دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤١٧
| بیومیه جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤١٧ |
بَیّومیّه، یکی از طریقههای صوفیۀ مصر،
منسوب به نورالدین علیبنحجازی بنمحمدبیومی(١١٠٨-١١٨٣ق/١٦٩٦-١٧٦٩م).
علی بیومی در روستای بیوم واقع در جنوب مصر زاده شد و پس از تحصیلِ مقدمات علوم،
سماعِ حدیث و حفظِ قرآن به تصوف روی آورد. وی با دست ارادت دادن به بسیاری از مشایخ
و شاگردی آنان اصول و روشهای سلوک طریقههای مختلف را آموخت، چنان که با دستگیری
احمدبنعبّادشاذلی در طریقۀ شاذلیه، به یاری علیبنعمربن عبدالسلامتطاونی در
طریقۀ قادریه، با ارشاد عبدالرحمان حلبی در طریقۀ بدویه، و به وسیلۀ عیسیٰ تیلونی
در طریقۀ نقشبندیه تقلین ذکر یافت و از همینرو، گاه «جامعالطرق» خوانده شده
است(جبرتی، ٢/٣٣٩؛ EI٢, I/١١٥١؛ «دائرةالمعارف...١»، VI/٩٩).
بیومی پس از اقامت در قاهره، بهرغم مخالفتهای علمای الازهر و با حمایت شیخ شبراوی
ـ شیخالازهر در آن روزگارـ حلقههای ذکر را در یکی از مساجد آنجا برپا داشت و بعد
از آنکه به دعوت شیخ شبراوی، تدریس در مدرسۀ طَیْبَرسیۀ الازهر را پذیرفت، مردیان
بسیاری یافت(جبرتی، ٢/٣٣٩-٣٤٠؛ عطیةالله، ١/٤١٦؛ خفاجی، ١٥٦؛ تریمینگام، ٧٩-٨٠؛
«دائرةالمعارف»، همانجا؛ EI٢, I/١١٥٢). علم و تقوا، و نیز برخورداری بیومی از کلامی
فصیح و گیرا موجب روی آوردنِ بسیاری از مردم، به ویژه طبقاتِ کمدرآمدِ جامعۀ مصر
به تعالیم او گردید. در نقل از کرامات او گفتهاند که راهزنان را توبه میداد و
احوال آنان را چنان دگرگون میکرد که به جمع مریدانش میپیوستند(جبرتی، ٢/٣٤١).
علاوه برآن، عدهای از علما در مجالس درس او حاضر میشدند و برخی امیران، همچون
مصطفیٰ پاشا که ظاهراً بیومی رسیدن وی به منصب صدارت را پیشگویی کرده بود، از جملۀ
مریدان او بودند. مصطفیٰ پاشا به عثمان آغا، از امیران خود دستور داد تا در قاهره
مسجد، آبخوری عمومی و مکتبی برای آموزش ایتام، نیز قبهای برای بیومی بنا کند(همو،
٢/٣٤٠-٣٤١؛ خفاجی، همانجا).
بیومی همچنین در سفرهای متعدد به مکه و سرزمین حجاز، به تبلیغ و ترویج طریقۀ خود در
میان مردمان شهرنشین و قبایل بدوی پرداخت و به این ترتیب، حوزۀ فعالیت طریقۀ بیومیه
را در دیگر سرزمینها نیز گسترش داد. پس از چندی خلفا و مریدان او از مصر تا حجاز
انتشار یافتند و از آنجا به یمن، حضرموت، ایران و ماوراءالنهر رفتند و این طریقه را
تا سواحل اقیانوس هند پراکندند(تریمینگام، ٨٠؛ دوپُن، ٣٣٦).
علی بیومی سرانجام در قاهره درگذشت و در قبهای که از پیش برای او ساخته شده بود،
به خاک سپرده شد(عطیةالله، همانجا؛ مبارک، ٤/١٤٤؛ جبرتی، ٢/٣٣٣، ٣٤١).
این آثار که هیچیک از آنها به چاپ نرسیده، به بیومی نسبت داده شده است: ١. الاسرار
الخفیة الموصلة الی الحضرة العلیة، در شرح حِکَمِ ابومدین تلمسانی؛ ٢. خواص الاسماء
الادریسیة؛ ٣. رسالةفی الوحدانیة؛ ٤. فیض الرحمان علیٰ رسالة المولیٰ رسلان؛ ٥.
الهدایة للانسان الی الکریم المنان، شرحی بر حِکَم العطائیة؛ ٦. رسالهای مشتمل بر
سلسلۀ اسناد علی بیومی و نیز نوشتهای از او به نام خواص الفاتحة و الاخلاص و فضل
لصلاة علی النبی و فضل الذکر؛ ٧. حزب؛ ٨. رسالة فی الالفة و الاخوة، در تصوف؛ ٩.
رسالة فی الحدود؛ ١٠. شرح الانسان الکامل جیلی؛ ١١. شرح الصیغة الاحمدیة؛ ١٢. شرح
الصیغة المطلسمة؛ ١٣. الفوز و الانتباء فی بیان من لایلتفت الیٰ سواه(خدیویه، ٢/٦٦،
٨٤، ١١٧، ٢١٤، ٧/٩١، ٩٢؛ بغدادی، ١/٧٦٨؛ GAL, II/٤٦٢)؛ ١٤. شرح الجامع الصغیر؛ ١٥.
طریقة الدمرداشیة؛ ١٦. رسالة فی معرفة الحق(زرکلی، ٤/٢٧٠؛ هوتسما، ١٣٦؛ آلوارت، شم
GAL, II/٤٦٢; GAL, S, II/٤٧٨; ٣٣٩٣). همچنین رسالهای با عنوان اللمعة العامة فی
مناقب علی البیومی که ظاهراً در شرح احوال اوست، همراه با رسالهای از بیومی به نام
منتخب النفائس در حاشیۀ کتاب جواهرالاطلاق اثر مصطفیٰ یحییٰ شاذلی که در
١٣٥٠ق/١٩٣١م در قاهره به چاپ رسیده است(GAL، همانجا).
با آنکه بیومی در ابتدا به دنبال آن بود که در طریقۀ بدویه که خود به آن وابستگی
داشت، اصلاحاتی صورت دهد و با پیراستن زوائد، آن را به اصول نخستنش بازگرداند، اما
به تدریج به سبب تغییراتی که در آیینها و روشها بدویه از جمله در آیین تلقین ذکر به
وجود آورد، موجب آن شد که پیروانش او را بیشتر به عنوان بینانگذار طریقهای جدید
بشناسد، تا اصلاحگر طریقهای موجود. بهعلاوه، ظاهراً خود وی نیز پس از مدتی به این
نتیجه رسید که ایجاد طریقهای جدید عملیتر و محتملتر است و به این ترتیب، در عین
حفظِ برخی از خصوصیات طریقۀ بدویه همچون پوشیدن خرقۀ سرخ، زمینههای شکلگیری طریقۀ
جدید بیومیه را فراهم آورد(تریمینگام، دوپن، «دائرةالمعارف»، همانجاها؛ EI١). با
این همه، ریشه داشتن طریقۀ بیومیه در طریقۀ بدویه، شباهت پارهای آیینهای آنها، و
آمیختگی پیروان این دو طریقه در برخی سرزمینها موجب آن شده است که برخی از محققان
طریقۀ بیومیه را شاخهای از بدویه به شمار آورند و هویت مستقلی برای آن قائل
نشوند(دوپن، ٣٣٧؛ گولپینارلی، ٤٨؛ دیونگ، ١٤-١٥؛ «دائرةالمعارف»، همانجا).
در طریقۀ بیومیه ذکر«اسماء سبعه» اهمیتِ بسیاری دارد و جذبه، مجاهده و تسلیم از
ارکان آن بهشمار میرود. در این طریقه ذکر «لاالٰه الاالله» با صداهای بریدهای که
از نای خارج میشود، بیآنکه کلمۀ خاصی شنیده شود، ادا میگردد. این ذکر به
«ذکربیومی» شهرت یافته است(گولپینارلی، نیز «دائرةالمعارف»، همانجاها). همچنین
برخلاف طریقۀ بدویه که در آیین تلقین توبۀ آن، شیخ و مرید دستهای یکدیگر را به طور
عادی میگیرند، در طریقۀ بیومیه انگشتان این دو در هم قفل میشود و از اینرو، آن
را «تلقین مشبّکه» خواندهاند. در هنگام ذکر نیز برخلاف درویشهای بدویه که به حالت
ایستاده از کمر خم شده، دستها را آزادانه رها میکنند، درویشان بیومیه دستهایشان را
به حالت ضربدر روی سینه میگذارند و با راست کردن سر و بدن، دستها را در بالای سر
به هم میزنند(لین، II/١٨٢؛ تریمینگام، نیز «دائرةالمعارف»، همانجاها).
پس از درگذشت علی بیومیه که خلیفهای تعیین نکرده بود، ابراهیم دَمَنهوری(د
١١٩٢ق/١٧٧٨م)، احمد سالم جزار و محمد نافع رهبری این طریقه را برعهده گرفتند و پس
از آن، با روی دادن اختلافات، این طریقه دچار ضعف و چند دستگی شد، چنان که بیومیهای
حجاز و مصر به تدریج از یکدیگر جدا شدند و هریک فعالیت مستقل خود را پی گرفتند.
تکیۀ اصلی این طریقه در روستایی نزدیک قاهره قرار دارد، اما در طول سدههای پس از
درگذشت بیومی، تکیههای متعددی در مصر و دیگر نقاط نیز ایجاد گردیده است، چنانکه
در دهۀ ١٣٠٠ق/١٨٨٠م تنها در عربستان بیش از ١٥تکیه در مکه، مدینه، جده و دیگر شهرها
وجود داشته است(تریمینگام، همانجا؛ دیونگ، ٣٤، حاشیۀ EI١; ١٧٧؛ «دائرةالمعارف»،
همانجا).
مآخذ: بغدادی، هدیه؛ جبرتی، عبدالرحمان، عجائب الآثار، به کوشش حسن محمد جوهر و
دیگران، بیروت، ١٩٥٩م؛ خدیویه، فهرست؛ خفاجی، محمد عبدالمنعم، التراث الروحی للتصوف
الاسلامی فی مصر، دارالعهدالجدید؛ زرکلی، اعلام؛ عطیةالله، احمد، القاموس الاسلامی،
قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ گولیپنارلی، عبدالباقی، تصوف، ترجمۀ توفیق هاشمپور سبحانی،
تهران، ١٣٦٩ش؛ مبارک، علی پاشا، الخطط التوفیقیة الجدیدة المصر القاهرة، قاهره،
١٩٨٠م؛ نیز:
Ahlwardt; De Jong, F., Turuq and Turuq-Linked Institutions in Nineteenth Century
Egypt, Leiden, ١٩٧٨; Depont, O. and X. Copplani, Les Confréries religieuses
Musulmanes, Alger, ١٨٩٧; EI١; EI٢; GAL; GAL, S; Houtsma, M. Th., Catalogue d’une
collection de manuscrits arabes et turcs, Leiden, ١٨٨٦; Lane, E. W., The Manners
and Customs of the Modern Egyption, London, ١٩٠٤; Trimingham, J. S., The Sufi
Orders in Islam, Oxford, ١٩٧٣; Türkiye diyanet vakfi İslâm ansiklopedisi,
Istanbul, ١٩٩٢.
لیلا رحیمی بهمنی