دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٣٥
| بیت لحم جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٣٣٥ |
بِیْتْلَحْم، شهری کهن در سرزمین فلسطین.
این نام را بَیتُلَحم(ابوعبید، ١/٢٨٩)، بَیتلَخم(یاقوت، ١/٥٢١؛ WNGD, ١٤٢) و
بِتلِحِم(«دائرةالمعارف مردم...١»، ١٠٤) و بِتلِخِم(پاولی، V/٣٦٤) نیز گفتهاند.
واژۀ «لحم» که در زبان عربی به معنی گوشت است، در عبری به مفهومِ اخص نان، و اعم
غذا آمده است. از اینرو بیت لحم به سبب شهرت مزارع غلات آن در دورۀ باستان، «خانۀ
نان» خوانده میشد(ویلنی، ٩٦؛ «فرهنگ...٢»، ١٠٥). در کتاب مقدس نام دیگر این شهر
افراته است(سفر پیدایش، ٣٥؛ ١٩) و آن را ضمناً «بیتلحم یهودا» (کتابروت، ١: ١-٢؛
اول سموئیل، ١٧: ١٢؛ سفر داوران، ١٧: ٧-٨) و «شهر داوود» نیز نامیدهاند(انجیل
لوقا، ٢: ٤، ١١)؛ البته افرانه را از نقاط پیرامونی بیتلحم نیز دانستهاند(نوت،
١٠٨؛ مزار، ١٩٨).
بیتلحم در °٣١ و ´٤٢ عرض شمالی و °٣٥ و ´١٢ طول شرقی(«راهنما...٣»، ٣٢٠) با ٧٧٧
متر ارتفاع از سطح دریا(بدکر، ٩٩؛ دباغ، ٨(٢)/٤٠٢) قرار دارد و در ٨ کیلومتری جنوب
غربی بیتالمقدس(«دائرةالمعارف خاورمیانه...٤»، I/٣٦٩؛ موسوعة کتاب مقدس، ٧٢)، برسر
راه اصلی الخلیل(حبرون) ـ بیتالمقدس(موریس، ١١)، و در ناحیهای بسیار
حاصلخیز(پاولی، همانجا؛ اسمیث، ج.، ٢١٤؛ هاکس، ٢٠١-٢٠٢) واقع است. بر روی تپههای
پیرامونی بیتلحم درختان بسیاری به چشم میخورد(همانجا) و باغهای مشهور به باغ
سلیمان در نزدیکی آن واقع است(اسمیث، ج.، ٢٠٧).
پیشینۀ بیتلحم به ٤ هزارسال میرسد(هاکس، ٢٠٢). نوشتهاند که در پایان سدۀ ١١قم،
داوود در این شهر به دنیا آمد(پرلمن، ٢٥٦) و دوران کودکی خود را به چوپانی
گذراند(ویلنی، همانجا؛ نیز نک: اَش، ١٣٦). آنگاه توسط سموئل نبی، شاه
بنیاسرائیل خوانده شد(اول سموئیل، ١، ١٦: ١، ١٣). البته شهرت این شهر بیش از هر
چیز به سبب تولد عیسیٰ(ع) در آنجاست(پرلمن، همانجا). ازاینرو، نه تنها این شهر، که
کل سرزمین فلسطین به عنوان سرزمین مقدس برای مسیحیان محترم است(کاتان، ٥-٦).
یعقوبی از قول میسحیان مینویسد که مریم به هنگام بارداری بیتلحم آمد(١/٦٨)؛ همو
اضافه میکند؛ عدهای از مجوسان به بیتلحم آمدند و برفراز سرآنها ستارهای بود که
به دنبال آن میرفتند تا عیسیٰ(ع) را دیدند و بر او سجده کردند(١/٦٩). مطابق انجیل
متیٰ آنان گفتند: ستارۀ او را در مشرق دیدهایم و برای پرستش او به اورشلیم
آمدهایم(٢: ١-١١). رانسیمان خبر میدهد که بر سر در کلیسای زادگاه عیسیٰ(ع) نقش
این ٣تن مجوس در سدۀ ٧م، وجود داشته است(١/١٢-١٣).
نخل یاد شده در قرآن مجید که مریم(ع) از خرمای آن تناول کرد(نک: مریم/١٩/٢٣، ٢٥)،
در این شهر قرار داشت(نیز نک: هروی، ٢٩؛ اصطخری، ٤٤؛ مقدسی، ١٧٢). ابنبطوطه نیز
در دیدار خود از بیتلحم، از بقایای این نخل خبر داده است(١/٥٤).
در ٣٢٦م ما در قسطنطین، امپراتور روم پس از دیدار از فلسطین، پسر خود را واداشت تا
مکانهایی را که با مولد عیسیٰ(ع) مرتبط است، به صورت زیارتگاه درآورد(پرلمن، ٢٥٨).
کنستانتین نیز در محل زادگاه عیسیٰ(ع) کلیسایی که در زیبایی و شکوه بیهمانند بود،
بنا نهاد(ادریسی، ١/٣٦٢؛ یاقوت، پرلمن، همانجا؛ ویلنی، ٩٧؛ هاکس، همانجا) و پس از
آن بود که این شهر به صورت یکی از مقدسترین مکانهای مسیحی شهرت یافت(پرلمن،
همانجا؛ برمکی، ١٩٢-١٩٣). در همین زمان بود که قدیسژرُم٥ در این شهر مقیم شد و به
ترجمۀ کتاب مقدس از عبری به زبان لاتین پرداخت(پرلمن، همانجا).
پس از فتح بیتالمقدس به دست مسلمانان در ١٦ق/٦٣٧م، بسیاری از مسیحیان بیتلحم نیز
تغییر مذهب دادند(اسمیث، ج.، ٤٩). عمربن خطاب پس از فتح این ناحیه، مسجدی در
بیتلحم برای مسلمانان برپا داشت و چنانکه یاقوت مینویسد، نگهداری از آن را در
برابر دادن امان به مسیحیان، برعهدۀ ایشان گذارد. این مسجد تا سدۀ ٧ق/١٣م نیز بدون
تغییر برجای مانده بود(١/٥٢١-٥٢٢؛ نیز نک: هروی، همانجا).
ناصرخسرو در بازدید از این شهر مینویسد: «ترسایان... آن را عظیم بزرگ میدارند و
همیشه قومی آنجا مجاور باشند و زایران بسیار رسند... و ترسایان قربان آنجا کنند و
از روم آنجا بسیار آیند»(ص٥٧). در حدیث معراج حضرت محمد(ص) نیز از بیتلحم نام برده
شده است، آنجا که میفرماید، جبرئیل ندا داد: «فرود آی و دو رکعت نماز بگزار» که
اینجا زادگاه برادرت عیسیٰ است(ابناثیر، ٢/٥٢؛ ابنبطوطه، ١/٥٢؛ نویری، ١/٣٣٨).
بدینسان، بیتلحم نزد مسلمانان نیز پیوسته از تقدس و احترام ویژهای برخوردار بوده
است.
بیتلحم یکی از اولین شهرهایی بود که در ٤٩٢ق/١٠٩٩م به دست صلیبیان افتاد(بایر،
١٦٧؛ «دائرةالمعارف جدید...٦»، I/٢٠٨). آنان در این شهر دژی برپا داشتند که یکی از
مشهورترین دژهای سرزمین فلسطین است(آلبرایت، ١٥٧؛ ویلنی، ٩٢). این شهر ظاهراً در
٥٠٤ق/١١١٠م به صورت اسقفنشین درآمد(EI٢).
پس از ٥٨٣ق/١١٨٧م بیتلحم به تصرف صلاحالدین ایوبی درآمد(قلقشندی، ٤/١٨٣؛ ابن
عدیم، ٣/٩٧-٩٨؛ «دائرةالمعارف جدید»، I/٢٠٩). در اوایل سدۀ ١٣ق/١٩م مسلمانان حاکم
با ارمنیان شهر که در اماکن مذهبی علایقی داشتند، در برابر بیزانسیها پیمان
بستند(«دائرةالمعارف خاورمیانه»، I/٢١٨).
بیتلحم در سدههای میانه شهری پرجمعیت به شمار میآمد(ویلنی، ٩٦) و اهمیت بازرگانی
داشت(یاقوت، ١/٥٢١). در سدۀ ١٩ و اوایل سدۀ ٢٠م، جمعیت شهر رو به کاهش نهاد، زیرا
در ١٢٥٠ق/١٨٣٤م پس از شورش محلۀ مسلماننشین، برضد ابراهیم پاشا فرمانروای مصر و
قتلعام مردم توسط همو، جمعیت مسلمان بیتلحم تحلیل رفت(موسوعۀ عام، ١/٤٥٩) و در
١٩١٤م، به هنگام آغاز جنگ جهانی اول، بسیاری از مسیحیان شهر به ایالات متحده مهاجرت
کردند(اسمیث، پ.، ٣٦-٣٧). در ژوئیۀ ١٩٣٧ پس از تقسیم سرزمین فلسطین به ٣ بخش، ادارۀ
مراکز مذهبی به انگلستان واگذار شد(هورویتس، ٧٤؛ بهوتانی، ١٢٤-١٢٥).
بیتلحم در ١٣١٩ش/١٩٤٠م، ٧هزار و در ١٩٤٥م، ٨٢٠‘٨ تن جمعیت داشت که همگی عرب و
غالباً به فرقههای مختلف مسیحیت وابسته بودند؛ در این زمان جمعیت مسلمان شهر در
اقلیت بود(ویلنی، ٩٣؛ هداوی، ٥٦). در ١٣٢٧ش/١٩٤٨م پس از اولین جنگ اعراب و اسرائیل،
بیتلحم جزو خاک اردن بهشمار میآمد، اما پس از جنگ ٦روزه(١٩٦٧م) و اشغال کرانۀ
باختری، بیتلحم نیز به تصرف اسرائیل درآمد(«دائرةالمعارف خاورمیانه»، I/٣٦٩).
جمعیت شهر در این زمان ٣١٣‘١٦ تن و روستاهای پیرامون آن ١٦٩‘٥١ تن گزارش شده
است(توما، ٥٤). اینان اعم از مسیحی و مسلمان از لحاظ قومی به خاندانهای مختلفی تعلق
داشتند(نک: عمله، ١/٢٠٠-٢٠٤). در میان مردم شهرت دارد که سکنۀ مسیحی بیتلحم از
بازماندگان صلیبیان هستند که با عربهای بومی درآمیختهاند(ویلنی، ٩٣-٩٦). مسیحیان
بیتلحم جزو فرقههای مختلف، از جمله ارتدکس یونانی، ارمنی و برخی فرقههای لاتین
هستند(«دائرةالمعارف خاورمیانه»، همانجا).
شهر بیتلحم در دورۀ معاصر با دگرگونیهایی از لحاظ کالبدی و نیز از نظر اجتماعی ـ
اقتصادی همراه بوده است. تا ١٩٤٨م بیشتر اهالی شهر مسیحی بودند، اما پس از اشغال
اراضی و شهرهای فلسطینی، پناهندگان بسیاری به این شهر روی آوردند و متعاقب آن،
ترکیب مذهبی شهر دگرگون شد. به جمعیت شهر پس از جنگ ٦ روزه، ٨٧٤‘١ تن که در چادر
آوارگان زندگی میکردند، اضافه شد و به این ترتیب، جمعیت مسلمان به ٢/٥٩٪ افزایش
یافت(قس: جودائیکا، IV/٧٤٥، که در محاسبۀ نسبت مسلمانان به مسیحیان اشتباه کرده
است).
پیشتر شهر بیتلحم دارای ٨ محله بود(بدکر، ٩٩) و امروزه روستاهای بیت ساحور و بیت
جالا با رشد شهر در حوزۀ مسقیم آن قرار گرفته است(جودائیکا، همانجا).
بیتلحم از سدۀ ٤م شهر زیارتی مسیحیان بوده است و هنوز جهانگردان بسیاری روزانه از
این شهر بازدید میکنند. صنایع دستی و یادمانهای مذهبی ساخته شده از صدف و چوب
زیتون و شمعهای «متبرک» تولیدی در بیتلحم هم، در بازارهای داخلی و نیز جهانی، در
میان مسیحیان از شهرت خاصی برخوردار است(پرلمن، ٢٥٦؛ اسمیث، پ.، ٣١؛ نیز نک: فیشر،
٤٤).
دانشگاه این شهر پس از اشغال سرزمین، به همت خود فلسطینیان تأسیس و در ١٣٥٢ش/١٩٧٣م
افتتاح شد(هانتر، ٢٢؛ آغاز، ١٠٦).
مهمترین بنای شهر بیتلحم، کلیسای مولد عیسیٰ(ع) است. این کلیسا شامل بنای هشت
گوشی است که بر روی مغازۀ مولد عیسیٰ(ع) بنا شده و به کلیسای رومی چارگوش که به
زیبایی و شکوه با مرمر، انواع موزائیک و نقاشیهای دیوار تزئین شده، متصل است. این
بنا بارها بازسازی و دگرگون شده است(پرلمن، ٢٥٨). همچنین بقایای قبرهایی در افرات ـ
یا افرانه، بخش جنوبی بیتلحم ـ به چشم میخورد که به صورت غارهایی در دل کوه حفر
شدهاند؛ شواهد حاکی از آن است که این قبرها به جامعهای شبانی و نیمه کوچنده تعلق
داشته است(مزار، ١٩٨). آثاری سفالین از عصر برنز و آهن در ضلع شرقی کلیسای مولد
عیسیٰ(ع)(«دائرةالمعارف جدید»، I/٢٠٤) و نیز زوبینهایی متعلق به سدۀ ١١قم در
نزدیکی القدر ـ جنوب بیتلحم ـ یافت شده است(مزار، ٣٣٦, ٣٦٢).
برکههای سلیمان که آب شهر بهطور سنتی از آنها تأمین میشد. در جنوب بیتلحم
واقعاند(برمکی، ١٦٩). قبر راحیل، همسر یعقوب(سفر پیدایش، ٣٥: ١٩-٢٠)، و همچنین
مدفن داوود و سلیمان(یاقوت، ١/٥٢٢) را نیز در این شهر دانستهاند.
مآخذ: آغا، نبیل خالد، مدائن فلسطین، بیروت، ١٩٩٣م؛ ابناثیر، الکامل؛ ابنبطوطه،
سفرنامه، ترجمۀ محمدعلی موحد، تهران، ١٣٤٨ش؛ ابوعبید بکری، عبدالله، معجم مااستعجم،
به کوشش مصطفیٰ سقا، قاهره، ١٣٦٤ق/١٩٤٥م؛ ابنعدیم، عمر، زبدةالحلب، به کوشش سامی
دهان، دمشق، ١٣٧٠م/١٩٥١م؛ ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، قاهره، ١٩٧٠م؛ اصطخری،
ابراهیم، المسالک و الممالک، به کوشش محمدجابر عبدالعال حسینی و محمد شفیق غربال،
قاهره، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ دباغ، مصطفیٰ مراد، بلادنا فلسطین، بیروت، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛
رانسیمان، استیون، تاریخ جنگهای صلیبی، ترجمۀ منوچهر کاشف، تهران، ١٣٦٠ش؛ عمله،
محمدیوسف عمرو، انساب العشائر الفلسطینة، عمان، ١٩٩١م؛ قرآن مجید؛ قلقشندی، احمد،
صبحالاعشیٰ، به کوشش محمدحسین شمسالدین و دیگران، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ کتاب مقدس؛
مقدسی، محمد، احسنالتقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ موسوعۀ عام؛ موسوعۀ کتاب
مقدس، بیروت، ١٩٩٣م؛ ناصرخسرو، سفرنامه، به کوشش محمددبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٦ش؛
نویری، احمد، نهایةالارب، قاهره، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، بیروت،
١٩٢٨م؛ هروی، علی، الاشارات الی معرفة الزیارات، به کوشش ژ. سوردل تومین، دمشق،
١٩٥٣م؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م؛ نیز:
Albright, W. F., The Archaeology of Palestine, Beiruy, ١٩٧٧; The American
Peoples Encyclopedia, New York, ١٩٠٨; Ashe, G., The Land and the Book, London,
١٩٦٥; Baedeker, K., Palestine et Syrie, Leipzig, ١٩١٢; Baramki, D. C., The Art
and Architecture of Ancient Palestine, Beirut, ١٩٦٩; Beyer, G., »Die
Kreuzfahrergebiete von Jerusalem und S. Abraham(Hebron)«, Zeitschrift des
Deutschen Palästina-Vereins, Leipzig, ١٩٧٢, vol. LXV; Bhutani, S., The United
Nation and the Arab-Israeli Conflict, New Delhi, ١٩٧٧; Cattan, H., The Palestine
Question, London, ١٩٨٨; Encyclopedia of The Moderm Middle East, London, ١٩٩٦;
The New Encyclopedia of Archaeological Excavations in The Holy Land, New York,
١٩٩٦; EI٢; Fisher, W. B, The Middle East, London, ١٩٧٨; Funk and Wagnalls New
Standard Bible Dictionary, New York, ١٩٣٦; Hadawi, S., Village Statistics ١٩٤٥,
Beirut, ١٩٧٠; Hunter, F. R., The Palestinian Uprising, London, ١٩٩١; Hurewitz,
J. C., The Strggle for Palestine, New York, ١٩٧٦; Judaica; Mazar, A.,
Archaeology of the Land of the Bible, New York,١٩٩٢; The Middle East
Intelligence Handbooks, ١٩٤٣-١٩٤٦(Palestine and Transjordan), London, ١٩٨٧;
Morris, B., ١٩٤٨ and After(Israel and Palestinians), Oxford, ١٩٩٤; Noth, M.,
»Eine siedlungsgeogsraphische List in ١.Chr. ٢ und ٤«. Zeitschrift des Deutschen
Palästina-Verrins, Leipzig, ١٩٧٢, vol. LV; Pauly; Pearlman, M. and Y. Yannai,
Historical Sites in Israel, Jerusalem, ١٩٧٧; Smith, G. A., The Historical
Geography of The Holy Land, London, ١٩٧٤; Smith, P. A., Palestine and
Palestinians(١٨٧٦-١٩٨٣), London, ١٩٨٤; Tuma, E. H. and H. Darin-Drabkin, The
Economic Case for Palestine, London, ١٩٤٨; Vilnay, Z., Steimatzky’s Palestine
Guide, Jerusalem, ١٩٤٢; WNGD.
عباس سعیدی