دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٣٩

بیتوشی
جلد: ١٣
     
شماره مقاله:٥٣٣٩

بَیْتوشی، عبدالله بن محمد، ادیب شافعی مذهب و شاعر سدۀ ١٢ق/١٨م که به ٣ زبان عربی، فارسی و کردی شعر می‌سرود.
جامع‌ترین اثر دربارۀ وی، کتابی است به نام البیتوشی که محمدخان در ٣٠١صفحه نگاشته است. منابع وی یا نسخه‌های متعددی از آثار بیتوشی است که وی در اختیار داشته(مثلاً نک‌: ص١٠٨، ١٠٩، ١٢٢، ١٢٣، جم‌(، ویا یادداشتهای خود بیتوشی است که وی دربارۀ زندگی، سفرها، دوستان و یا سال تألیف آثارش بر حاشیۀ نسخه‌هایش نوشته است(مثلاً نک‌: همان، ٢٣). منابع فارسی نیز از وی غفلت نکرده‌اند و از او به عنوان «پارسی‌گوی کرد» یاد کرده، و شرح‌حالی از وی آورده‌اند(نک‌: صفی‌زاده، ٥٩؛ حیرت، شاعران...، ١٤٧).
خال تولد او را میان سالهای ١١٣٠-١١٤٠ق/١٧١٨-١٧٢٨م تخمین زده است(همان، ١٦-١٧؛ نیز نک‌: مدرس، ٢٥٠)؛ اما زرکلی(٤/١٣١) و به تبع او و دیگران، تولد او را حدود سال ١١٦١ق/١٧٤٨م دانسته‌اند(مثلاً نک‌: ابراهیمی، ١٧١؛ زکی، ٢/٣٧؛ حیرت، گلزار...، ٥٢؛ صفی‌زاده، همانجا.
وی به بیتوش، روستایی کوچک از توابع سردشت کردستان ایران، حدفاصل بین آلان ایران آلان عراق، منسوب است. او را آلانی نیز نامیده‌اند و چون پدر یا اجدادش در خانخل(روستایی در جنوب شرقی بیتوش) می‌زیستند، او را خانخلی هم خوانده‌اند(خال، همان، ١١-١٢؛ بیطار، ٢/١٠١٥؛ مدرس، همانجا؛ عزاوی، تاریخ‌العراق...، ٦/٣٦).
وی دوران کودکی و نوجوانی را در بیتوش گذراند و نزد پدر، به رسم آن روزگار به یادگیری قرآن، علوم عربی و کتابهایی چون گلستان سعدی پرداخت. او که بعد از مرگ پدر ١٥ سال بیش نداشت. راهی روستای سنجویه در سردشت شد و نزد ملامحمدابن‌حاج‌ دانش آموخت. سپس به روستای ماوران در نزدیکی اردبیل رفت و از صبغةالله افندی حیدری بهره‌ها برد و پس از چندی به زادگاهش بازگشت(خال، همان، ١٧-١٩؛ مدرس، ٢٥١؛ مردوخ، ١/٢٧٦-٢٧٧) و از آنجا قصد بغداد کرد(شیخو، ١/٩٣؛ بصری، ٥٧).
گویند بیتوشی چون خواست راهی بغداد شود، تنها دارایی خود را که همان القاموس المحیط بود، فروخت تا هزینۀ راه کند، اما پیش از فروش کتاب آن را سراسر حفظ کرد(خال، همان، ١٥؛ ابراهیمی، ١٧٤؛ حیرت، همانجا). در بغداد بار دیگر در محضر صبغه‌الله حیدری دانش آموخت. سپس رهسپار بصره شد و از آنجا به کویت و دیگر سرزمینهای ساحلی خلیج‌فارس رفت(مدرس، ٢٥٢؛ حیرت؛ شاعران، همانجا) و در نهایت وارد احساء شد و چندی نیز در مدرسه‌ای در شهر مبرّز احساء به تدریس پرداخت(خال، همان، ١٥، ٢١؛ مدرس، همانجا؛ مردوخ، ١/٢٧٧)؛ سپس به زادگاهش بازگشت و پس از کوته زمانی در ١١٨٠ق/١٧٦٦م آهنگ بصره کرد و چندی نزد دوستش احمد کوازی عباسی اقامت گزید و دوباره به احساء بازگشت، اما پس از ٦ سال، اشتیاق دیدار زادگاهش، او را بار دیگر راهی بیتوش کرد. در آنجا اهل علم که به نیکی از او استقبال کرده بودند، کارهای خود را براو عرضه می‌کردند، او نیز تقریظهایی به نظم و نثر برای ایشان می‌نگاشت. از جملۀ آنها که آکنده از آرایه‌های ادبی است، می‌توان به تقریظ وی بر کتاب البدیعیۀ محمدامین عمری موصلی اشاره کرد(خال، همان، ٢٦٦-٢٨٣). بیتوشی از آنجا برای دیدار استادش ابن‌حاج به روستای هزار مرد رفت و در همانجا تقریظی بر کتاب ایقادالضرام استاد نوشت(همان، ٣٠؛ مدرس، ٢٥٤).
یادداشتهای بیتوشی بر تألیفاتش، حکایت از آن دارد که او در طول سفر نیز به تألیف مشغول بوده است. چه، وی در پایان هر اثر، به سال تألیف و مکان آن اشاره دارد(مثلاً نک‌: خال، همان، ٢٣-٢٥، ٢٨-٢٩، جم‌؛ مدرس، ٢٥٤-٢٥٥).
در ١١٨٨ق/١٧٧٤م بود که بیتوشی بار سوم به بغداد و از آنجا به بصره رفت و تا ١١٨٩ق در مدرسۀ رحمانیه به تدریس پرداخت. در همین زمان بود که صادق‌خان زند از ایران به بصره حمله کرد و مدت ١٦ ماه شهر را در محاصره داشت. بیتوشی نیز به ناچار در بصره ماندگار شد، تا آنکه در اواخر سال ١١٩٠ق ـ که حدود ٥٠-٦٠ سال سن داشت ـ توانست راهی احساء شود(خال، البیتوشی، ٣١؛ مدرس، ٢٥٤؛ مردوخ، همانجا).
در این زمان که بیتوشی در اوج بالندگی و شکوفایی علمی خود بود، الکفایة را به نظم کشید و به شیخ احمدبن‌عبدالله‌بن محمدانصاری حاکم احساء تقدیم کرد و بسیار مورد عنایت وی قرار گرفت و زندگی مادی او گشایش یافت و شهرتش فراگیر شد. بیتوشی در احساء دختر شیخ عبدالقادر، قاضی آنجا را به نکاح خویش درآورد(نک‌: خال، همان، ٣٠-٣٣؛ نیز مدرس، ٢٥٤-٢٥٥: اشارۀ بیتوشی در الرسالةالعراقیۀ خود به این امر؛ حامد، ٣١٤).
بیتوشی در آخرین سال زندگی خود از احساء به بصره رفت و در همان‌جا درگذشت و در مقبرۀ حسن بصری به خاک سپرده شد. تاریخ مرگ وی را بین سالهای ١٢١٠ نت ١٢٢١ق/١٧٩٥-١٨٠٦م نوشته‌اند(زرکلی، ٤/٣١؛ خال، همان، ٣٤؛ شیخو، ١/٩٤؛ زکی، ٢/٣٨؛ مدرس، ٢٥٦؛ ابراهیمی، ١٧٥؛ مردوخ، ١/٢٧٧-٢٧٨).
از شاگردان وی می‌توان به عثمان‌بن‌سند وائلی بصری اشاره کرد که در آثارش چون سبائک العسجد و نیز اصفی الموارد فی سلسال احوال الامام الخالد از استادش یاد کرده، و در مرگ وی نیز مرثیه‌ای سروده است(ابراهیمی، همانجا؛ خال، ٣٤-٣٧).
وی از نوجوانی به شعر علاقه‌مند بود و از آنجا که به تصوف نیز گرایش داشت، گاه در اشعارش، خود را درویش خطاب کرده است(همان، ٢٢؛ بیطار، ٢/١٠٥). گویند وی در جوانی کتاب الکافی فی علمی العروض و القوافی را سرود تا قریحۀ شعری خود را در بوتۀ آزمایش گذارد(ابراهیمی، ١٨٢؛ خال، همان، ٧٢، ٩٦). از خصوصیات شعری وی می‌توان به کارگیری صنایع شعری چون: استعاره، جناس، تضمین، توریه، تشبیه و نیز استفاده از مضامین بدیع اشاره کرد. وی در مجون نیز دستی داشت. اسلوب شعر وی چون شاعران کهن، با گریه بر اطلال و دمن آغاز می‌شود(همان، ٧٧-٨٤). از اشعار وی می‌توان به قصیدۀ مشهور او در وصف زادگاهش، و قصیده‌ای دیگر در اشتیاق و یاد بغداد اشاره کرد(همان، ١٢-١٤، ٢٢٦؛ بصری، ٥٧، ٥٨؛ ابراهیمی، ١٧٣).
بیتوشی بیشترین اشعار مدحیۀ خود را به حاکم احساء تقدیم کرده است. این اشعار گاه با مناسبتهایی نیز همراه بوده است؛ مثلاً قصیده‌ای در ٣٨ بیت به مناسبت عید فطر(خال، همان، ١٤٦-١٤٩؛ انصاری، ١/٣٤١-٣٤٢) و قطعه‌ای در ١٥بیت به مناسبت سفر حاکم به بادیه(خال، همان، ١٤٩-١٥١؛ انصاری، ١/٣٤٢، نیز برای دیگر مدایح وی، نک‌: ٣٤٥، ٣٥١-٣٥٢؛ خال، همان، ١٥٧-١٧٣). حاکم احساء نیز که خود ادیب و شاعر بود، گاه بیتوشی را با اشعاری پاسخ داده، و او را ستوده است(مثلاً نک‌: همان، ٣٢-٣٣، ١٧٣-١٧٥، ١٨٧-١٩٠؛ انصاری، ١/٣٤٧-٣٤٨، ٣٥٢-٣٥٦).
از دیگر کسانی که بیتوشی مدح کرده است، می‌توان به سعدون‌بن‌عرعر، حاکم قبلی احساء(همو، ١/٣٨٨-٣٨٩)، سلیمان‌بک‌شاوی حمیری(نک‌: خال، همان، ١٣٦-١٤٥)، احمدبن‌محمدبن رزق(همان، ٢١٠-٢١٥؛ انصاری، ١/٣٨٦-٣٨٨) و احمدبن درویش کوازی عباسی(خال، همان، ٢١٦-٢٢٣؛ انصاری، ١/٣٨١-٣٨٥) اشاره کرد. همچنین بیتوشی در قصیده‌ای سُداسی، در بحر کامل ـ که خودش شامل ١٧ قصیده و ١١ قطعه می‌شود ـ استادش ابن‌حاج را مخاطب قرار داده، و او را ستوده است(خال، «قصیدة...»، ١٣٨-١٥٥).
نکتۀ مهم در احوال بیتوشی آن است که وی به‌رغم گرایش به زبان عربی و اقامت طولانی در سرزمینهای عرب‌نشین، هیچ‌گاه از زبان فارسی روبرنتافت. مضمون تنها بیت کردی نقل شده از او نشان می‌دهد که آثار شاعران بزرگ ایران را می‌خوانده، و می‌کوشیده است به این زبان نیز شعر بسیراید(نک‌: ادامۀ مقاله). از جمله اشعار فارسی وی می‌توان به قصیدۀ ١٣ بیتی او به مناسبت تولد یوسف‌بن‌شیخه‌بک در ١١٥٥ق/١٧٤٢م اشاره کرد(همو، البیتوشی، ٨٧-٨٩). علاوه براین، ٦ دو بیتی و ٥تک بیت از شعر فارسی وی در منابع ذکر شده است(همان، ٨٩-٩٢؛ حیرت، گلزار، ٥٣-٥٤؛ ابراهیمی، ١٧٦-١٧٧؛ صفی‌زاده، ٦٠؛ مردوخ، ١/٢٨٢-٢٨٣). خال معانی بعضی از اشعار عربی وی را برگرفته از اشعار فارسی می‌داند(همان، ٧٩). علاوه بر این، از وی تنها یک بیت شعر به زبان کردی نقل شده که در مجلۀ گلاویژ(١٩٤٥م، شم‌ ١)به چاپ رسیده است(نک‌: مردوخ، ١/٢٨٤). مردوخ روحانی این تک بیت را اقتباس از یک شعر معروف سعدی می‌داند(همانجا؛ نیز نک‌: خال، همان، ٩٢).
نثر عربی بیتوشی، بنا به سنت آن روزگار، سخت متصنع، و به همین سبب، مورد توجه بود. مکتوبات وی از رسائل گرفته تا تقاریظ، منظومه‌ها و شروح، همه از شهرتی خاص برخوردار است. از رسائل وی می‌توان به «الرسالة العراقیة» خطاب به عبدالله‌بن‌صبغةالله‌حیدری ماورانی اشاره کرد که در ١١٩٧ق/١٧٨٣م نوشته است(چاپ شده در مجلۀ الیقیق، ١٣٤١ق/١٩٢٣م، س١، شم‌ ٢٠؛ نک‌: خال، همان، ٢٢٦-٢٥٣). از دیگر رسائل قابل ذکر وی، نامۀ او به سلیمان‌بک‌شاوی، از صاحب منصبان بزرگ بغداد است که در آن برای نجات بصره از او یاری طلبیده است(برای متن نامه، نک‌: همان، ٢٥٤-٢٦٣). نامۀ دیگری از او خطاب به ابن‌حاج و نیز عبیدالله‌افندی حیدری است(همان، ٢٦٣-٢٦٦؛ انصاری، ١/٣٧٥-٣٨١؛ عزاوی، تاریخ الادب...، ٢/٢١٩-٢٢٠، ٢٩٦-٢٩٧، «النثر...»، ٢٧٥-٢٧٦).
علاوه بر این بیتوشی برای آسانی کار تعلیم، برخی متون درسی را نیز به نظم درآورده(خال، همان، ٩٥بب‌( که از آن جمله است: «مؤنثهای سماعی»، «مصادر شاذ»، «کیفیت کتابت لفظ ابن»، «علامت فعل»، «اسماء خیل»، «اسماءضیافات». خال این منظومه‌ها را ١٢ عدد معرفی کرده که شمار ابیات هر یک از ٤ تا ٣٥ بیت است(نک‌: همان، ١٢٤-١٢٥؛ محمد، ٢/٢٧٠).
آثار چاپی:
١. کفایة المعانی، در بیان حروف معانی که در ١١٩١ق/١٧٧٧م برای حاکم احساء در ٦٧٢ بیت سروده است. خال ویژگی این اثر را در آن می‌داند که «از شائبۀ عُجمه که گریبان عجمها و عربهای متأخر را می‌گرفته، به دور است»(همان، ١٠٩). این کتاب در ١٢٨٩ق/١٨٧٢م در استانبول به چاپ رسیده است.
٢. صرف العنایة بکشف الکفایة، تلخیصی بر کتاب الحفایة خود اوست که در احساءدر ١١٨٩ق در ٥٤٣ صفحه نوشته است. این کتاب در ١٩٢٢م در مصر به چاپ رسیده است. ظاهراً همین کتاب است که به نام الکنایة حفیّةٌ لراغب الحفایة پیش‌تر در استانبول در ١٢٨٩ق/١٨٧٢م چاپ شده بوده است(نک‌: همان، ١١٩؛ عواد، ٢/٣٢٢؛ قس: GAL, S, II/٣٩٩، که نام کتاب را الکفایة حفیة لراغب الحفایة آورده است).
٣. المکفرات لکل ذنب سابق و آت، منظومه‌ای در ٤٩ بیت که آن را در احساء در ١١٩٤ق به نظم کشید. این کتاب در ١٣٢٢ق/١٩٠٤م در قاهره به چاپ رسیده است.
وی رسالۀ سیوطی در «ادعیۀ مستجابه» را نیز به نظم درآورده است. این اثر در پایان کتاب المکفرات وی چاپ شده است.
آثار خطی:
١. تحف الخلال فی شرح الالغاز القربیة(تألیف: ١١٩٠ق)، که در آن به بیان شرح اَلغاز و اَحاجی(ه‌ م) پرداخته، و در این اثر به الغاز کسانی همچون زمخشری، حریری و ابوالعلاء نیز اشاره کرده است(خال، همان، ٩٩، ١٢٧-١٢٨؛ ابراهیمی، ١٧٨).
٢. حاشیه بر شرح عبدالله‌بن‌احمد‌فاکهی بر قطرالندیٰ اثر ابن‌هشام در علم نحو در ٥٤٥ صفحه که در ١٢٠٩ق/١٧٩٤م تألیف شده است(خال، همان، ١٢٢؛ ابراهیمی، ١٧٩؛ بصری، ٥٧). بغدادی از کتابی به نام حاشیۀ علی الطرة نام می‌برد(١/٤٨٧) که ظاهراً تصحیف نام همین کتاب است.
٣. حدیقة السرائر فی نظم الکبائر، بیتوشی تراجم الزواجر عن اقتراف الکبائر ابن حجر هیتمی(د٩٧٤ق) را زمانی که صادق‌خان‌زند بصره را در محاصره داشت(١١٩٠ق)، با همین عنوان در ٧٢٦ بیت به نظم کشید. این منظومه با ماده تاریخ سال محاصرۀ بصره پایان می‌پذیرد. بیتوشی در ١١٩٥ق شرحی بر این قصیده به نام طریقةالبصائر الیٰ حدیقة السرائر در ٥٠٠ صفحه در احساء نوشته، و به زمان ورود خود به بصره ١١٨٩ق و بعضی وقایع که در آن زمان رخ داده، از جمله محاصره و فتح بصره به دست صادق خان زند پرداخته است. وی در دو قطعۀ جداگانه این شرح خود را ستوده است(خال، همان، ١٠٠-١٠٨؛ غزاوی، تاریخ العراق، ٦/٦٣-٦٤؛ ابراهیمی، همانجا؛ طلس، ١٤٣-١٤٤.
٤. الحفایة بتوضیح الکفایة، که شرح منظومۀ الکفایۀ خود اوست و در ١١٩١ق در احساء در ٧٠٠ صفحه نوشته است و در آن به ٧٠٠ آیۀ قرآنی، متونی از نهج‌البلاغه، احادیث نبوی، امثال عربی و الغاز و احاجی نحوی استناد کرده است. بیتوشی در این اثر به ٩٨٠ بیت از اشعار دیگران و ٦٥ بیت از اشعار خود ارجاع داده است(خال، همان، ١١٤-١١٩؛ ابراهیمی، ١٧٩).
٥. دیوان. رزکلی(٤/١٣١) و حامد(ص٣١٤) تنها به مجلۀ المنهل(١٣٧٥ق/١٩٥٦م) اشاره کرده‌اند که به وجود نسخه‌ای از دیوان وی در کتابخانه‌ای شخصی تصریح شده است.
٦. الکافی فی علمی العروض و القوافی، در ٣٢٧بیت. وی این قصیده را در آغاز جوانی برای آزمایش طبع خود سروده، و در آغاز قصیده، از گستاخی خود که طبعش کردی و شعرش به زبان عربی است، پوزش طلبیده، و خود شرحی به نام الوافی بحل الکافی بر این قصیده در ١١٧٩ق در مدرسۀ صیفیۀ بیتوش در ١٥٠ صفحه نوشته است(خال، همان، ٩٦-٩٨؛ ابراهیمی، ١٧٨).
٧. المبشرات، شرحی است بر المکفرات خود او که در ١١٩٤ق در ٤٠ صفحه سروده است(هوتسما، ١١٣؛ خال، همان، ١٠٨-١٠٩؛ ابراهیمی، همانجا).
٨. منظومۀ فی بیان الافعال، در ٥٥ بیت که در آن به ٣٨٧ فعل لازم و متعدی اشاره کرده، و سپس خود شرحی بر آن نوشته است(خال، همان، ١٢٣؛ جبوری، ٣/٢٣٩).
٩. منظومۀ فی بیان الافعال، در ٧٧ بیت که به افعال واوی و یایی پرداخته، و ١٢٢ فعل را نام برده، و خود شرحی برآن نوشته است(خال، همان، ١٢٣-١٢٤؛ جبوری، ٣/٢٣٨-٢٣٩).
١٠. منظومة فی مثلثات الاسماء و الافعال، در ٧٢ بیت که ٤٢٧ اسم و فعل را در برگرفته است. وی این اثر را در ١١٩٠ق در زمان محاصرۀ بصره به نظم کشید، سپس خود برآن شرحی نوشت(خال، همان، ١٢٤).
١١. الموائدالمبسوطة فی الفوائد الملقوطة، در ١٥٠ بیت که در آن از کتابهایی چون المزهر سیوطی، القاموس المحیط و دستور نطنزی بهره گرفته است(همان، ١٢٤-١٢٥؛ ابراهیمی، ١٨٠).
١٢. حاشیه بر البهجة المرضیة فی شرح الالفیة، در علم نحو و صرف. بیتوشی در کتاب تحف‌الخلال خود به این اشاره کرده است(خال، همان، ١٢٢؛ ابراهیمی، ١٧٩). از این اثر نسخه‌ای یافت نشده است(خال، همانجا).
مآخذ: ابراهیمی، محمدصالح، «العلامة الادیب العبقری البیتوشی»، نشریۀ دانشکدۀ ادبیات اصفهان، ١٣٤٥ش، س٢، شم‌ ٢ و ٣؛ انصاری احسابی، محمد، تحفةالمستفید، به کوشش حمد جاسر، ریاض، ١٩٨٢م؛ بصری، میر، اعلام الکرد، لندن، ١٩٩١م؛ بغدادی، هدیه؛ بیطار، عبدالرزاق، حلیةالبشر، به کوشش محمد بهجه بیطار، دمشق، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ جبوری، عبدالله، فهرس المخطوطات العربیة فی مکتبة الاوقاف العامة فی بغداد، بغداد، ١٩٧٤م؛ حامد، عبدالله، الشعر فی الجزیرة العربیة، ریاض، ١٤١٤ق/١٩٩٣م؛ حیرت سجادی، عبدالحمید، شاعران کرد پارسی‌گوی، تهران، ١٣٧٥ش؛ همو، گلزار شاعران کردستان، تهران، ١٣٦٤ش؛ خال، محمد، البیتوشی، بغداد، ١٣٧٧ق؛ همو، «قصیدة تتضمن قصائد عدیدة للبیتوشی»، مجلۀ المجمع العلمی العراقی، بغداد، ١٣٧٥ق/١٩٥٦م، ج٤، شم‌ ١؛ زرکلی، اعلام؛ زکی، محمدامین، مشاهیر الکرد و کردستان، ترجمۀ آنسه کریمه، به کوشش محمدعلی عونی، قاهره، ١٣٦٦ق/١٩٤٧م؛ شیخو، لویس، الآداب العربیة فی القرن الناسع عشر، بیروت، ١٩٢٤م؛ صفی‌زاده، صدیق، پارسی‌گویان کرد، تهران، ١٣٦٦ش؛ طلس، محمداسعد، الکشفاف عن مخطوطات خزائن کتب الاوقاف، بغداد، ١٣٧٢ق/١٩٥٣م؛ عزاوی، عباس، تاریخ الادب العربی فی العراق، بغداد، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛ همو، تاریخ العراق بین احتلالین، بغداد، ١٣٧٣ق/١٩٥٤م؛ همو، «النثر الادبی و مصادره»، مجلةالمجمع العلمی العراقی، بغداد، ١٣٨١ق/١٩٦١م، ج٩؛ عواد، کورکیس، معجم المؤلفین العراقیین، بغداد، ١٩٦٩م؛ محمد، محمود احمد، فهرس مخطوطات مکتبة الاوقاف المرکزیة فی السلیمانیة، بغداد، مطبعة بغداد؛ مدرس، عبدالکریم، دانشمندان کرد در خدمت علم و دین، ترجمۀ احمد حواری نسب، تهران، ١٣٦٩ش؛ مردوخ روحانی، بابا، تاریخ مشاهیر کرد، تهران، ١٣٦٤ش؛ نیز:
GAL, S; Houtsma, M. Th., Catalogue d’une collection de manscrits arabes et turcs, Leiden, ١٨٨٦.
رضوان مساح