دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٤٣
| پلینی جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٥٤٣ |
پِلینی، گایوس پلینیوس سکوندوس١(٢٣-٧٩م)،
نظامی، مورخ و طبیعیدان رومی که برای متمایز شدن از خواهرزاده و پسرخوانده و وارث
و زندگینامهنویس او، گایوس پلینیوس کائکیلیوس سکوندوس٢ معروف به پلینی کهین٣،
پلینی مهین٤ خوانده میشود(بریتانیکا، XIV/٥٧٢).
وی در کوموم٥(کوموی امروزی) واقع در شمال ایتالیا، در خانوادهای نه چندان برجسته،
اما توانگر زاده شد. در آن روزگار در زادگاه پلینی معلم کارآمدی نبود و توانگران،
کودکان خود را برای درس خواندن به شهرهای دیگر میفرستادند و از یگانه اثر به جا
مانده از پلینی نیز آشکار میشود که وی در دهۀ ٣٠ و اوایل دهۀ ٤٠م در رم به سر
میبرده است(پلینی مهین، VII/٣٦, VIII/٢٠-٢٢, X/٢٢٨؛ پلینی کهین، I/٢٧٩؛ پاولی،
XXI(١)/٢٧٢, ٤٤٥).
پلینی در رم، پس از آموزشهای نخستین به فراگیری ادبیات و فنون نظامی پرداخت. وی
همچنین با بزرگان شهر آشنا شد چنانکه در «تاریخ طبیعی٦»(کتاب بیست و پنجم)آمده
است، همواره به سراغ آنتونیوس کاستور٧، بزرگترین گیاهشناس آن دوران میرفت و از
باغ بزرگ او دیدن میکرد. پژوهشگران محتمل میشمارند که در این دیدارها از آموزشهای
عملی کاستور نیز برخوردار میشده است(پلینی مهین، VII/١٤٢؛ پاولی، XXI(١)/٢٧٣؛
سارتن، III/٢٢٤).
پلینی پس از پایان آموزشهای رسمی، به خدمت سوارهنظام روم درآمد و در جنگهای رومیان
در سرزمینهای آلمان شرکت جست(پلینی مهین، V/٣٢؛ پلینی کهین، I/١٧٣؛ پاولی،
XXI(١)/٢٧٣-٢٧٤). در ٥٢م به رم بازگشت و به آموزش حقوق پرداخت. در سالهای بعد، و
سراسر دوران حکومت نرون(٥٤-٦٨م) تنها به مطالعه، تألیف و وکالت حقوقی در رم و
شهرهای دیگر اشتغال داشت و شاید از آنرو که شیوۀ حکومت نرون را نمیپسندید، به هیچ
شغل رسمی دولتی نپرداخت و به طوری که از اشارات وی برمیآید، تنها در٥٧م،
مدتکوتاهی در ارتشراین به خدمات مشغول بودهاست(نک:II/٥٣٤-٥٣٦, VIII/٢٨٦-٢٨٨,
IX/٥٠, ١٠٦, ١٦٢؛ پاولی، XXI(١)/٢٧٥).
پلینی در روزگار امپراتوری و سپازیان به خدمات دولتی بازگشت و در سالهای ٧٠-٧٤م در
ایالتهای ناریون، بلژیک، افریقا(تونس) و اسپانیا، والی یا نایب والی بود و برپایۀ
برخی قرائن، مدتی نیز والی سوریه بوده، و یکی دو سال نیز با عنوان مستشار و سپازیان
و تیتوس در رم به سر برده است(پلینی مهین، V/٣٠٤, ٤٤٢؛ پلینی کهین، I/١٧٩؛ پاولی،
XXI(١)/٢٧٦-٢٨٠؛ بریتانیکا، همانجا). پلینی در آخرین سال زندگیاش به فرماندهی
ناوگان رومی مستقر در میسنوم٨ منصوب شد و در این مقام بود که در ٢٤اوت، کوه وزو
آغاز به آتشفشانی کرد. پلینی نخست تصمیم گرفت برای بررسی این پدیده به مرکز آتشفشان
نزدیک شود؛ اما هنگامی که فریادهای یاریطلبی ساکنان آن منطقه را شنید، با قایقهای
ناوگان خود به یاری آنان شتافت و سرانجام در میان دود و باران خاکستر گرفتار شد و
او که پیش از آن دچار بیماری دستگاه تنفس بود، در آن فاجعه جان باخت(پلینی کهین،
I/٤٢٦-٤٣٤ ؛ پاولی، XXI(١)/٢٨٢-٢٨٤؛ «زندگینامه...٩»، XI/٣٨).
پلینی مردی پرکار بود، بسیار کم میخوابید و ساعتهای خواب را در شمار اوقات زندگانی
به حساب نمیآورد. به گفتۀ خود او، زندگی به معنی بیدار بودن است(I/١٣). همچنین هر
ساعتی را که به کاری غیر از آموزش صرف شود، از دست رفته میشمرد. در پایان زندگانی،
١٦٠ دفتر یادداشت از خود به جای گذارد(پلینی کهین، I/١٧٤-١٧٦؛ پاولی، XXI(١)/٢٨٠).
آثار: ٧ اثر به نام پلینی ثبت شده است: ١. «رساله دربارۀ فن پرتاب زوبین از روی
اسب»(١ جلد)؛ ٢. «زندگینامۀ پومپونیوس١٠»(٢ جلد)؛ ٣. «تاریخچۀ جنگهای روم در
آلمان»(٢٠ جلد)؛ ٤. «دربارۀ فن خطابه»، شامل ٦ جزء در ٣ مجلد؛ ٥. «مسائل دستور
زبان»(٨ جلد)؛ ٦. «دنبالۀ تاریخ آوفیدیوس باسوس١١»(٣١ جلد)؛ ٧. «تاریخ طبیعی»(پلینی
کهین، I/١٧٢-١٧٤).
از میان این آثار، تنها آخرین اثر یاد شده که پلینی آن را به تیتوس، امپراتور روم
تقدیم کرده بود، به جا مانده است و دیگر آثار او احتمالاً در همان روزگار باستان از
میان رفته، و نقشی در شهرت پلینی نداشتهاند. البته از برخی از آنها، قطعات کوتاهی
در آثار دیگران نقل شده است. شایان ذکر است که نام اصلی یگانه اثر به جا مانده از
پلینی، «دانش طبیعی» است و عنوان «تاریخ طبیعی» به رغم تداول آن در همۀ منابع، حاصل
خطای ترجمه است و چنین عنوانی در روزگار زندگی پلینی متداول نبوده است(پاولی،
XXI(١)/٢٩٩؛ بریتانیکا، همانجا).
پلینی در کتاب اول، پس از مقدمه، فهرست مطالب ٣٦ کتاب دیگر را میآورد. کتاب دوم
دربارۀ کیهانشناسی، کتابهای سوم تا ششم مربوط به جغرافیا و کتاب هفتم دربارۀ
انسانشناسی است. وی در کتابهای هشتم تا یازدهم به جانورشناسی(ماهیان، پرندگان،
خزندگان، پستانداران و حشرات) میپردازد. کتابهای دوازدهم تا نوزدهم در زمینۀ
گیاهشناسی است و در کتابهای بیستم نت بیست و هفتم از آثار درمانی گیاهان سخن
میرود. کتابهای بیست و هشتم تا سی و دوم دربارۀ داروهایی است که منشاء حیوانی دارد
و کتابهای سی و سوم تا سی و هفتم دربارۀ کانیشناسی است.
پلینی کهین در اثر پدرخواندۀ خویش را با عبارات «عالمانه، فراگیر و سرشار از تنوع
مانند خود زندگی» میستاید(I/١٧٥) و پلینی مهین نیز در مقدمۀ اثر خویش میآورد که
هدف او «بررسی جهان طبیعی، یعنی زندگی است» و میافزاید که نوشتۀ او کار بدیعی است
و تا روزگار او هیچ یونانی به تنهایی، و هیچ رومی، نه یک تنه و نه به یاری دیگران،
دانشهای پراکندۀ دوران باستان را که به «دایرة فرهنگ١٢» تعلق دارد، در یک مجموعه
گرد نیاورده است(I/٨-١٠). ملاحظه میشود که آنچه او دایرۀ فرهنگ میخواند، همان
واژۀ مرکبی است که بعدها به صورت انسیکلوپدیا (= دائرةالمعارف)درآمد(بریتانیکا،
همانجا؛ «زندگینامه»، XI/٣٩).
نکتۀ جالبتوجه در شیوۀ کار پلینی این است که وی از مآخذ اثر خود به تفصیل یاد کرده
است و این ویژگی برای روزگار وی کممانند است. وی متذکر میشود که برای تألیف این
کتاب، از آثار بیش از ١٠٠ مؤلف برجسته که ٢٠هزار دانستنی مهم را عرضه کردهاند،
بهره برده است(I/١٣). بررسی متن اثر نشان میدهد که شمار مؤلفانی که وی به شکل
مستقیم یا غیرمستقیم از آثار آنان بهره گرفته، و نیز شمار دانستنیهای عرضه شده
بسیار بیش از ارقام یاد شده است(پاولی، XXI(١)/٤٢١؛ «زندگینامه»، نیز بریتانیکا،
همانجاها). وی همچنین در مقدمۀ کتاب به کسانی که نوشتههای دیگران را کلمه به کلمه،
اما بدون ذکر مأخذ نقل میکنند، حمله میکند(I/١٥). از این سخن نباید نتیجه گرفت که
وی در همۀ موارد، به درستی از مآخذ تألیف خود یاد کرده است؛ در حقیقت، ذکر مآخذ
بیشتر در فهرست مطالب اثر، یعنی در کتاب نخست صورت گرفته است. وی در بسیاری مواضع
نیز از مآخذ دست دوم بهره گرفته، از جمله، در کتاب هفتم آورده است که ٥٠ کتاب ارسطو
در جانورشناسی را تلخیص کرده، و خود نیز مطالبی به آنها افزوده است(III/٣٥).
بررسی نوشتههای پلینی نشان میدهد که وی آثار جانورشناسی ارسطو را به احتمال
بسیار، در اختیار نداشته است(پاولی، XXI(١)/٣٠٢, ٤٢٧). خطاهای این اثر نیز بسیار
است. پلینی از دانش ریاضی لازم برای توجیه حرکات اجرام آسمانی برخوردار نبود، از
اینرو در زمینۀ حرکات خورشید و سیارات سخنان متناقض گفته است(نک: I/٢٠٦-٢١٤,
٢٢٢). به گزارش وی پس از قتل سزار و نیز در دوران جنگ میان آنتونیوس و آوگوست،
گرفتگی خورشید تقریباً یک سال طول کشیده است(I/٢٤٢).
پلینی گاه نیز سخنان منجمان بابلی و کلدانی را تکرار میکند. به گفتۀ او، سیارات و
ستارگان دنبالهدار که کلدانیان آنها را نیز از سیارات میشمردند، آذرخش پدید
میآوردند. همچنین شمار ٧٢ صورت فلکی در اثر وی، با نظریات کلدانیان هماهنگ
است(I/٢٢٢-٢٢٦, ٢٧٤-٢٧٦). بدینسان، چنین مینماید که پلینی در حفظ بخشی از میراث
کهن کلدانیان سهم دارد. به دشواری میتوان دریافت که وی این نظریات را از کدام منبع
برگرفته است. پژوهشگران احتمال میدهند که در این زمینه از آثار بوسیدونیوس١٣ و
شاید هم تیمایوس بهره برده باشد(پاولی، XXI(١)/٣٠٢-٣٠٣).
در بخشهایی که به جغرافیا اختصاص یافته است، گاه چنین مینماید که پلینی از
سادهترین آگاهیهای مربوط به جغرافیای طبیعی نیز برخوردار نیست. آنچه او دربارۀ
برخی سرزمینها، از جمله اتیوپی، و نیز ساحل شرقی شبه جزیرۀ عربستان و «دریای فارس»
آورده، مجموعۀ آشفتهای از مطالب نادرست است(نک: II/٣٩٠, ٤٤٨-٤٥٠؛ پاولی،
XXI(١)/٣٠٣-٣٠٤).
کتابهای ٨-١١ که پلینی در آن به جانوران میپردازد نیز سرشار از آشفتگی است. در این
کتابها، وی به ترتیب از جانوران خشکی و دریا، پرندگان و حشرات سخن میگوید، اما در
کتاب هشتم، در بخشی که به پستانداران اختصاص یافته است، به انواع مارها نیز
میپردازد(III/٢٨-٣٠, ٦٢). وی بیشتر مایل است در هر بخش، از جانوران بزرگتر آغاز
کند، اما به این نظم نیز همواره وفادار نمیماند. مطالب این کتابها بیشتر
سرگرمکننده و کمتر علمی است و گاه نیز به مطالبی میپردازد که ربطی به جانورشناسی
ندارند؛ مثلاً در کتاب نهم از علاقۀ مردم رم به غذاهای گرانبها و از جمله خوراک صدف
و رواج تجملپرستی در این شهر سخن میگوید(III/٢٧٦-٢٨٠؛ پاولی، XXI(١)/٣٠٩).
در بخش گیاهشناسی(کتابهای ١٢-١٩)پلینی بهطور عمده از تئوفراست١٤ و تا حدودی نیز
از دیوسکوریدس١٥، و البته از منابع دیگر بهره گرفته، و مجموعۀ یادداشتهای گردآمده
از این منابع را، ماهرانه درهم آمیخته است. در اینجا نیز از گیاهشناسی واقعاً
علمی، چیزی به چشم نمیخورد(همان، XXI(١)/٣١٩-٣٢٢).
در بخش گیاهشناسی کتابهای ٢٠-٣١ که در آنها از داروهای گیاهی و حیوانی سخن میرود،
پر از مطالب مربوط به پزشکی عامیانه و خرافات است: دربارۀ تأثیر جادویی خربق، و
زهرآگین بودن خون گاو نر(III/٥٧٢, VI/٥٨, VII/١٧٠-١٣٢, VIII/١٠٤)؛ مهردارو و نیز
داروی رهایی از عشق(VII/١٥٤, VIII/٥٤٨)؛ اثر چرک گوش در درمان یرقان(VIII/٣٣٧)؛
کنهای که از گوش چپ سگ سیاهی گرفته شده باشد، طلسمی است که همۀ دردها را برطرف
میکند(VIII/٣٣٠-٣٣٢).
گذشته از این شیوههای خرافی در زمینۀ درمانهای پزشکی، اندیشههای خرافی در سراسر
اثر فراوان است. پلینی گرایش شدیدی به نقل شگفتیها دارد و البته گاه ناباوری خود را
نسبت به این شگفتیها ابراز میکند، اما در بیشتر موارد چنین مینماید که خود نیز به
آنچه نقل میکند، اعتقاد دارد: در اتیوپی سگی شاه قبیلهای بوده است و مردم قبیله،
فرمانهای او را از حرکات او در مییافتهاند(II/٤٨٠). هیاهوی جنگی که حدود سال
٥١٠قم در شهر سوباریس١٦ روی داده، و به ویرانی کامل شهر انجامیده، در اولمپیا
شنیده میشده است(II/٥٦٢).
در کتاب دهم نقل میکند که برخی پرندگان از توان آموزش فلسفه برخوردارند، و آنگاه
حکایت غازی را میآورد که برای آموختن حکمت در پی لاکیدس١٧ حکیم به راه افتاده بود
و هرگز او را ترک نمیکرد(III/٣٢٤)؛ زردشت یگانه انسانی بود که در نخستین روز
زندگیاش خندید(II/٥٥٢)؛ مهرداد بزرگ ٢٢ زبان میدانسته، و با همۀ رعایای خود
بییاری مترجم سخن میگفته است(VII/١٣٨-١٤٠) و این سخنی است که برخی مورخان روزگار
ما نیز آن را جدی گرفتهاند. «تاریخ طبیعی» از اشتباهات خرد و کلان دیگری نیز
انباشته است که به گفتۀ پژوهشگران از ضعف آشنایی وی با زبان یونانی و درک نادرست او
از متون این زبان سرچشمه گرفتهاند و البته میتوان محتمل شمرد که برخی از این
خطاها، حاصل ناآگاهی نسخهنویسان بوده باشد(پاولی، XXI(١)/٤٢٨-٤٢٩).
در این اثر به سخنان اخلاقی و انساندوستانه نیز برمیخوریم که بیگمان برای مردمان
کتابخوان، از روزگار وی تاکنون، جاذبۀ بسیار داشته است. شکوههای او از تضاد
دهشتناک میان فقر و ثروت در جامعۀ روم، آموزههای مصلحان اجتماعی را در یادها زنده
میکند. در کتاب هجدهم از توانگری یاد میکند که در جنگ داخلی بخش بزرگی از ثروت
خود را از دست داده و بینوا شده است و با این همه، هنوز ١١٦‘٤ برده، ٦٠٠‘٣ جفت گاو
و ٢٥٧ هزار حیوان دیگر، و نیز ٦٠ میلیون سسترس١٨ پول نقد دارد(IX/١٠٢). به اعتقاد
او، پول مایۀ بدبختی بشر شده است. زیرا به وسیلۀ آن، عدهای توانستهاند مال
بیندوزند و به تنآسایی پردازند، درحالیکه اکثریت مردم ناگزیرند بیش از توان خود
کار کنند. افسوس میخورد که چه بسیار دستها که از کار میافتد تا زیوری ظریف روی
مفصلی لطیف ساخته شود. از تجملپرستی و وارد کردن زر و زیور از کشورهای دیگر، به
ویژه از خاور زمین، و چپاول کالاهای گرانبهای ساکنان سرزمینهای اشغال شده، شکوهها
دارد. آرزو میکند که کاش آهن هرگز کشف نشده بود تا جنگ میان مردمان اینقدر
وحشتناک نشود و مرگ اینگونه با شتاب بر سر انسانها فرود نیاید. این سخنان از یک
فرمانده سپاه روم که در کشورگشاییهای یک ابرقدرت آن روزگار شرکت داشته است، دلکش
مینماید(III/٢٤٢-٢٥٤, ٣٧٨, IV/٤-٦, VI/١٦٨-١٧٠, IX/٤-٥٠, ٢٢٨-٢٣٦, X/١٨٤-١٨٦).
برخی از مورخان با استناد بر خطاها و خرافات و سخنان عامیانه در «تاریخ طبیعی»،
برآناند که اگر این اثر، مانند دیگر آثار پلینی از میان رفته بود، اکنون
میتوانستیم دربارۀ دانش روم باستانی داوری مثبتتری داشته باشیم. به حقیقت، این
اثر در مقایسه با آثار دانشمندان یونان باستان که رومیان برآن تسلط یافته بودند، پس
رفت علمی غمانگیزی را نشان میدهد؛ آغاز انحطاط فرهنگی مغرب زمین در این کتاب به
خوبی جلوهگر میشود.
بهرغم این ضعفها و خطاها، «تاریخ طبیعی» برای آشنایی با دانشها و آثار روزگار
باستان، منبع بسیار مهمی است، به ویژه آنکه در آن، از کتابهایی یاد شده که اکنون
هیچ نشانی از آنها بهجا نمانده است. این اثر در سراسر سدههای میانه، از منابع
عمدۀ دانش طبیعی به شمار میرفت. در سدههای بعد از روزگار پلینی، تلخیصهای بسیاری
از «تاریخ طبیعی»، به ویژه از بخشهای پزشکی و جغرافیایی آن فراهم آمد(پاولی،
XXI(١)/٤٣٠-٤٣١). از سدۀ ٩ق/١٥م به بعد، چندین بار در ایتالیا، فرانسه، هلند و
آلمان ترجمه شد و انتشار یافت(همان، XXI(١)/٤٣٥-٤٣٦). تا اواخر سدۀ ١٥م، کسی به نقد
این اثر نپرداخت، در ١٤٩٢م، پس از انتشار اثری با عنوان «اشتباهات پلینی١٩»، از
اعتبار «تاریخ طبیعی» کاسته شد، با این همه، تا سدۀ ١٩م دانشمندان بر اهمیت تاریخی
آن تأکید میورزیدند، و گاه نیز آن را مهمترین اثر علمی در تاریخ طبیعات
میشمردند(«زندگینامه»، XIV/٥٧٢؛ بریتانیکا، XIV/٥٧٢-٥٧٣).
مآخذ:
Britannica, ١٩٧٨; Dictionary of Scientific Biography, New York, ١٩٧٥; Pauly;
Pliny (the Elder), Natural History, tr. H. Rackham, Cambridge/Massachusetts,
١٩٤٧-١٩٧٥; Pliny (the Younger), Letters and Panegyricus, tr. B. Radice,
Cambridge/Massachusetts, ١٩٦٩; Sarton, G., Introduction to the History of
Science, Baltimore, ١٩٤٧.
محمدعلی مولوی
١. G. Plinius Secundus ٢. G. Plinius Caecilius Secundus ٣. the Younger ٤. the
Elder ٥. Comum ٦. Natural… ٧. Antonius Castor ٨. Misenum ٩. Dictionary… ١٠.
Pomponius ١١. Aufidius Bassus ١٢. enkyklios paideia ١٣. Poseidonios ١٤.
Theophrastea ١٥. Dioscorides ١٦. Sybaris ١٧. Lacydes ١٨. Sesterce ١٩. De
Erroribus Plinii.