دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٧٦
| بیسان جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٣٧٦ |
بِیْسان، شهر و شهرستانی در استان جلیل در
فلسطین.
بیسان یا بیتشان در مصر باستان بیت شارا، بیئتی شارو و بیت شانرا خوانده
میشد(پاولی، XII/٩٤٧). این شهر در زمان کنعانیان به عنوان جایگاه الاهۀشان، به این
الاهه منسوب شد و بیتشان نام گرفت(یوشعبننون، ١٧: ١١؛ دربارۀ این الاهه، نک:
گلوک، ١٧٣) و در دورۀ یونانیان اسکوتوپولیس١ خوانده شد(الستن، ٢٦٥) و در دورۀ
اسلامی جغرافیدانان مسلمان آن را بیسان نامیدند(یعقوبی، ٣٢٧؛ ابنخردادبه، ٧٥).
شهرستان بیسان: این شهرستان با وسعتی حدود ٣٣٨کم ٢ از شرق به رود اردن، از غرب به
جنین، از جنوب به نابلس و از شمال و شمال غربی به ترتیب به طبریه و ناصره محدود
میشود(دباغ، ١(١)/١٨٦، «نقشه»؛ هداوی، ٣٧) که بخش نسبتاً وسیعی از آن در منطقۀ غور
واقع است(دباغ، ٦(٢)/٤٤٩). حدود ١٨٧کم ٢ از سطح این ناحیه را درۀ بزرگ بیسان تشکیل
میدهد که دارای چشمههای بسیار و چند رود بزرگ و کوچک موقت و دائمی مانند حابس،
جالود و بیره است(کارمون، ١٧٤-١٧٥؛ عبید، ٢٨، ٤١؛ دباغ، ٦(٢)/٤٥١-٤٥٣). برخی
گذرگاههای مهم از رود اردن مانند قطف، طریخیم و صفیر در شهرستان بیسان
واقعاند(همانجا).
بیسان در دورۀ عثمانی یکی از نواحی شهرستان (قضاء) چنین به شمار میآمد و در اوایل
دورۀ قیمومت انگلیس یکی از شهرستانهای استان (لواء) نابلس محسوب گردید و پس از آن
نیز به استان جلیل ملحق شد. این شهرستان در ١٣٢٧ش/١٩٤٨م به اشغال صهیونیستها
درآمد(همو، ٦(٢)٤٤٦، ٤٤٧).
کشاورزی در بیسان به علت فراوانی منابع آب همواره رایج و شکوفا، و در دهههای اخیر
با تحولات مثبت همراه بوده است(کارمون، ١٧٥-١٧٦). محصولاتی چون پنبه، حبوبات، غلات،
زیتون و انواع میوهها اقلام کشاورزی این ناحیه را تشکیل میدهند(عبید، ٧٤-٧٥، ٨٤؛
دباغ، ٦(٢)/٤٥٥-٤٥٧؛ هداوی، ٧٩).
شهر بیسان: این شهر در °٣٢ و´٣٠ طول شرقی و °٣٥ و´٣٠ عرض شمالی(«راهنما٢»، ٣١٩) و
در ٣٠ کیلومتری جنوب دریاچۀ طبریه، بر روی لایههای آبرفتی دشت بیسان حدود ١٢٠متر
پایینتر از سطح دریا قرار گرفته است و رود اردن در شرق آن جریان دارد(جودائیکا،
EI٢, I/١١٣٨; IV/٧٥٧). شهر بیسان به سبب آنکه میان دو منطقۀ آب و هوایی مدیترانهای
و اقلیم خشک قرار گرفته، دارای ویژگی خاصی است که میتوان آن را بری به شمار
آورد(عبید، ٣٣؛ برهوم، ٥٢-٥٣). تشکیلات آهکی موجب شده است تا چشمههای فراوانی در
اطراف شهر بیسان پدید آید که از آن میان، میتوان از عین جالود نام برد(کارمون،
١٧٥).
مساحت اراضی شهر بیسان پیش از اشغال(١٩٥٨م) حدود ٦١ هکتار(٦٦٣ دونم) بود(هداوی، ٤٣)
و کشاورزی مهمتری فعالیت اقتصادی اهالی این شهر بهشمار میآمد و پس از اشغال
فعالیتهای صنعتی از جمله نساجی، تولید مواد پلاستیکی و معدنی نیز در این شهر رواج
یافت(دباغ، ٦(٢)/٤٨٨؛ کارمون، ١٧٧؛ جودائیکا، IV/٧٦٥)؛ در حال حاضر، پرورش ماهی نیز
از فعالیتهای اقتصادی اهالی بهشمار میآید(کارمون، ١٧٦).
شهر باستانی بیسان ـ که اکنون محل آن را تل الحصن مینامند و برخی از تپههای اطراف
را نیز جزو آن شهر باستانی به شمار میآورند ـ در ٦٠٠ متری شمال شهر کنونی واقع
است(عبید، ١٢).
پیشرفت تاریخی این محل متأثر از موقعیت خاص آن در محل تقاطع راههای اصلی شمال به
جنوب در طول درۀ اردن تا بحرالمیت بود که نهایتاً به قدس منتهی میگردید و از
دیرباز مرکزیت و اهمیت نظامی و تجاری داشته است(همو، ٩، ١٠) و جادۀ دیگری که از
ساحل مدیترانه میآمد، بیسان را قطع میکرد(کارمون، ١٧٥). فحریات باستانشناسی در
منطقۀ تلالحصن ١٨ لایۀ تمدنی را نشان میدهد که لایۀ زیرین آن به هزارۀ ٤قم، یعنی
دوران آهک تعلق دارد(پرلمن، ٨٩). مصریان به مدت ٣ قرن(١٥-١٢قم) بر این شهر حکمرانی
کردند و بیسان در این دوران شهری با اهمیت ویژۀ نظامی به شمار میآمد و مصریان در
آنجا بناهای متعدد ساختند(گلوک، ١٧٤؛ آلبرایت، ١٠٣؛ براسلاوی، ٤٩-٥٠).
در ٢١٨قم این محل به دست آنتیوخوس افتاد و تا مدتی پس از ١٩٨قم در دست سوریها
باقی ماند(پاولی، XII/٩٤٨). مطابق روایات عهد عتیق این شهر در دورۀ باستان در دست
قبیلۀ منسّیٰ بود، ولی کنعانیان در آن سکنا داشتند و قبیلۀ منسیٰ نتوانستند
کنعانیان را از این شهر بیرون رانند(قضات، ١: ٢٧، ٢٨). پس از نبرد جلبوع، فلسینیان
جسد شائول فرمانروای فلسطین و سومین پسرش جاناتان را بر دیوارهای شهر بسان
آویختند(اول سموئیل، ٣١: ٣، ٧، ٨؛ الستن، ٢٦٦؛ «راهنما»، همانجا).
در زمان یونانیان، پس از اینکه اسکوتوها در این شهر مستقر شدند، نام این شهر به
اسکوتوپولیس تغییر یافت و یکی از شهرهای مهم فلسطین گردید(پاولی، همانجا؛ دباغ،
٦(٢)/٤٦٣). این شهر در ٦٤قم و در دورۀ رومیان، یکی از شهرهای ١٠گانه (دکاپولیس)
بهشمار میآمد(گلوک، ١٧٤؛ آغا، ٢٨١). بیسان در این زمان، خودمختار و مستقل بود و
از نظر جمعیت و تجارت با قدس برابری میکرد(همانجاها؛ الستن، ٢٦٥). در ٦٩قم پمپی
این شهر را فتح کرد و آن را شهر آزاد امپراتوری نامید(اسمیت، ٢٣٦؛ کارمون، همانجا).
با گذشت زمان، زبان یونانی جای خود را به زبان آرامی داد. پس از آنکه بیسان درعصر
عمربنخطاب به صلح فتح شد(بلاذری، ١٥٩-١٦٠؛ طبری، ٣/٤٤٣)، نام اسکوتوپولیس از میان
رفت و بار دیگر نام بیسان رواج یافت.
جغرافیدانان مسلمان از بیسان بسیار یاد کردهاند(مثلاً مقدسی، ١٦٢؛ ابوعبید، ٤٦١؛
یاقوت، ١/٧٨٨). بیسان در جنگهای صلیبی چندین بار میان مسلمانان و فرنگان دست به دست
شد. در جنگ اول صلیبی، به دست فرنگان افتاد(EI٢، همانجا) در ٥٧٨ق/١١٨٢م فرخشاه
ایوبی آن را به غارت داد(ابناثیر، ١١/٤٨١؛ ابوشامه، ٨٢) و در پاییز سال بعد
صلاحالدین ایوبی، خود آنجا را تصرف کرد(ابناثیر، ١١/٥٠١). پس از جنگ حطین در
٥٨٣ق/١١٨٧م و ره دنبال امضای پیمان صلح، بیسان در قلمرو مسلمانان قرار
گرفت(عمادالدین، ٦١٢-٦١٣). در ٦١٤ق/١٢١٧م صلیبیان بیسان را از دست العادل ایوبی
گرفتند(ابناثیر، ١٢/٣٢١).
در عصر ممالیک، این شهر در دست مسلمانان قرار داست(ابنشداد، ٣٢٥-٣٢٦) و از
٩٢٢ق/١٥١٦م به دست عثمانیان افتاد(ابنایاس، ٥/١٢٩-١٣٠) و تا ١٩١٨م در قلمرو این
دولت باقی ماند. در این تاریخ ارتش انگلستان آنجا را با چند شهر اطراف تصرف
کرد(دباغ، ٦(٢)/٤٧٧). در ١٩٤٨م شهر به دست صهیونیستها افتاد(بریتانیکا، I/١٠٣٣؛
آغا، ٢٨٦) و بسیاری از مردم تحت فشار آنان به شهرهای دیگر کوچیدند(نحال، ٢٤٧؛ عارف،
١/٣١٢؛ نضال، ١٧). صهیونیستها در ١٩٤٩م شهر بیسان را بیتشان(بیت شِعان) نامیدند و
مهاجرانی از شمال افریقا، ایران، ترکیه و عراق را در آنجا سکنا دادند(جودائیکا،
IV/٧٦٥؛ آغا، ٢٨٧).
آثار باستانی: اولین حفاریها در تلحصن در ١٩٢١-١٩٣٣م زیرنظر دانشگاه پنسیلوانیا
انجام گرفت(«دائرةالمعارف جدید...٣»، I/٢١٥؛ آلبرایت، ٤٠)؛ در این حفاریها ٦ معبد
از دورۀ کنعانیان کشف شد که ٤ معبد آن به دورۀ تسلط مصریان، و دو معبد دیگر به زمان
مرگ شائول متعلق است(پرلمن، ٩١؛ بریتانیکا، همانجا). به علاوه، قبوری نیز کشف شده
که برخی احتمالاً جایگاه خدای عشتاروت بوده است که فلسطینیان وسایل و سلاحهای شائول
را در آنجا قرار میدادند(پرلمن، همانجا؛ براسلاوی، ٥١). شماری از قبرهای مصریان که
به افتخار خدایان محلی ساخته میشد، احتمالاً به دورۀ عمارنه٤ تا حکومت رامسس
سوم(قرن ١٢قم) تعلق دارند(همانجاها). از دیگر آثار برجای مانده از دورۀ مصریان
باستان میتوان از کتیبههایی متعلق به سِتی اول نام برد(براسلاوی، همانجا)؛ همچنین
شماری تابوت سفالین که شباهت بسیاری به آثار فنیقیها دارد و به دورۀ آهن(٩٠٠یا
٨٠٠قم) بازمیگردد(الستن، ٢٦٦)، مجسمهای سنگی متعلق به رامسس سوم و برخی از
سنگنوشتهها به خط هیروگلیف از دیگر آثار برجای مانده از این دوران به شمار
میرود(آلبرایت، ١٠٣).
آثاری برجای مانده از حتیها در دوران حکومت رامسس سوم احتمال نفوذ آنان را در این
شهر نشان میدهد(گلوک، همانجا). در دوران حکومت بیزانس، دیواری به دور شهر برپا
شد(«دائرةالمعارف جدید»، I/٢٢٣). در چند صدمتری بقایای این دیوار، آثاری از یک
کلیسای کهن که در آن ٢٧ ستون مرمرین وجود داشته، کشف شده است(همانجا؛ پرلمن، ٩٣؛
الستن، همانجا).
از جالبترین آثار برجای مانده از دورۀ رومیان تالاری است که ٥هزار صندلی سنگی
داشته، و امروزه فقط دوهزار صندلی از آنها باقی مانده است(«دائرةالمعارف جدید»،
I/٢٢٦). تالار دیگری نیز در بخش جنوبی شهر قرار دارد(اسمیت، ٢٣٧) که حمامهایی در
نزدیکی آن وجود داشته که ١٥ لوحۀ یونانی در آنها کشف شده، و نام فرمانروایان
بیزانسی مربوط به نیمۀ اول سدۀ ٦قم بر روی آن نقش بسته است(«دائرةالمعارف جدید»،
I/٢٢٧). از آثار همین دوره میتوان از میدانی بزرگ و بیضی شکل واقع در غرب تل، به
طول حدود ١٠٠ متر و عرض حدود ٥٠متر نام برد که احتمالاً درگذشته میدان اسب دوانی و
یا ارابهرانی بوده، و امروزه از میان رفته است(الستن، همانجا).
از آثار دوران اسلامی میتوان از مسجد جامعی که به عمربنخطاب منسوب است، نام
برد(شکیل، ٣٦؛ هروی، ٢١)؛ همچنین قبور برخی از صحابیان مانند ابوعبیدۀ جراح و
شرحبیل بن حسنه در این محل قرار دارد(«دائرةالمعارف جدید»، همانجا؛ شراب، ٢١٨).
مآخذ: آغا، نبیل خالد، مدائن فلسطین، بیروت، ١٩٩٣م؛ ابناثیر، الکامل؛ ابنایاس،
محمد، بدائع الزهور، به کوشش محمد مصطفیٰ، قاهره، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ ابنخردادبه،
عبیدالله، المسالک و الممالک، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابنشداد، محمد، تاریخ الملک
الظاهر، به کوشش احمد حطیط، ویسبادن،، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابوشامه، عبدالرحمان، عیون
الروضتین، به کوشش احمدبیسومی، دمشق، ١٩٩٢م؛ ابوعبید بکری، عبدالله، المسالک و
الممالک، به کوشش وان لون، و ا. فره، تونس، ١٩٩٢م؛ برهوم، محمود و محمد خروب،
المیاه فی فلسطین، عمان، ١٩٨٩م؛ بلاذری، احمد، فتوحالبلدان، به کوشش عبدالله انیس
طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ دباغ، مصطفیٰ مراد، بلادنا فلسطین،
عمان، ١٩٥٧م؛ زیاده، نقولا، «من الاسکندر الیٰ فتح العربی الاسلامی»، موسوعۀ خاص،
ج٢؛ شراب، محمدمحمد، معجم بلدان فلسطین، بیروت، ١٩٨٧م؛ شکیل، هادیه دجانی، القاضی
الفاضل عبدالرحیم البیسانی العسقلانی، بیروت، ١٩٩٣م؛ طبری، تاریخ؛ عارف، عارف،
النکبة، بیروت، ١٩٥٦م؛ عبید، یوسف، قصۀ مدینة بیسان؛ عمادالدین کاتب، محمد، الفتح
القسی، به کوشش محمد محمود صبح، قاهره، ١٩٧٣م؛ عهد عتیق؛ مقدسی، محمد، احسن
التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ نحال، محمد سلامه، فلسطین ارض و تاریخ،
عمان، دارالجیل للنشر؛ هروی، علی، الاشارات الیٰ معرفةالزیارات، به کوشش ژ. سوردل ـ
تومین، دمشق، ١٩٥٣م؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، «البلدان»، همراه الاعلاق النفیسۀ
ابن رسته، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛ نیز:
Albright, W. F., The Archaeology of Palestine, London, ١٩٦٠; Braslavi, J. et
al., »Bet(h)-Shean«, Archaeology, Jerusalem, ١٩٧٤; Britannica, micropaedia,
١٩٧٨; EI٢; Elston, R., The Traveller’s Handook for Palestine and Syria, ١٩٢٩;
Glueck, N., The River Jordan, London, ١٩٦٨; Hadawi, S., Village Statistics ١٩٤٥,
Beirut, ١٩٧٠; Judaica; Karmon, Y., Israel a Regional Geography, London, ١٩٧١;
The Middle East Intelligence Handbooks ١٩٤٣-١٩٤٦(Palestine and Transjordan),
London, ١٩٨٧; Nazzal, N., The Palestinian Exodus From Galilee ١٩٤٨, Beirut,
١٩٧٨; The New Encyclopedia of Archaeological Excavations in the Holy Land, New
York, ١٩٩٣; Pauly; Pearlman, M. and Y. Yannai, Historical Sites in Israel,
Jerusalem, ١٩٧٧; Smith, A., The Historical Geography of Holy Land, London, ١٩٧٤.
لیلا رضایی