده‌اند، یا از نوع اندرزهای دینی است و بیشتر آنها به بزرگان حکومتی، روحانیان و شاهان منسوب است. بیشتر این آثار عنوانی ندارند و عنوانهای کنونی را کاتبان و نسخه‌پردازان یا مصححان به این متون داده‌اند(تفضلی، ١٨٠-١٨١، ١٩٩). این‌گونه پندنامه‌ها، در دوران اسلامی، بر آثار ادبی و اخلاقی که به زبان عربی و فارسی نوشته شده است، تأثیری بسزا نهاده‌اند(همو، ١٨٠). از بزرگان دورۀ ساسانی که به اندرزنامه‌نویسی نام بردارند، آذربادمَهر سپَندان(آذربدمارسپندان)، زردشت پسر آذرباد، بخت آفرید، انوشیروان، بزرگمهر، بهزاد فرخ‌فیروز و آذر فرنبغ را می‌توان نام برد(معین، مجموعه...، ١/١٨١).
مهم‌ترین پندنامه‌های پهلوی اینهاست: ١. کتاب ششم دینکرد، که مفصل‌ترین و بزرگ‌ترین پندنامۀ پهلوی است و برخلاف بیشتر اندرزهای دینی که در آنها بر آداب و جنبه‌های عملی تأکید شده، در اندرزهای دینی دینکرد، تکیه بر اندیشه و تفکر مذهبی است(همان، ١/١٣٥، ١٨١). ٢. اندرزهای آذرباد مهر سپندان(همان، ١/١٨١-١٨٤؛ زرین‌کوب، ٤٤-٤٥؛ مشار، ١/٥٣٠؛ متون پهلوی، ١٠٠). ٣. پندنامۀ بزرگمهر، از بزرگمهر بختگان. این پندنامه به صورت سؤال و جواب است و در دوران اسلامی از اهمیت و شهرت بسزایی برخوردار بوده، و ترجمۀ بیشتر بخشهای آن به عربی در جاویدان خرد آمده، و فردوسی نیز آن را به نظم آورده است(ابوعلی مسکویه، ٨٤بب‌ ؛ فردوسی، ٨/٣٠٥بب‌ ؛ تفضلی، ١٨٥؛ کرسیتن سن، ٩٥). ٤. اندرز اوشنردانا، که برخی از بندهای آن به صورت سؤال و جواب و یک بند آن به صورت استفهام انکاری است(معین، همان، ١/١٨٢؛ تفضلی، ١٨٦؛ مشار، همانجا). ٥. اندرز پوریوتکیشان(نک‌: «گزیده...»، جم‌(. ٦. اندرز خسروقبادان، که در واقع وصیت‌نامه‌ای است از خسرو انوشیروان(تفضلی، ١٨٧-١٨٨؛ معین، همان، ١/١٨٤؛ زرین‌کوب، ٤٤؛ مشار، همانجا). ٧. اندرز دستوران به بهدینان. ٨. اندرز بهزاد فرخ. ٩. اندرز دانایان به مزدیسنان. ١٠. خیم و خرد فرخ مرد. ١١. پنج خیم روحانیان. ١٢. داوری خرسندی. ١٣. خویشکاری ریدکان. ١٤. رسالۀ روزها. ١٥. اندرز منسوبه آذر فرنبغ فرخزادان. ١٦. اندرز خوبی کنم به شما کودکان. ١٧. آراء دین به مزدیسنان. ١٨. اندرزنامۀ منسوبه به بخت‌آفرید. ١٩. اندرز منسوب به آذرباد زردشتیان، نوۀ آذرباد مهر سپندان(تفضلی، ٩٤، ١٩٠-١٩٦؛ متون پهلوی، ٩٤، ١١٢بب‌ ؛ زرین‌کوب، ٤٥؛ قس: کریستن‌سن، همانجا؛ نیز نک‌: معین، همان، ١/١٨٥-١٨٦). ٢٠. داستان مینوی خرد. این متن را به سبب در برداشتن اندرز و حکم بسیار می‌توان در شمار پندنامه‌ها یاد کرد. مطالب کتاب به شکل پرسش و پاسخ است و احتمال می‌رود که در دورۀ ساسانی تألیف شده باشد(تفضلی، ١٩٦-١٩٨).
پندنامه‌های دوران اسلامی: بسیاری از مواعظ پهلوی در دوران اسلامی ایران توجه دانشمندان مسلمان را به خود جلب کرد و به عربی ترجمه شد و به کتابهای فارسی نیز راه یافت(همو، ٢٠٢؛ نیز نک‌: صفا، ١/١٣٣-١٣٤). اندرزهای سده‌های نخستین هجری و پیش از آن منشأ اصلی اندیشه‌های اخلاقی است که در سراسر ادبیات فارسی به چشم می‌خورد. شاعران و نویسندگان دوران اسلامی معانی و مضامین اخلاقی و تربیتی این اندرزها را برگرفته‌اند و بنابه ضرورت، نسبت به تفکرات مذهبی که پایۀ استوار این اندرزها محسوب می‌شود، توجه چندانی نکرده‌اند(نک‌: فوشه کور، ٢٢، ٤٠). ابن‌ندیم در فصلی از کتاب خویش شماری از کتابهای اخلاقی و تعلیمی پهلوی را که در سده‌های آغازین هجری به عربی ترجمه شده است، نام می‌برد که از آن جمله است: ١. کتاب مهرآذر گشنسپ فرمدار به بزرگمهر بختگان، که ظاهراً به صورت نامه‌ای مشتمل بر مواعظ و حِکَم بوده است و احتمالاً علی‌بن‌عبیدۀ ریحانی، معاصر مأمون، آن را ترجمه کرده است(نک‌: ص٣٧٧؛ نیز تفضلی، ٢٠٣). ٢. کتاب موبدان موبد، دربردارندۀ کلمات قصار. ٣. سیره‌نامه از خدابود، پسر فرخزاد. ٤. کتابی مشتمل بر مطالبی در تدبیر مملکت، فراهم آمده به فرمان اردشیر(ابن‌ندیم، ٣٧٧-٣٧٨؛ تفضلی، ٢٠٣-٢٠٤؛ صفا، ١/١٣٤، ١٣٩-١٤٠؛ ثروتیان، ٣٤).
افزون بر اندرزنامه‌هایی که از دوران پیش از اسلام برجای مانده جمله‌ها و عبارتهای پندآمیزی نیز از شاهان و بزرگان ایران کهن در آثار ایران اسلامی نقل شده است که از میان آنها نام اردشیر، بزرگمهر و انوشیروان بیشتر به چشم می‌خورد(تفضلی، ٢٠٤؛ برای سخنان انوشیروان، نک‌: غزالی، ١٨٢؛ عنصرالمعالی، ٥١-٥٥؛ برای سخنان اردشیر، نک‌: غزالی، ١٥٨، ١٥٩، ١٧٦، ١٨٠، ٢٣٨؛ نیز برای سخنان بزرگمهر، نک‌: همو، ١٢٩، ١٣٢، ١٥١، ١٨٤، ٢٢٢-٢٢٣، جم‌ ؛ حمدالله، ٦٧-٧٠؛ بیهقی، ٣٣٣). برخی برآن‌اند که پندهای منسوب به بزرگمهر(نک‌: منزوی، خطی، ٢(٢)/١٥٥٣، خطی مشترک، ٤/٢٢٦٠)، در ادبیات فارسی تأثیر بسزایی داشته، و گذشت از اشعار و نوشته‌هایی که براساس پندنامۀ او سروده یا نوشته شده است، بسیاری از کتابهای اخلاقی از قابوس‌نامه تا گلستان سعدی از این سخنان تأثیر پذیرفته است(میراث ایران، ٣٢٧).
علاوه بر کسانی که از آنان سخن رفت، بزرگان دیگری نیز بوده‌اند که پندهای آنان زینت‌بخش آثار دوران اسلامی است(نک‌: تفضلی، ٢٠٥-٢٠٦؛ فوشه‌کور، ٢٢)، مانند لقمان، فیثاغورس، جاماسب، بقراط، سقراط، افلاطون، ارسطو، جالینوس و اسکندر(نک‌: حمدالله، ٦٢-٦٦؛ نیز نک‌: غزالی، ١٢٧-١٢٩، ١٥١، ١٥٩، ١٨٢، ١٨٨، جم‌(.
بسیاری از پندهای مربوط به عصر ساسانی بدون ذکر نام گویندۀ آنها در متون دوران اسلامی آمده است و از میان مجموعه‌های پندآمیز منسوب به حکیمان ایرانی از دو اثر اطلاع بیشتری در دست است: ١. جاویدان خرد، که مجموعه‌ای‌ است از پندهای گوناگون، به زبان پهلوی، که اصل آن از میان رفته، اما ترجمۀ آن از ابوعلی مسکویه(د٤٢١ق) به زبان عربی باقی است. تقی‌الدین ارّجانی شوشتری در زمان نورالدین جهانگیرشاه(١٠١٤-١٠٣٧ق)، پادشاه گورکانی هند، و به امر او کتاب را به فارسی ترجمه کرد(برای اطلاع بیشتر، نک‌: تفضلی، ٢٠٦-٢٠٩؛ ثروتیان، ٤٥، ٦٢، زرین‌کوب، ٤٧). ٢. اندرزهای مَردَک. مردک از حکمای دورۀ ساسانی است و سخنان حکیمانه‌ای از وی در کتابهای عربی نقل شده است. این سخنان را ابن‌مقفع از پهلوی به نثر عربی برگرداند و ابان لاحقی آنها را به شعر عربی درآورد(تفضلی، ٢٠٩-٢١٠).
افزون بر این مجموعه‌ها در متون دوران اسلامی از پندهایی سخن رفته است که بر گور بزرگان ایرانی پیش از اسلام یا روی تاج و بر پرده‌های رنگین سلطنتی و یا برسینۀ کوهها حک شده، و نویسندگان و شاعران از آنها الهام گرفته‌اند(همو، ٢١١-٢١٣؛ فوشه‌کور، ٤٩؛ نیز نک‌: حمدالله، ١١١، ١١٨). گفتنی است که پندنامه‌ها در آثار دوران اسلامی پرورده‌تر و کامل‌تر شد(فوشه‌کور، ٧، ٢٢). آیات قرآن‌ کریم، اخبار و احادیث نبوی و مواعظ موجود در نهج‌البلاغه، تأثیر بسزایی در اشاعۀ پندهای دینی داشتند و از آنجا که این پندها به صورت مجموعه‌ای از قوانین اخلاقی متضمن سعادت مادی و معنوی انسان به شمار می‌آمد، به تدریج اندرز خسروان، رنگ حکومتی خود را از دست داده و صورت مردمی و مذهبی بیشتری یافت(نک‌: ثروتیان، ٣٠-٣١).
نویسندگان دوران اسلامی مطالب پندآمیز بسیاری نوشته‌اند که بسیاری از آنها در فهرست نسخه‌های خطی و چاپی ادبیات اسلامی یاد شده است(همو، ٣٢). آثار پندآمیز ثبت شده در این فهارس به نام و عنوانهای گوناگون معرفی شده‌اند، مانند اندرز و اندرزنامه(نک‌: مشار، ١/٥٣٠-٥٣٢؛ بونکو، ١/٣٨١، ٦٠٠؛ شورا، ٦/١٢)؛ پندو پندنامه(نک‌: منزوی، خطی، ٢(٢)/١٥٥٢-١٥٥٣، خطی مشترک، ٤/٢٢٥٧-٢٣٧٤؛ آقابزرگ، ٣/١٩٩، ١٩/١٣٢؛ صادق‌پور، ٢٢٠؛ ملک، ٢/٦٨-٦٩؛ هاشم‌پور سبحانی، فهرست... مغنیسا، ٢٤، ١١١، ٢٤٥، ٢٤٦، ٢٨١، فهرست... بروسه، ٢٢-٢٨، ١٥٣، ٢٧٦، ٢٧٨؛ راهی، ٥٣، ٥٩؛ حبیب‌الرحمان، ١١، ١٣، ٣٢)؛ و نصیحت‌نامه و نصایح(نک‌: منزوی، خطی، ٢(٢)/١٧٠٣-١٧٠٦، ٣/٣٢٧٦، ٣٢٧٨، خطی مشترک، ٤/٢٤٨٢-٢٤٨٣، ٢٤٨٦، ٢٤٨٧؛ آقابزرگ، ٢٤/١٦٩، ١٧٢، ١٨١-١٨٣؛ مشار، ٢/٣٢٧٧-٣٢٨٠؛ آستان...، ٥٨٣-٥٨٤؛ مرعشی، ٨/٧٤، ٣٢٢، ١٢/١٣٢، ١٣/٢٢٨-٢٢٩؛ عباسی نوشاهی، ٢٠٦، ٣٢٣، ٤٨٨؛ هاشم‌پور سبحانی، همان، ٣٢٢، ٣٩٧، ٣٩٩).
برخی از پندنامه‌های معرفی شده در این فهارس عبارت‌اند: ١. پندنامۀ عطار نیشابوری، در قالبِ مثنوی، حدود ٨٠٠بیت، که از نوع پندنامه‌های عرفانی است و روزگاری دراز از کتابهای درسی شبه‌قارۀ هند بوده است(راهی، ٥٣)؛ ٢. پندنامۀ افسر، از محمدهاشم میرزا، متخلص به افسر(منزوی، خطی مشترک، ٤/٢٦٩٦؛ شاکری، ٨١)؛ ٣. پندنامۀ گروسی(صادق‌پور، همانجا)؛ ٤. پندنامۀ اهوازی یا آیین پزشکی، از علی‌بن‌عباس مجوسی اهوازی؛ ٥. پندنامۀ منسوب به لقمان(نوشاهی، ٣٩٨)؛ ٦. پند ابن‌مقفع، معروف به الادب الوجیز(منزوی، خطی، ٢(٢)/١٥٥٢)؛ ٧. پندهای افلاطون(نک‌: نصیرالدین، ٤٠١؛ منزوی، همانجا).
در این فهارس پندنامه‌های غیر ایرانی و غیراسلامی نیز معرفی شده است که از جملۀ آنهاست: پندنامۀ مارکوس اورلیوس، قیصر روم که عبدالرحیم طالبوف تبریزی آن را از روسی به فارسی برگردانده است(صادق‌پور، همانجا؛ منزوی، همان، ٢(٢)/١٥٥٤). اندرزنامه‌ای به زبان ترکی معروف به نصیحت‌نامه نیز معرفی شده است که منظومه‌ای از شاه‌اسماعیل صفوی در ٣٥٤ بیت است(آقابزرگ، ٢٤/١٨٣).
مآخذ: آستان قدس ف‌.، فهرست؛ آقابزرگ، الذریعة، ابن‌ندیم، الفهرست؛ ابوعلی مسکویه، احمد، جاویدان خرد، ترجمۀ تقی‌الدین شوشتری، به کوشش بهروز ثروتیان، تهران، ١٣٥٥ش؛ بونکو، تویو، فهرست کتابها چاپی فارسی موجود در ژاپن، توکیو، ١٣٦٢ش؛ بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، به کوشش قاسم غنی و علی‌اکبر فیاض، تهران، ١٣٢٤ش؛ تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، ١٣٧٦ش؛ ثروتیان، بهروز، مقدمه بر جاویدان خرد(نک‌: هم‌ ، ابوعلی مسکویه)؛ حبیب‌الرحمان، حکیم، ثلاثۀ غسّاله، ترجمه و تعلیقات عارف نوشاهی، اسلام‌آباد، ١٩٨٩م؛ حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٢ش؛ خواجه عبدالله انصاری، مجموعۀ رسائل، به کوشش محمد سرور مولایی، تهران، ١٣٧٢ش؛ دقیقی، محمد، دیوان، به کوشش محمدجواد شریعت، تهران، ١٣٦٨ش؛ راهی، اختر، ترجمه‌های متون فارسی به زبانهای پاکستانی، اسلام‌آباد، ١٩٨٦م؛ ریپکا، پان و دیگران، تاریخ ادبیات ایران، ترجمۀ کیخسرو کشاورزی، تهران، ١٣٧٠ش؛ زرین‌کوب، عبدالحسین، از گذشتۀ ادبی ایران، تهران، ١٣٧٥ش؛ سعدی، کلیات، به کوشش محمدعلی فروغی، تهران، ١٣٦٥ش؛ شاکری، رمضانعلی، فهرست کتب خطی کتابخانۀ عمومی فرهنگ وهنر مشهد، مشهد، ١٣٤٨ش؛ شورا، خطی؛ شیخ بهایی، محمد، کلیات اشعار و آثار فارسی، به کوشش علی کاتبی، تهران، نشر چکامه؛ شیروانی، محمد، «پندنامه‌ها ـ اندرزنامه‌ها، کتب اخلاقی در ادبیات ایران»، مجموعۀ سخنرانیهای دومین کنگرۀ تحقیقات ایرانی، به کوشش حمید زرین‌کوب، ١٣٥٢ش؛ صادق‌پوروجدی، محمد و جمشید فرآذین، فهرست کتابخانۀ ملی تبریز(کتب چاپی)، تبریز، ١٣٥٢ش؛ صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٦ش؛ عباسی نوشاهی، خضر، فهرست نسخه‌های خطی فارسی کتابخانۀ دانشگاه پنجاب لاهور، اسلام‌آباد، ١٣٦٥ش؛ عبیدزاکانی، کلیات، به کوشش پرویز اتابکی، تهران، ١٣٤٣ش؛ عنصرالمعالی کیکاووس، قابوس‌نامه، به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران، ١٣٧٣ش؛ غزالی، محمد، نصیحةالملوک، به کوشش جلال‌الدین همایی، تهران، ١٣٦١ش؛ فاضل، محمود، فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ جامع گوهرشاد، مشهد، ١٣٦٣ش؛ فردوسی، شاهنامه، به کوشش سعید حمیدیان، تهران، ١٣٧٣ش؛ فوشه‌کوره‌ش ـ ه‌ .، اخلاقیات، ترجمۀ محمدعلی امیرمعزی و عبدالمحمد روح‌بخشان، تهران، ١٣٧٧ش؛ کریستن‌سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ غلامرضا رشید یاسمی، تهران، ١٣٧٠ش؛ «گزیدۀ اندرز پوریوتکیشان»، ترجمۀ یحییٰ ماهیار نوایی، نشریۀ دانشکدۀ ادبیات تبریز، تبریز، س١٢؛ گئورگیان، وارطان، مسائل ادبی، ترجمۀ هرایرخالاتیان، تهران، ١٣٤٤ش؛ متون پهلوی، به کوشش جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب ـ آسانا، ترجمۀ سعید عریان، تهران، ١٣٧١ش؛ مرزبان‌بن‌رستم، مرزبان‌نامه، تحریر سعدالدین وراوینی، به کوشش محمد قزوینی، تهران، ١٣٦٣ش؛ مرعشی، خطی؛ مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥٢ش؛ معین، محمد، مجموعۀ مقالات، به کوشش مهدخت معین، تهران، ١٣٦٦ش؛ همو، یوشت‌فریان و مرزبان‌نامه، تهران ١٣٢٤ش؛ ملک، خطی؛ منزوی، خطی؛ همو، خطی مشترک؛ میراث ایران، به کوشش ا. ج. آربری، تهران، ١٣٣٦ش؛ ناصرخسرو، دیوان، به کوشش جعفر شعار وکامل احمدنژاد، تهران، ١٣٧٨ش؛ نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، به کوشش مجتبیٰ مینوی، و علیرضا حیدری، تهران، ١٣٦٩ش؛ نوشاهی، عارف، فهرست نسخه‌های خطی فارسی موزۀ ملی پاکستان، اسلام‌آباد، ١٣٦٢ش؛ هاشم‌پور سبحانی، توفیق؛ فهرست نسخه‌های خطی فارسی کتابخانۀ بروسه، رشت، ١٣٦٨ش؛ همو، فهرست نسخه‌های خطی فارسی کتابخانۀ مغنیسا، تهران، ١٣٦٦ش.
ملیحه مهدوی