دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٤٥
| بیحان جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٣٤٥ |
بَیحان، وادی(درّهْ) وسیعی در یمن و نیز
چندین محل دیگر در این کشور. این وادی با مساحت ٤٥٦‘٢ کم ٢ و درازای ١٠٠ کم ، از
شمال بیضاء تا بیابانهای رملة السبعتین امتداد دارد و از جنوب به وادی مرخه در
حوالی بیضاء، از شمال به سرزمین سبأ، از شرق به شَبوه و العبر و ربعالخالی، و از
غرب به استان بیضاء و سرزمین عواذل محدود میشود(ثور، ٤٨٧؛ مقحفی، ١/٢٠٨). در
سنگنبشتههای قَتَبانی، بیحان در معنای قبیله(ذوبیحان) یا معبد بهکار رفته است،
اما عدهای آن را به معنای چراگاه عمومی(در مقابل حِمیٰ به معنای قورق)
دانستهاند(نک: EI٢).
بیحان از نظر مواد کانی یکی از مناطق نسبتاً غنی یمن بهشمار میرود و دارای معادن
نفت، اورانیوم، زغالسنگ و طلاست(ثور، ٥٥-٥٧). این وادی شامل روستاها و کشتزارهای
فراوانی است و از مناطق حاصلخیز و پرآب یمن محسوب میشود. مردمان آن بیشتر
کشاورزند و به دامپروی و پرورش زنبورعسل نیز میپردازند(مقحفی، همانجا). کشاورزی
در این منطقه از گذشتههای دور رواج داشته است؛ امروزه بقایای سدها، شبکههای
آبرسانی و کاریزهایی که از دوران کهن بهجای مانده است، در این وادی به چشم
میخورد(علی، ٢/٢٢٢-٢٢٣). ویرانههای شهر تَمْنَع(تمنا یا حجر کحلان یا کحلان
کنونی)، پایتخت دولت باستانی قتبان در این ناحیه واقع است(ثور، ١٧٥؛ مقحفی، علی،
همانجاها؛ با وزیر، ٢٣١؛ ترسیسی، بلاد...، ٥٨).
بیحان را به ٣ منطقۀ مشخص میتوان تقسیم کرد: ١. بیحانالدوله یا بیحانالاعلیٰ، که
بخش جنوبی وادی را تشکیل میدهد؛ ٢. بیحان القَصاب، که شامل بخش حاصلخیز مرکزی
وادی است؛ ٣. بیحانالاسفل، که به شمالیترین بخش وادی بیحان اطلاق میشود(نک:
EI٢).
وادی بیحان از دیرباز محل اقامت گروهی از سادات علوی(بعکر، ٧١٣) و طوایفی از قبیلۀ
مراد(همدانی، ١٩٣)، آلاحمد، آلعریف و مُصعَبَین بوده است(EI٢؛ مقحفی، همانجا؛
ابوعزالدین، ١٥). از طوایف مشهوری که امروزه در بیحان بهسر میبرند، میتوان از آل
هبیلی ـ که حکومت را تا پیش از تشکیل جمهوری یمن برعهده داشتند ـ نام برد(مقحفی،
همانجا؛ ابوعزالدین، ١٤-٢٠). طایفۀ بنی عبدرضا از قبیلۀ طی هم از دیگر طوایفی هستند
که در این ناحیه به سر میبرند(کحاله، ٢٦١).
بیحان تا آغاز سدۀ ١٤ق/٢٠م به دست شریفان یمن اداره میشد، و در ١٣٢١ق/١٩٠٣م به
عنوان آخرین ولایت یمن به ولایات تحتالحمایۀ انگلیس در این سرزمین ضمیمه شد.
انگلیسیها توسط افسری که ظاهراً به دین اسلام گرویده، و دختر حاکم بیحان را به
همسری گرفته بود، موفق شدند این منطقه را تحت نفوذ خود درآوردند(باوزیر، همانجا؛
سعید، ١٨٧).
نام بیحان در گزارشهای مربوط به حوادث جنوب و شرق یمن در فاصلۀ دو جنگ اول و دوم
مکرراً به چشم میخورد که حاکی از اهمیت این منطقه است(نک: ماکرو، ١٢٠، ١٢٢؛
جرافی، ٣١١؛ اوبالانس، ١٤٨-١٤٩، ٢٢١؛ صایدی، ١١٦). در ١٣٢٨ق/١٩٤٩م، شریف بیحان برای
جلوگیری از ورود قاچاق به این منطقه، با حمایت انگلیسیها مرکز گمرگی در ناحیۀ
نحدمَرقَد برپا کرد؛ اما حکومت یمن با این کار مخالفت کرد و در پی آن درگیریهایی
میان طرفین به وقوع پیوست که به «واقعۀ بیحان» معروف است. برای حل اختلاف، مسئله به
سازمان ملل متحد ارجاع شد، اما نتیجهای به دست نیامد و اختلاف همچنان حل نشده باقی
ماند(نک: ماکرو، ١٧٨-١٨٢)؛ و به رغم آنکه گفتوگوهایی میان طرفین برای حل اختلاف
مرزی در مهر ١٣٢٩ش/اکتبر ١٩٥٠(همو، ١٨٣) صورت گرفت، توافقی قطعی به دست نیامد و در
١٣٣٤ش/١٩٥٥م بار دیگر درگیریهایی آغاز شد که تا ١٣٣٦ش/١٩٥٧م ادامه یافت(همو، ٢٠١،
٢٠٥، ٢١٠-٢١١). سرانجام، با تأسیس جمهوری یمن در ١٣٤٦ش/١٩٦٧م، بیحان به این کشور
ملحق شد(EI٢).
نام بیحان بر چند محل و شهر دیگر در یمن نیز اطلاق میشود: ١. شهر بیحان واقع در
جَوف که امروزه جز ویرانههایی از آن برجای نمانده است؛ ٢. بیحان الاعماس، واقع در
جنوب وادی مَسوَر؛ ٣. ذوبیحان، روستایی در شهرستان العََشّه؛ ٤-٦. سه روستا به همین
نام در شمال غرب ذَمار و غرب صنعا؛ ٧. بیحان النقب و کوه بیحان در حجریه(مقحفی،
١/٢٠٨-٢٠٩؛ ترسیسی، الیمن...، ٢٠٩؛ علی، ٥/١٢؛ ثور، ٤٨٧-٤٨٨).
مآخذ: ابوعزالدین، نجیب سعید، الامارات الیمنیة الجنوبیة، بیروت، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛
اوبالانس، ادگار، الیمن، الثورة و الحرب، ترجمۀ عبدالخالق محمد لاشید، قاهره،
١٩٩٠م؛ باوزیر، سعید عوض، معالم تاریخ الجزیرةالعرب، عدن، ١٩٩٦م؛ بعکر، عبدالرحمان،
کواکب یمنیة فی سماء الاسلام، بیروت، ١٩٩٠م؛ ترسیسی، عدنان، بلادسبأ و حضارات العرب
الاولیٰ، بیروت، ١٩٩٠م؛ همو، الیمن و حضارةالعرب، بیروت، دار مکتبةالحیاة؛ ثور،
عبدالله احمد محمد، هذه هی الیمن، بیروت، ١٩٨٥م؛ جرافی یمنی، عبدالله، المقتطف من
تاریخ الیمن، به کوشش زیدبن علی وزیر، بیروت، ١٩٨٧م؛ سعید، امین، الیمن، قاهره،
١٩٥٩م؛ صایدی، احمد قاید، المادةالتاریخیة فی کتابات نیبور عن الیمن، بیروت، ١٩٩٠م؛
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، ١٩٧٣م؛ کحاله، عمررضا،
جغرافیة شبه جزیرةالعرب، به کوشش احمد علی، مکه، ١٩٦٤م؛ ماکرو، اریک، الیمن و
الغرب، ترجمۀ حسین بن عبدالله عمری، دمشق، ١٩٨٧م؛ مقحفی، ابراهیم احمد، معجم
البلدان و القبائل الیمنیة، بیروت، ١٤٢٢ق/٢٠٠٢م؛ همدانی، حسن، صفة جزیرةالعرب، به
کوشش محمدبنعلی اکوع. صنعاء، ١٩٨٢م؛ نیز: EI٢
ستارعودی