دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٤٧
| پنجاب جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٥٤٧ |
پَنْجاب، سرزمینی باستانی در شمال غربی شبه
قارۀ هند. نام فارسی پنجاب به معنای ٥ رود ترجمۀ واژۀ سنسکریت «پنجه نده١» است که
پس از چیرگی مسلمانان بر این سرزمین بر آن اطلاق شد. ٥ رودخانه اینهاست: جهلم،
چناب، راوی، بیاس و ستلج. نام قدیمیتر این سرزمین «سپته سندهوه٢» است که در زبان
سنسکریت به معنای ٧ رود است. تغییر نام ٧ رود به ٥ رود حاکی از آن است که در این
سرزمین در طول زمان رودخانههایی خشک شده است. هنگامی که آریاییها در پنجاب ساکن
شدند. هنوز ٧ رودخانه در این سرزمین جاری بوده است(نک: رکلو، VIII/٢٠٧-٢٠٨, ٢١١؛
بریتانیکا، XV/٢٨٥؛ انکارتا٣؛ «فرهنگ سلطنتی...٤»، XX/٢٤٥).
کانینگم برآن است که نام «تسه ـ کیا٥» یا «تاکی٦» که در سفرنامۀ هیوئنتسیانگ، زائر
بودایی چینی از آن یاد شده، منطبق با پنجاب است(ص ١٢٥-١٢٩). به نوشتۀ
کانینگم(همانجا)مرکز این سرزمین «تاکین٧» یا «تکاور٨» نام داشته که مطابق با
«طیفند» است که قزوینی(ص١٠١) آن را در زمرۀ شهرهای هند برشمرده است. ظاهراً سلیمان
تاجر اولین مسلمانی است که به «تاکی» اشاره کرده است(ص ٤٢). ابنخردادبه(ص١٦) نیز
از شهری به نام «طافن» یاد کرده است که به باور کانینگم(همانجا) باید همان طیفند
مورد اشارۀ قزوینی(همانجا) باشد که سلطان محمود غزنوی در لشکرکشی به هند آن را تصرف
کرد.
ارتباط پنجاب با سرزمینهای شمال غربی خود در گذشته همچون امروز از طریق ٤ گذرگاه
صورت میگرفت که مهمترین آنها خیبر بود که این سرزمین را از طریق درهای باریک
میان صحرا و کوهها به داخل هند متصل میکرد و از لحاظ اهمیت نظامی خط اول دفاعی
سرزمینهای هند در برابر تهاجم دشمنان بهشمار میرفت( مجومدار، «دورنمایی٩»، ٩٣؛
بهاتچریه، ٦٦٦). این معابر کوهستانی نقش بسزایی در تاریخ پنجاب داشته است، زیرا
اقوام مهاجر که بیشتر از سرزمینهای شمال غربی به این سرزمین وارد میشدند، از همین
گذرگاهها عبور میکردند. به همین سبب عنصر نژادی آریایی در پنجاب نسبت به دیگر
عناصر نژادی قویتر است. راجپوتها و جتها و بسیاری دیگر از اقوام ساکن در پنجاب، از
لحاظ جسمانی همانند نخستین مهاجران آریایی پنجاب هستند(رکلو، VIII/٢٠٦؛ اسپیر، ١٢؛
پاول ـ پرایس، EI٢; ٩).
پیشینۀ تاریخی: یافتههای باستانشناختی دیرینگی این سرزمین را به دورۀ نوسنگی
میرساند. افزون برآن بقایای برجای مانده از خانههای آجری و نظام پیشرفتۀ آبیاری و
کشاورزی در پنجاب بیانگر آن است که به تمدن سند مربوط است. تمدن سند که پیدایی آن
را از ٠٠٠‘٣ تا ٥٠٠‘٢قم تخمین زدهاند، از گجرات تا کرانههای رود جمنا در پنجاب
گسترش داشته است(نک: براون، ١٢٨؛ اسپیر، ٣٣؛ پاول ـ پرایس، ٧).
بنابر سرودههای حماسی ریگودا که پس از ٧٠٠قم پدید آمده است، درزمان ورود
آریاییها به پنجاب که تاریخ آن را از ٥٠٠‘١ تا ٠٠٠‘١قم دانستهاند، سوداس
فرمانروای جامعۀ هاراپا در غرب پنجاب بود(نک: براون، ١٣٠؛ تیپر، ٣٣).
با مهاجرت آریاییها به پنجاب در این سرزمین حکومت جمهوری برقرار شد. این جمهوری در
٥١٨قم به وسیلۀ داریوش اول هخامنشی تسخیر شد و پنجاب به قلمرو پادشاهی هخامنشیان
پیوست(اسپیر، ٥٢؛ بهاتچریه، همانجا). در ٣٢٦قم که اسکندر مقدونی براین سرزمین جیره
شد، پنجاب به چند دولت کوچک تقسیم شده بود. سلطۀ یونان بر پنجاب در ٣١٧قم پایان
گرفت(همانجا؛ اسپیر، ٥٣). پس از آنها موریاها بر این سرزمین مسلط شدند. در دورۀ ضعف
دولت موریا، شاهزادگان یونانی، شرق پنجاب را تصرف کردند و تا زمان تسلط سکاها که
در حدود سال ٦٠قم به پنجاب رسیدند، بر این سرزمین فرمانروایی داشتند. سکاها در
٣٠قم آخرین یونانیها را از آنجا راندند. سکاهای آریایینژاد پادشاهی تکسیلا را در
پنجاب بنیاد نهادند و تا حدود نخستین سالهای میلادی که دولت آنان توسط کوشانیان
برچیده شد، بر این سرزمین فرمانروایی داشتند(اسپیر، ٧٤؛ «دائرةالمعارف...١٠»، ٨٩٨)
و پس از مدتی جای خود را در پنجاب به گوپتاها دادند. مناندر١١ پادشاه هندی ـ یونانی
گوپتا سلطۀ خود را بر پنجاب گستراند. در مدت تسلط گوپتاها بر پنجاب، اقوام دیگری از
آسیای مرکزی بر آنان تاختند، اما موفق شدند آنها را برانند و تا آغاز سدۀ ٧م بر
پنجاب حکومت کردند(تیپر، ٩٤-٩٥, ١٣٦-١٣٧).
چون سپاه اسلام به فرماندهی محمدبنقاسم در ٩٤ق/٧١٣م سند را فتح کرد، حکومت گوپتا
برای مقابله با آنان از دولت چین کمک خواست و بدین طریق مانع نفوذ مسلمانان بر
پنجاب شد(تیپر، ٢٥٥؛ اسپیر، ٩٥). با این همه، اسلام توسط بازرگانان مسلمانی که به
هند سفر میکردند، در میان مردم پنجاب رواج یافت(نک: هاردی، ١٦).
در سدۀ ٣ق/٩م حاکمان هندوشاهی کابل و قندهار بر پنجاب استیلا یافتند و تا زمان حملۀ
سلطان محمودغزنوی در ٣٩٦ق/١٠٠٦م بر این نواحی فرمانروایی کردند. پس از فتح این
سرزمین توسط سلطان محمود، اسلام در آنجا با سرعت بیشتری گسترش یافت(اسپیر، ١٠٣؛
تیپر، ٢٢٦-٢٢٧)، اما مردمان غیر مسلمان پنجاب در برابر اینان به مقابله پرداختند و
محمود دوباره مجبور به لشکرکشی به این سرزمین در ٤١٠ و ٤١١ق گردید که منجر به چیرگی
قطعی غزنویان بر پنجاب شد. لاهور شهر مرکزی پنجاب پس از افول قدرت غزنویان، آخرین
پایگاه جانشینان سلطان محمود غزنوی بود(نک: هیگ، ٢١-٢٢؛ بازورث، ٢٧٠؛ EI٢)، تا
اینکه در ٥٨٢ق/١١٨٦م شهابالدین غوری با تصرف لاهور، بساط فرمانروایی آنها را برچید
و پنجاب را به تصرف خود درآورد(بهاتچریه، ٦٦٧).
در ٦٠٢ق/١٢٠٦م پنجاب به یکی از ایالتهای قلمرو قطبالدین ایبک بدل شد. پنجاب تا
٩٣٢ق/١٥٢٦م که ابراهیم لودی(حک ٩١٥-٩٣٢ق)، از سلاطین دهلی در جنگ پانیپت از
ظهیرالدین بابر شکست خورد، همچنان در دست سلاطین دهلی باقی بود(بابر، ١/٤١١ بب ؛
EI٢).
در دورۀ فرمانروایی مغولان هند، پنجاب ضمیمۀ صوبۀ لاهور شد(نک: ابوالفضل، ٢/٣٧).
با افزایش قدرت سیاسی سیکها در پنجاب که ناشی از سیاستهای انعطافناپذیر جانشینان
اکبر(حک ٩٦٣-١٠١٤ق)بود، در ١١٢٣ق/١٧١١م بهادرشاه(حک ١١١٩-١١٢٤ق) برای سرکوب
سیکها به پنجاب لشکر کشید. سیکها که توان مقابله با او را در خود نمیدیدند، به
کوههای شمالی پنجاب پناه بردند و بهادرشاه در ١١٢٤ق به سیکها به شرط خودداری از
آشوب پیشنهاد صلح داد(نک: «استیلای...١٢»، ١٢٦؛ تیلر، EI٢; ٣٦١).
با روبه ضعف نهادن قدرت سیاسی سلاطین مغول هند، نادرشاه افشار در ١١٥٢ق/١٧٣٩م با
لشکرکشی به هند به سلطۀ مغولان بر پنجاب پایان داد. در این زمان حاکم پنجاب
زکریاخان بود و به دستور نادر در حکومت خود ابقا شد و مولتان نیز بر قلمرو او
افزوده شد.
احمدخان ابدالی که پس از مرگ نادر، در قندهار خود را شاه خوانده بود، از خلأ قدرتی
که بر اثر قتل نادر و ضعف دولت گورکانی هند به وجود آمده بود، استفاده کرد و به
سرعت موضع خود را در شرق ایران استوار ساخت و مالیاتهای گرفته شده از پنجاب و دیگر
نواحی شرقی هند را که به وسیلۀ دو تن از دیوانسالاران نادرشاه به خراسان آورده
میشد، میان امرا و فرماندهان قبایل تقسیم کرد(حسینی، ١/٥٦؛ موسوی، ٥١؛ ابوالحسن
گلستانه، ٦٠). او در مدت ٢٦ سال حکومت خود ٨ بار به پنجاب لشکر کشید؛ در
١١٦٣ق/١٧٥٠م معینالملک، حاکم پنجاب با احمدشاه درانی مصالحه کرد و به سرکوب سیکها
پرداخت(نک: «استیلای»، ٣٧-٣٨, ١٣٠؛ واتسن، ١٢٤؛ کارو، ٢٥٦).
پس از معینالملک آدینهبیگ حکومت پنجاب یافت و در ١١٧١ق/١٧٥٨م درگذشت و رقابت بر
سر احراز حکومت پنجاب آغاز شد(هیگ، ٤٣٧-٤٣٨؛ «استیلای»، ١٨٩). این وضع به قیام
سیکها و تصرف پنجاب به وسیلۀ مراتههها انجامید، تا آنکه در ١١٧٤ق/١٧٦١م احمدشاه
درانی به سلطۀ مراتههها پایان داد. پس از مرگ احمدشاه سیکها بار دیگر قدرت یافتند
و یکی از رؤسای آنها به نام رانجیت سینک(١٧٩٠-١٨٣٩م)پنجاب را به یک دولت قدرتمند
مستقل بدل ساخت. او با اعلام برابری سیکها، هندوها و مسلمانان یک حکومت متحد ایجاد
کرد که در سرتاسر کشمیر تا مرزهای افغانستان گسترده بود. رانجیت سینگ پس از آنکه
انگلیسیها سند و افغانستان را تسخیر کردند، در برابر آنها قرار گرفت؛ انگلیسیها که
نگران نفوذ فرانسویها در هند بودند، او را به اتحاد و اتخاذ برنامۀ مشترک دفاعی با
خود دعوت کردند. به موجب پیمانی که در ١٢٢٤ق/١٨٠٩م میان سینگ و کمپانی هند شرقی
امضا شد، رودخانۀ ستلج مرز طرفین تعیین گردید(«استیلای»، ١٢٤-١٢٥؛ کارو، ٢٧٥؛
منسینگ، ٣٢)، اما در ادامۀ سلطهجویی انگلستان و پس از دو جنگ میان سیکها و
انگلیسیها، پنجاب در ١٢٦٥ق/١٨٤٩م به تصرف انگلستان درآمد(منسینگ، کارو، همانجاها؛
تیلر، ٧٢٩).
در مدت اشغال پنجاب بهوسیلۀ انگلستان، قیامهای مردمی در پنجاب روی داد. از آن جمله
«جنبش غدر»(١٩١٤-١٩١٥م)، متشکل از کلیۀ جوامع پنجابی بود که اگرچه خیلی سریع توسط
انگلیسیها سرکوب شد، اما دهقانان را تحتتأثیر قرار داد(نک: مجومدار،
«بنگال...١٣»، ٩٨؛ اسمیث، ٢٣٦-٢٣٧).
در مبارزات استقلالطلبانۀ مردم هند نظامیان پنجابی با آنکه خلعسلاح شده بودند،
فعالانه شرکت کردند و برای پیوستن به دیگر انقلابیون به دهلی رفتند(پاول ـ پرایس،
٥٥١) و به دنبال آن حزب وحدتطلب ملی پنجاب در ١٩٢٣م تشکیل شد(مشیرالحسن، ٢٨٩).
تقسیم پنجاب به دو پارۀ مسلماننشین و هندونشین، پس از استقلال هند از انگلیس در
١٣٢٦ش/١٩٤٧م ضربۀ شدیدی بر جامعۀ سیک پنجاب وارد کرد(بندرلی، ١٧٠؛ بهاتچریه،
همانجا).
امروزه پنجاب با ٧٠٦‘٢٥٥ کم ٢ وسعت میان پاکستان و هندوستان تقسیم شده است. استان
پنجاب پاکستان که مرکز آن شهر تاریخی لاهور است، دارای ٣٤٤‘٢٠٥کم ٢ وسعت و
٤٩٥‘٥٧٥‘٨٥ تن جمعیت(١٣٨٣ش) است که نیمی از جمعیت پاکستان را در خود جای داده است.
استان پنجاب هند که مرکز آن چندیگر است، پارۀ کوچکتر سرزمین پنجاب را شامل میشود
و دارای ٣٦٢‘٥٠ کم ٢ وسعت و ٩٠٦‘٧١٠‘٢٥ تن جمعیت(١٣٨٣ش/٢٠٠٥م)است. تا پیش از ١٩٥٦م
پنجاب هند اراضی وسیعی را شامل میشد، اما در همین سال بخشی ازپنجاب هند با عنوان
استان هیماچال پرادش از آن جدا شد. در ١٣٤٥ش/١٩٦٦م استان پنجاب هند بار دیگر به دو
بخش پنجاب، با اکثریت پنجابی زبان، و هاریانا با اکثریت هندی زبان تقسیم
شد(انکارتا؛ «فرهنگ جهانی١٤»؛ کلمبیا١٥).
مآخذ: ابنخردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٩م؛
ابوالحسن گلستانه، مجملالتواریخ، تهران، ١٣٦٩ش؛ ابوالفضل علامی، آیین اکبری،
کانپور، ١٨٩٣م؛ بابر، ظهیرالدین محمد، بابرنامه، کیوتو، ١٩٩٥م؛ بازورث، ک. ا.،
سلسلههای اسلامی، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، ١٣٤٩ش؛ حسینی، محمود، تاریخ
احمدشاهی، چ تصویری، به کوشش دوستمردا سیدمرادوف، مسکو، ١٩٧٤م؛ سلیمان تاجر، اخبار
الصین و الهند، به کوشش ابراهیم خوری، بیروت، ١٤١١ق/١٩٩١م؛ قزوینی، زکریا،
آثارالبلاد، بیروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ مشیرالحسن، جنبش اسلامی و گرایشهای قومی در
مستعمرۀ هند، ترجمۀ حسن لاهوتی، مشهد، ١٣٦٧ش؛ موسوی اصفهانی، محمدصادق، تاریخ گیتی
گشا، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٦٣ش؛ هاردی، پ.، مسلمانان هند بریتانیا، ترجمۀ
حسن لاهوتی، مشهد، ١٣٦٩ش؛ نیز:
Benderly, B. L., »Basic Concepts of South Asian Religions-Hinduism«, India: A
Country Study, ed. R. F. Nyrop, Washington, ١٩٨٥; Bhattachary, S., A Dictionary
of India History, New York, ١٩٦٧; Britannica, macropaedia, ١٩٧٨; Brown, W. N.,
»Archaeology«, India, Pakistan, Ceylon, New York, ١٩٥١; Caroe, O., The Pathans
٥٥٠ B. C.-A. D. ١٩٥٧, London, ١٩٦٤; The Columbia Encyclopedia, ٢٠٠٣; Cunningham,
A., The Ancient Geography of India, Varanasi, ١٩٦٣; EI٢; Encarta Reference
Library, ٢٠٠٤; Encyclopedia of World Art, New York, ١٩٦٢; Haig, W., »The
Ghaznavids«, The Cambridge History of India, New Delhi, ١٩٨٧, vol. III; The
Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٧٢; Majumdar, R. C., »Eastern Bengal
and Assam«, Struggle for Freedom, Bombay, ١٩٦٩; id, »The Geographical Background
of Indian History«, The Vedic Age, Bombay, ١٩٧١; Mansingh, S., »Historical
Setting«, India: A Country Study, ed. R. F. Nyrop, Washington, ١٩٨٥; The Maratha
Supermacy, ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٧٧; Powell-Price, J. C., A History of
India, London, ١٩٥٥; Reclus, E., Nouvelle géographie universelle, Paris, ١٨٨٥;
Smith, W. C., Modern Islam in India, Lahore, ١٩٦٩; Spear, P., India, Michigan,
١٩٦١; Toylor, M., The History of India, New Delhi, ١٩٨٦; Thapar, R., A History
of India, ١٩٧٥; Watson, F., A Concise History of India, London, ١٩٧٩; The World
Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
پرویز امین
١. Panca nada ٢. Septa Sindhaveh ٣. Encarta… ٤. The Imperial… ٥. Tse-kia ٦. Taki
٧. Takin ٨. Takawar ٩. »The Geographical…« ١٠. Encyclopedia… ١١. Menander ١٢.
The Maratha… ١٣. »Eastern…« ١٤. The World… ١٥. The Columbia…