دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٩٢
| بویب جلد: ١٣ شماره مقاله:٥١٩٢ |
بُوَیْب، جَنْگ، یکی از نبردهای مشهور عرب با
سپاه ساسانی، در کنار رودخانۀ بویب درعراق که به پیروزی عربها انجامید. رودبویب، از
شاخههای فرات، از نزدیک محل کوفۀ کنونی میگذشت و در روزگار ساسانیان مرداب فرات
به شمار میرفت(یاقوت، ١/٧٦٤-٧٦٥؛ عبدالمؤمن، ١/٢٣٢؛ بلاذری، ٢٥٤؛ طبری، ٣/٤٦٣،
٤٧٠؛ دربارۀ موقعیت جغرافیایی بویب، نک: اطلس…، نقشۀ شم ٦٢؛ کمال، ٢٤٩،
٤٢٧).
این جنگ را «نبرد مهران»، «نبرد نُخَیله» و «یوم الاَعشار» نیز خواندهاند(نک:
بلاذری، ٢٥٣؛ طبری، ٣/٤٦٨؛ ابن حبیش، ٢/٩٣؛ کمال، ٤٢٤). دربارۀ تاریخ وقوع جنگ بویب
اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی آن را درحوادث رمضان١٣/نوامبر٦٣٤(طبری،٣/٤٠٧؛ ابن حبیش،
٢/٩٦؛ نیز نک: تقیزاده، ١٨٩؛ کمال، همانجا)، اما بیشتر مورخان آن را در ١٤ق
آوردهاند(بلاذری، ٢٥٤؛ خلیفه، ١/٩٨؛ یعقوبی، ٢/١٢١؛ حمزه، ١٢١؛ نیز نک: کائتانی،
«سال شمار…١»، I(١)١٦٩، «سالنامه…٢»، جIII ، مقدمه، ٧٩؛ والیری، ٦١؛ زرینکوب، ٣١٤،
نیز ٩). به هرحال، گزارش یاقوت که این جنگ را مربوط به روزگار خلافت ابوبکر(د
جمادیالآخر١٣/اوت٦٣٤)دانسته(١/٧٦٥)، نادرست است.
شرح جنگ بویب، بیشتر براساس روایات ابومخنف(ه م)، سیفبنعمر تمیمی و
ابناسحاق(ه م)به ما رسیده است(مثلاً نک: بلاذری، ٢٥٣؛ طبری، ٣/٤٦٠، ٤٦٢، ٤٧١؛
نیز نک: ابنحبیش، ٢/٨٥)؛ هرچند که مداینی نیز در کتاب گم شدۀ فتوحالعراق، اخبار
این جنگ را نقل کرده بودهاست(نک: ابنندیم، ١١٥). اگرچه مفصلترین گزارش از آنِ
سیفبن عمر است، اما محققان روایات او را مبالغهآمیز، غیردقیق و مشحون از تعصبهای
قبیلهای دانستهاند(نک: امین، ٢/٣٤٣؛ زرینکوب، ٢٩٤، ٣١٣؛ عسکری، ١/٦١-٦٤،
٢/٥-٦).
به روایت ابومخنف، تایک سال پس از شکست مسلمانان درنبرد جِسر، با آنکه
مُثَنّیبنحارثۀشیبانی عریان را به جنگ فرا میخواند، اما عمربن خطاب اقدامی نکرد
و آنگاه که خلیفه مردم را به جهاد دعوت کرد، مردم سرباز زدند. چندی بعد، جَریربن
عبدالله بَجَلی خواست با طایفۀ بَجیله برای جنگ به شام رود. خلیفه آنها را با وعدۀ
پاداش و غنیمت، به جنگ در عراق تشویق کرد و به همراه عدهای از اهل رِدّه روانۀ
آنجا ساخت(بلاذری، نیز حمزه، همانجاها؛ دینوری، ١١٤؛ زرین کوب، ٩، نیز، ٣١٢-٣١٣؛
برای روایتی دیگر، نک: طبری، ٣/٤٦٢-٤٦٣). به گزارش بلاذری، به فرمان یزدگرد
سوم(قس: دینوری، همانجا: بوران)، شاهنشاه ایران، مهران، پسر مهربُنداد همدانی(قس:
طبری، ٣/٤٧٢؛ دینوری، همانجا). با ١٢هزار سپاهی، روانۀ نبرد شد(همانجا)؛ بر پایۀ
برخی از گزارشهای منقول(نک: طبری، ٣/٤٦١، ٤٦٤). مهران از سوی دوتن از بزرگان
ساسانی، فیروزان و رستم برای مقابله با اعراب برگزیده، و یا پیشنهاد شد. به هر حال،
سردار ساسانی که خود از پهلوانان ایران بود(دینوری، ١١٥)، از مداین راهی حیره شد و
بر ساحل شرقی فرات اردو زد، درحالیکه سپاه مسلمانان بر ساحل دیگر رودخانه
بودند(طبری، ٣/٤٦١، ٤٦٣، ٤٦٤؛ نیز نک: کمال، ٤٢٧). در این زمان، گروهی از قبایل
مسیحی عرب، مانند نَمِر و بنیتَغلِب نیز به مسلمانان پیوستند(طبری، ٣/٤٦٤).
بعضی از روایتها، جریربن عبدالله و برخی دیگر مثنیبن حارثه را فرمانده کل سپاه
مسلمانان دانسته، و جریر را تحت امر او شمردهاند. به علاوه، چنین مینماید که هر
قبیلهای زیر فرمان رئیس خویش بود(نک: بلاذری، ٢٥٤؛ دینوری، ١١٤؛ طبری، ٣/٤٦١،
٤٦٣، به نقل از سیف؛ قس: همو، ٣/٤٧١، ٤٧٢، به نقل از ابن اسحاق).
به فرمان عمر، مسلمانان فقط در صورت پیروزی اجازه داشتند از رود و پل بگذرند(طبری،
٣/٤٦٣). از اینرو، سپاه عرب بر ساحل شرقی رودبویب، و یا در محل نُخَیله(برای
موقعیت آن، نک: یاقوت، ٤/٧٧١)مستقر شد(طبری، ٣/٤٦٣، ٤٧٢؛ بلاذری، همانجا). سرانجام
مهران از یکی از پلهای فرات گذشت و جنگ در گرفت. به روایت سیف، سپاه ساسانی از٣ صف
تشکیل شده بود که هر صف یک فیل جنگی داشت و پیادگان در جلو فیلان حرکت
میکردند(طبری، ٣/٤٦٥؛ تقیزاده،١٨٨). در جریان جنگ، مسعودبن حارثه، برادر مثنى
کشته شد و نبرد شدت گرفت، اما عاقبت مهران به قتل رسید و سپاه بیسردار ساسانی
گریختند(بلاذری، همانجا؛ طبری، ٣/٤٦٦، ٤٧٢؛ ابن حبیش، ٢/٩١؛ قس: دینوری، ١١٥). به
هرحال، برسرتقسیم غنایم بازمانده از مهران، میان دو سردار عرب اختلاف افتاد، تا
سرانجام مثنى لباس و سلاحهای مهران را میان ایشان تقسیم کرد(بلاذری، همانجا،
٣/٤٦٦).
سپاه عرب در بویب غنایم و اسیر بسیار به چنگ آورد(طبری، ٣/٤٦٩، ٤٧٠). براساس
روایات، عربها این جنگ را بدان سبب بومالاعشار خواندند که بسیاری از آنان هر یک ١٠
تن از لشکر ساسانی را کشته بودند(طبری، ٣/٤٦٨؛ زرین کوب،٣١٣). اما در شمار کشتگان
ایرانی، بسیار مبالغه شده است، حتى گاه از عدد ١٠٠هزار یاد کردهاند(نک: طبری،
٣/٤٦٧).
ظاهراً پیوستن قبایل عرب مسیحی به سپاه مسلمانان، در پیروزی ایشان مؤثر بوده
است(مثلاً نک: همو٣/٤٦٦). به هر حال مثنى گروهی از سپاهیان خود را به تعقیب
فراریان فرستاد. بازماندگان سپاه ساسانی نیز به ساباط(= وَلاشآباد، در ساحل غربی
دجله) پناه بردند. اعراب روستاهی اطراف را غارت کردند و سپس بازگشتند، بر اثر این
جنگ، مسلمانان بر ناحیۀ سواد تا ساحل غربی دجله مسلط شدند(همو، ٣/٤٦٩-٤٧٠؛ نیز نک:
دینوری، ١١٥-١١٦؛ تقیزاده، ١٨٩).
مآخذ: ابن حبیش، عبدالرحمان، الغزوات، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ ابن
ندیم، الفهرست؛ اطلس تاریخ الاسلام حسین مونس، قاهره، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ امین، احمد، ضحی
الاسلام، قاهره، ١٣٥٣ق/١٩٣٥م؛ بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن،
١٨٦٥م؛ تقیزاده، حسن، از پرویز تا چنگیز، تهران، ١٣٤٩ش؛ حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی
ملوک الارض و الانبیاء، بیروت، دارمکتبة الحیاة؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش
اکرم ضیاء عمری، نجف، ١٣٨٦ق/١٩٦٧م؛ دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش
عبدالمنعم عامر و جمال الدین شیال، قاهره، ١٩٦٠م؛ زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ ایران
بعد از اسلام، تهران، ١٣٦٢ش؛ طبری، تاریخ؛ عبدالمؤمنبن عبدالحق، مراصد الاطلاع، به
کوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ عسکری، مرتضى، عبدالله بن سبا و اساطیر
اخرى، ج ١، بیروت، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م، ج٢ ، تهران، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ کمال، احمد عادل، الطریق
الی المدائن، بیروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، نجف، ١٣٥٨ق؛
نیز:
Caetani, L., Annali dell’Islām, Hildesheim/New York, ١٩٧٢; id, Chronographia
islamica, Rome, ١٩١٢; Vaglieri, L.V.,»The Partiarchal and Umayyad Caliphates«,
The Cambridge History of Islam,vol.I(A),eds. P.M. Holt et al., Cambridge, ١٩٧٠;
Zarrinkūb, A.H., »The Arab Conquest of Iran and its Aftermath«, The Cambridge
History of Iran, vol. IV, ed. R.N.Frye, Cambridge, ١٩٧٥.
روزبه زرینکوب
١.Chronographia… ٢. Annali…