دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٢١
| بهار جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٢٢١ |
بِهار، یا بیهار١ ، نام شهر و ایالتی در شمال
شرقی هند. نام این ایالت از شهر بهار و آن نیز از نام ویهاره(صومعۀ بودایی یا مدرسۀ
آموزشهای بودایی)گرفته شده است(کانینگم، I/٣٩٩-٤٠٠ ؛ «فرهنگ سلطنتی…٢»، VIII/١٧١؛
بریتانیکا، II/١٣).
ایالت بهار با مساحت ١٦٣‘٩٤ کم٢ بین °٢١و´٥٨ تا °٢٧و´٣١ عرضشمالی و°٨٢و´١٩ تا
°٨٨و´ ١٧طولشرقی واقع شده است(«مختصری…٣»). این ایالت از شمال به کشور نپال، از
شرق به ایالت بنگال غربی، از جنوب و جنوبغربی به ترتیب به ایالتهای تازه تأسیس
جهرکهند٤ و چهتیسگره٥ ، و از غرب به ایالت به اوتارپرادش محدود است(انکارتا٦).
ایالت بهار به مرکزیت شهر پتنه(ه م)(پاتَلی پوترای پیشین)متشکل از ٩شهرستان و
٣٧بخش است(«مختصری»). جمعیت آن در ١٣٨٣ش/٢٠٠٤م حدود ٧٠٠‘٨٠٤‘٨٧ تن برآورد شده
است(«فرهنگ جهانی٧»).
بیش از ٨٠٪ مردم بهارهندو مذهب، و بقیه مسلمان و مسیحیاند. بیشتر هندوان به
گویشهای بهبچوری، میتهیلی و ماگهی ـ که به گویشهای بهاری موسومند ـ سخن میگویند،
اما هندی زبان رسمی ادارات و سازمانهای آموزشی است(انکارتا؛EI٢, I/١٢٠٩).
اراضی بهار بیشتر از جلگۀ حاصلخیز رودخانۀ گنگ تشکیل شده است. خاک در بیشتر قسمتها
آبرفتی است و سستی و نرمی آن سبب رونق کشاورزی شده است. مهمترین محصولات کشاورزی
ایالت بهار اینهاست: جو، ذرت، برنج، گندم، نیشکر، تنباکو و دانههای روغنی(انکارتا؛
«اطلس…٨»، ٣٨؛ بهارتاچاریا، ١٤٣). افزون بر کشاورزی، بهار از لحاظ صنعتی نیز دارای
اهمیت است. صنایع شیمیایی، داروسازی، پارچهبافی، الکترونیک و کاغذسازی از مهمترین
فعالیتهای صنعتی این ایالت به شمار میرود(همانجاها). در طرح صنعتی کردن هند، بهار
به سبب دارا بودن معادن غنی نقشی عمده داشته، و مهار کردن آب رودخانهها برای
جلوگیری از جریان سیل و تأمین الکتریسیته نیز در این منطقه پیشرفت قابل ملاحظهای
کرده است(بهارتاچاریا، همانجاها).
پیشینه: بهار دارای تاریخ کهنی است. رود گنگ آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم
کرده است؛ در پتنه، گایا و شاهآباد واقع در جنوب گنگ، پادشان مَگادهه٩ فرمانروایی
داشتند و شمال گنگ در حدود سال ٠٠٠‘١قم، مرکز مهمی برای آموزش سنسکریت بود(«فرهنگ
سلطنتی»، VIII/٢٠٨, VIII/١٧١). در دورانهای مختلف تاریخی، بهار همواره بخشی از
قلمرو پادشاهان بزرگ هند باستان و سلاطین مسلمان دهلی، لودی، سور و گورکانی بوده
است(نک: دسایی، ١٨). پایتخت پادشاهان مگادهه، نخست راجگیر و سپس پاتَلی پوتْرا
بود. در قلمرو پادشاهان مگادهه بود که بودا دین خود را رواج و توسعه داد و آیین
جَین را بنیان نهاد(«فرهنگ سلطنتی»، VIII/١٧١).
در ٣٢١قم(دو سال پس از درگذشت اسکندر مقدونی)، چَنْدراگوپتا با بیرون راندن
سپاهیان یونانی از این ناحیه و پیروزی بر دمه نندا١٠، شهر پاتلی پوترا را فتح، و
امپراتوری موریا را ـ که اولین امپرواتوری بزرگ شمال هند بود ـ بنیان نهاد.
اوسلوکوس نیکاتور را که پس از اسکندر بر بخش شرقی امپراتوری اسکندر دست یافته بود،
شکست داد، و از پی آن صلحی بین دو طرف منعقد شد و مگاستنس، مورخ و سیاستمدار یونانی
به سفارت از سوی سلوکوس به پایتخت چندارگوپتا(پاتلی پوترا)رفت(«همان»، VII/٢٠٩؛
نهرو، ١/٢٠٥-٢٠٦؛ جلالی، ٤٠-٤١)و بدینسان، سلسلۀ جدیدی به نام گوپتا در بهار تشکیل
شد و تا حدود سال ٥٤٤م در ناحیۀ بنگال ادامه یافت. این دوره به سبب حمایت
فرمانروایان این سلسله از هنرمندان به عصر طلایی شهرت یافته است(همو، ٤٤-٤٦).
با فتح بهار در٥٨٩ق/١١٩٣م و شکست لَکْشمَنسِن١١ آخرین پادشاه خاندان سِن(حک
٥٧٤-٥٩٧ق/١١٧٨-١٢٠١م)به دست اختیارالدینمحمدبنبختیار خلجی(د ٦٠١ق)، حاکمیت
مسلمانان در این ایالت آغاز شد(منهاج، ١/٤١٧-٤٢٤؛ اکرام، ٥٤؛ هیگ، «دولتها…١٢»،
٥١٤) که تا جنگ پلاسی١٣ در١١٧٠ق/١٧٥٧م و سلطۀ انگلیس بر این ناحیه ادامه یافت(نهرو،
١/٤٥٥، ٢/٤٩٠؛ اسعدی، ٢/٢٧). اختیارالدینمحمدبن بختیار خلجی از سوی قطبالدین
آیبک(د ٦٠٧ق)حکمران بنگال و بهار شد(هیگ، «معزالدین…١٤»، ٤٦؛ اکرام، همانجا). در
٦٢٢ق/١٢٢٥م التمتش(حک ٦٠٧-٦٣٣ق)علاوه بر لکهنوتی، بهار را نیز تصرف کرد و سلطان
غیاثالدین عوض خلجی را شکست داد و پسر بزرگ خود، ناصرالدین محمود را به حکمرانی
اوده و بهار گمارد و خود به دهلی بازگشت(منهاج، ١/٤٣٧-٤٣٨؛ هیگ، همان، ٥٣). در
٧٩٦ق/١٣٩٤م ملک سروَر خواجه جهان (د٨٠٢ق) که از سوی ناصرالدین محمودشاه از سلاطین
تغلقشاهی(حک ٧٩٥-٨١٥ق)لقب «سلطان الشرق» یافته بود، ضمن سرکوب شورشهای مناطق
مختلف، از جمله شورش بهار، به تعمیر قلعههای ویران این نواحی پرداخت(سیهرندی، ١٥٦؛
فرشته، ١/١٥٤؛ نهاوندی، ١/٣٨٩؛ هیگ، «پادشاهی…١٥»، ٢٥١).
ظهیرالدین محمدبابر (حک ٩٣٢-٩٣٧ق)در بابرنامه به اشغال بهار توسط محمودلودی در
٩٣٥ق/١٥٢٩م و حرکت خود برای آرام کردن این ناحیه اشاره کرده است(I/٦٣٩,٦٧٩-٦٨٠). با
شکست لشکریان بنگال از همایون(نک: گلبدن بیگم، ٤٠؛ لاهوری، ١/٦٤؛ تتوی، ٤٩٥)،
شیرخان سوری(د ٩٥٢ق)در ٩٤٣ق قلعۀ چنار بهار را تصرف کرد و در٩٤٧ق/١٥٤٠م همایون را
در قنوج شکست داد و با عنوان شیرشاه(حک ٩٤٧-٩٥٢ق)پادشاهی مستقل خود را در بهار
اعلام کرد(همو، ٥٢٨؛ برجس، ٢٥؛ دسایی،١٧). وی پایتخت را از بهار به پتنه منتقل
کرد(EI٢ ، همانجا). با درگذشت سلیمان کررانی(٩٨٠ق)که ضمن اطاعت از اکبرشاه(حک
٩٦٣-١٠١٤ق)، در بنگال، اوریسه و بهار داعیۀ استقلال داشت، بر سر جانشینی او میان
فرزندان و سران دولت وی اختلاف پدید آمد(ابوالفضل، اکبرنامه، ٣/٢٠-٢١؛ بیات، ٣١٣).
و سرانجام، اکبرشاه منعمخان، خان خانان را مأمور فتح بنگال و بهارکرد و یک سال
بعد، وی از سوی اکبرشاه حکمران این دو ایالت شد(ابوالفضل، همان، ٣/٤، ٤٠؛ برجس،
٤٧). بهار در اواخر سدۀ ١٠ق/١٦م یکی از ٤ «صوبۀ» پادشاهی گورکانی بود که به ٨
«سرکار» تقسیم شده، و تابع صوبۀ بنگال بود(ابوالفضل، آیین...، ١/٤١٦؛ «فرهنگ
سلطنتی»، VIII/١٧١).
در ١٠٤٩ق/١٦٣٩م شاهزاده محمد شجاع پسر شاه جهان(حک ١٠٣٧-١٠٦٨ق)حکمران بنگال شد و
حکومت بهار به شایستهخان واگذار گردید(برجس، ٩٢). در ١١٣١ق/١٧١٩م مرشد قلیخان
صوبهدار بنگال بود و بهار نیز در امور اداری از بنگال پیروی میکرد(بهادرتاچاریا،
١٤٢). با کشته شدن سرافرازخان، نواب بنگال(١١٥٣ق)، اللهوردی خان نواب بهار تا
١١٦٩ق/١٧٥٦م حکومت بنگال و اوریسه را نیز به دست آورد(برجس، ١٧٩؛ نیز نک: زامباور،
٤٤٤).
پس از تسلط انگلیسیها(١١٧٠ق/١٧٥٧م)بر سراسر ایالتهای بنگال و بهار(نهرو،
٢/٤٩٠-٤٩١)و یک سال پس از پیروزی آنها در جنگ بوکْسا(دهکدهای در غرب بهار)در
١١٧٨ق/١٧٦٤م، ادارۀ بهار و ٣ ایالت بنگال، اوریسه و چوتیاناگْپور به کمپانی هندشرقی
در بنگال واگذار شد(«فرهنگ سلطنتی»، همانجا؛ بهاتاچاریا، ١٢٤؛ اسعدی، ٢/٢٧).
نابسامانی اوضاع و عدم توجه انگلیسیها، موجب قحطی بزرگی در ١١٨٤ق/١٧٧٠م شد که طی آن
بیش از یک سوم مردم بنگال و بهار، جان خود را از دست دادند(نهرو، ٢/٤٩٣).
در ١٣٢٣ق/١٩٠٥م لردکرزن، نایبالسلطنۀ هند(١٣١٧-١٣٢٣ق/١٨٩٩-١٩٠٥م)طرح تقسیم بنگال
به دو قسمت غربی و شرقی را پیشنهاد کرد. با اجرای این طرح بهار و اوریسه در قسمت
غربی، و آسام در قسمت شرقی قرار گرفتند که ادارۀ هرکدام به عهدۀ یک نایب الحکومۀ
مستقل گذاشته شد؛ اما این تقسیمبندی با اعتراض شدید هندوهای بنگال روبهرو شد؛ جرج
پنجم، پادشاه انگلیس در دسامبر١٩١١ ناگزیر این تقسیمبندی را لغوکرد و بنگال غربی و
شرقی به حال اول بازگشت، اما بهار، اوریسه و آسام جداگانه ادارهمیشد(هاردی، ٢٤٤؛
بهاتاچاریا، ١٢٤, ١٤٢؛ لاهوتی، ٢٠٢). یکی از جنبشهای مخالف انگیسیها در هند، جنبش
بهار به رهبری کونوارسینگه بود که توسط دو کارگزار انگلیسی ـ ویلیامتیلور و
وینسنتایرـ سرکوب شد(مجومدار، ٧٧٩).
بهار به سبب داشتن محصولات کشاورزی متنوع و معادن غنی از دیرباز مورد توجه
بازرگانان اروپایی بوده است. در خصوص فعالیت تجارتی این بازرگانان و در فاصلۀ
سالهای ٩٣٢-١١٧٠ق/١٥٢٦-١٧٥٧م از منابع مختلف به ویژه از گزارشهای نمایندگان دفاتر
اروپایی و کنسولگریهای اطلاعات مفیدی میتوان به دست آورد(سرکار، ٤٦). اگرچه
بازرگانان اروپایی نخست به گونۀ انفرادی در بهار فعالیت داشتند، اما فعالیت اصلی
اروپاییان در این ایالت، با تشکیل کمپانیهای تجارتی گسترش یافت. نخستین تاجران
اروپایی که به این منطقه آمدند، پرتغالیها بودند. هر ساله ناوهای آنها از مالاکا و
کوچین به دو بندر هوگلی و پیپلی میرفتند. آنها مجوز اقامت در این بنادر را از
جهانگیرگورکانی(حک ١٠١٤-١٠٣٧ق)گرفته بودند. این کشتیها که حامل کالاهایی چون
ادویه، قلع و انواع ظروف چینی بودند، به پتنه میرفتند و در بازگشت، انواع پارچه،
به ویژه ململ، البسۀ نازک، ابریشم و قالیچههای ضخیم جونپور را با خود
میبردند(همو، ٤٧).
با ورود هلندیها به پتنه پرتغالیها از هوگلی اخراج شدند. پس از تجدید سازمان کمپانی
هندشرقی هلند در ١٠١١ق/١٦٠٢م، فعالیتها بازرگانی آنها گسترش یافت. هلندیها نخست در
١٠٣٦ق/١٦٢٧م به پیپلی، و سپس به بالِسور در اوریسه و پس از آن در ١٠٤٢ق/١٦٣٢م به
پتنه آمدند. آنها مهمترین رقیبان تجارتی انگلیس در هند بودند، و تجارت نیترات
پتاسیم(شوره) و تریاک بیش از اجناس کتانی و ابریشمی مورد توجه آنان بود. در
١٠٢٩-١٠٣٠ق/١٦٢٠-١٦٢١م اولین دفتر انگلیسی در پتنه که یکی از مراکز اصلی تجارت بود،
تأسیس شد(همو، ٤٥, ٤٨). در نیمۀ دوم قرن ١١ق/١٧م به همان نسبت که به تدریج موقعیت
تجارتی هلندیها در هند ضعیف میشد، انگلیس در تجارت بنگال پیشرفت بیشتری میکرد، تا
اینکه سرانجام در ١١٧٠ق/١٧٥٧م، هلند برتری خود را در بازار نیترات پتاسیم بهار از
دست داد(همانجا).
اوضاع اجتماعی و فرهنگی: دراویدیها نخستین ساکنان بهار بودند که پس از مهاجرت
آریاییها به این منطقه با آنان درآمیختند. مهمترین قبایل بومی بهار عبارتند از
قبایل کُل، مالا، سانتال ونات(آسیاتیکا، I/٣١٣). هر چند اقوام و قبایل و پیروان
مذاهب مختلفِ ساکن در بهار در طول تاریخ در کنار یکدیگر به صلح و آشتی به سر
میبردند، اما پس از جدایی پاکستان از هند، میان اکثریت هندو مذهب این ایالت با
مسلمانان درگیریهای شدیدی روی داد. اختلاف اینان باعث مهاجرت حدود یک میلیون تن از
مسلمانان بهاری به پاکستان شرقی(بنگلادش کنونی) شد. در درگیریهای استقلال طلبانۀ
مردم پاکستان شرقی برای جدا شدن از پاکستان، بهاریها از حکومت مرکزی پاکستان حمایت
کردند و به همین سبب، پس از استقلال بنگلادش(١٣٥٠ش/١٩٧١م)برای انتقال به پاکستان یا
سرزمین خود در اردوگاههایی جای داده شدند، اما دولت پاکستان از پذیرش آنها خودداری
کرد. با وجود بازگشت ١٧٠هزارتن از مهاجران بهاری به سرزمین خود در ١٣٥٣ش/١٩٧٤م و
انتقال گروه دیگری نیز به پاکستان، این مسئله به طور کامل میان دو کشور بنگلادش و
پاکستان حل نشد و شمار بسیاری از این مهاجران در اردوگاههای بنگلادش اسکان داده
شدند(اسعدی ٢/١٠؛ فرزیننیا، ٢١٥-٢١٦). در ١٣٥٧ش/١٩٧٨م در شهر پتنه، در
١٣٥٧و١٣٦٢ش/١٩٧٨و١٩٨٣م در شهر بهارشریف، در ١٣٦٣ش/١٩٨٤م در شهر اورنگآباد و در
١٣٦٩ش/١٩٩٠م در شهر رانچی درگیریهای شدیدی میان هندوها و مسلمانان
درگرفت(جمشیدی،٢٢٤).
بهار به عنوان یک سرزمین فرهنگی دارای آثار تاریخی متعددی است. زبان و فرهنگ و تمدن
ایرانی تأثیر بسیاری در بهار داشته است. هنر امپراتوری موریا(٣٢٢-١٨٥قم)از هنر
هخامنشی در ایران تأثیر پذیرفته بود و با پیروزی مسلمانان بر بهار، این تأثیرپذیری
بیشتر شد و زبان فارسی در فاصلۀ سالهای ٦٠٢-٩٣٢ق/١٢٠٦-١٥٢٦م زبان اداری،
تاریخنگاری و تصوف در بهار بود. در دورۀ گورکانیان نیز فارسی زبان اداری و آموزش
مذهبی بود. در مدارس مذهبی زینبیه در پهولواری١٦ شریف در نزدیکی پتنه و مدرسۀ
سیفخان در همین شهر دروس به زبان فارسی تدریس میشد(ایرانیکا، IV/٢٥٢-٢٥٣).
بهار در دورۀ پادشاهان مگادهه از مراکز اصلی بودایی بود و مبلغان بودایی از بهار به
سیلان، تبت، تاتارستان و چین فرستاده میشدند. بقایای بناهای بودایی در این ایالت ـ
به ویژه در گایا ـ حکایت از این تمرکز و پیشینۀ تاریخی دارد (آسیاتیکا، همانجا؛
جلالی، ٣٩). در دورۀ اسلامی نیز علما و فضلای بسیاری در آنجا پرورش یافتند(ندوی،
١٣).
شهرهای پتنه و جمشیدپور(تاتانگر)از شهرهای تاریخی بهار است. معماری این ایالت
تلفیقی از معماری هندی ـ اسلامی است که میتوان آن را به ٥ مرحله تقسیم کرد: ١.
سبک دهلی مانند بنای مقبرۀ ملک ابراهیم بایو که در ٧٥٤ق/١٣٥٣م ساخته شد؛ ٢. سبک
بنگال که نمونۀ آن مقبرۀ شاه نافه درمونگیر(اواخر سدۀ ٩ یا اوایل سدۀ ١٠ق)است؛ ٣.
سبک سور؛ ٤-٥. سبک دورۀ مغول(دسایی، ١٨-١٩). در دورۀ پادشاهان گورکانی، مساجد
بسیاری در پتنه و شهرهای دیگر بهار ساخته شد که بقایای برخی از آنها تاکنون برجای
مانده است(نک: اشر، I/٢٣٨-٢٣٩ ، جم ). از مساجد این دوره میتوان از مسجد حاجی
تاتار در پتنه(همو، I/٢٣٨) و مسجد حبشخان که اولین بنای گورکانیان در ایالت بهار
است و در ٩٨٧ق/١٥٧٨م در قلعۀ رُهتاس ساخته شد(همو، I/٩٠)، نام برد.
یکی از شهرهای مهم ایالت بهار، شهر بهارشریف در ناحیۀ پتنه است که در شرق رودخانۀ
پیمارنَدی(شاخهای از گنگ)، قرار دارد. این شهر در °٢٥و´١٢ عرض شمالی و °٨٥و´٣٣ طول
شرقی واقع است و پایتخت پادشاهان مگادهه و پالا بوده است («فرهنگ سلطنتی»، VIII/١٧
؛ بریتانیکا، II/١٣). این شهر در دوران اسلامی نیز اهمیت خود را حفظ کرد و مساجد و
مقابر بسیاری در آن ساخته شد. مقبرۀ شاه شرفالدین مخدوم که زیارتگاه صوفیان و
بسیاری از مردم مسلمان و غیر مسلمان است، دراین شهر قراردارد(«فرهنگ سلطنتی»، نیز
ندوی، همانجاها). مسجد بخاری که توسط شیخ فریدبخاری بناشد(اشر،I/١٤١, ١٥٧) و مسجد
حبیبخان سور(همو، I/٢٣٩) که در نیمۀ اول سدۀ ١٠ق ساخته شد، از دیگر بناهای اسلامی
بهارشریف است.
مآخذ: ابوالفضل علامی، آیین اکبری، به کوشش بلوخان، کلکته، ١٨٧٢م؛ همو، اکبرنامه،
به کوشش عبدالرحیم، کلکته، ١٨٨٦م؛ اسعدی، مرتضى، جهان اسلام، تهران، ١٣٦٩ش؛ بیات،
بایزید، تذکرۀ همایون و اکبر، به کوشش محمد هدایت حسین، کلکته، ١٩٤١م؛ تتوی، احمد و
آصف خان قزوینی، تاریخ الفی، به کوشش علی آلداود، تهران، ١٣٧٨ش؛ جلالی نائینی،
محمدرضا، هند در یک نگاه، تهران، ١٣٧٥ش؛ جمشیدی بروجردی، محمدتقی، علل ریشهای
درگیریهای مسلمانان و هندوها، تهران، ١٣٧٢ش؛ زامباور، نسبنامۀ خلفا و شهریاران،
ترجمۀ محمدجواد مشکور، تهران، ١٣٥٦ش؛ سیهرندی، یحیى، تاریخ مبارک شاهی، به کوشش
محمدهدایت حسین، کلکته، ١٩٣١م؛ فرزین نیا، زیبا، بنگلادش، تهران، ١٣٧٣ش؛ فرشته،
محمدقاسم، تاریخ، لکهنو، ١٨٦٤م؛ گلبدن بیگم، همایون نامه، لاهور، ١٩٧٤م؛ لاهوتی،
حسن، حاشیه بر مسلمانان هند بریتانیا(نک: هم، هاردی)؛ لاهوری، عبدالحمید، بادشاه
نامه، به کوشش کبیرالدین احمد و عبدالرحیم، کلکته، ١٨٦٧م؛ منهاج سراج، عثمان، طبقات
ناصری، به کوشش عبدالحی حبیبی، کابل، ١٣٤٢ش؛ ندوی، معین الدین، معجم الامکنة،
حیدرآباد دکن، ١٣٥٣ق؛ نهاوندی، عبدالباقی، مآثررحیمی، به کوشش محمد هدایت حسین،
کلکته، ١٩٢٥م؛ نهرو، جواهر لعل، کشف هند، ترجمۀ محمود تفضلی، تهران، ١٣٦١ش؛ هاردی،
پ.، مسلمانان هند بریتانیا، ترجمۀ حسن لاهوری، مشهد، ١٣٦٩ش؛ نیز:
Asher, C.B., The New Cambridge History of India, Cambridge, ١٩٩٢; Asiatica; An
Atlas of India, Delhi, ١٩٩٠; Bābur, Zahiru’d-din Muhammad, Bābur- Nāma, tr. A.S.
Beveridge, Delhi, ١٩٧٠; Bhattacharya, S., A Dictionary of Indian History, New
York, ١٩٦٧; »Bihar at a Glance- ٢٠٠«, www. Bihar. Nic. In/Profile/Bihar-at a -
Glance. htm; Britannica, micropaedia, ١٩٧٨; Burgess, J., The Chronology of India
History, Delhi, ١٩٧٥; Cunningham, A., The Ancient Geography of India, Varanasti,
١٩٦٣; Desai, Z. A., »The Indo-Islamic Architecture of Bihar«. Islamic Culture,
Hyderabad-Deccan, ١٩٧٢, vol. XLVI, no. ١;EI٢; Encarta Reference Library, ٢٠٠٣;
Haig, W., »The Kingdom of Jaunpur«, »Mu‘izz- ud – din Muhammad Bin Sām of
Kingdom of Ghūr and the Earlier Slave Kings of Delhi«, »The Native States of
Northern India From A.D. ١٠٠٠ to ١٥٢٦«, The cambridge History of India, New
Delhi, ١٩٨٧, vol. III; Ikram, S. M., History of Muslim Civilisation in India and
Pakistan, Lahor, ١٩٨٢; The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٨١;
Iranica; Majumdar, R. C., An Advanced History of India, London, ١٩٥٨; Sarkar,
J.N., Glimpses of Medieval Bihar Economy, Calcutta, ١٩٧٨; The World Gazetteer,
www. World- gazetteer, com/r/r- in. htm.
هدى سید حسینزاده
١.Behār/Bihār ٢.The Imperial… ٣.»Bihar…« ٤.Jhrakhand ٥.Chhattisgarh ٦.Encarta…
٧.The World… ٨. An Atlas… ٩.Magadha ١٠.Dhema Nanda
١١.Lakshman Sen ١٢.»The Native…« ١٣.Plassey ١٤.»Mu‘izz-ud-din…« ١٥.»The
Kingdom…«
١٦.Phulwari