دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٣٦
| پادشاه خاتون جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٣٦ |
پادْشاهْ خاتون، صفوةالدنیا والدین(٦٤٥- مق
٦٩٤ق/١٢٤٧-١٢٩٥م)، هفتمین حکمران قراختایی کرمان، دختر قطبالدین محمد و قتلغ ترکان
خاتون.
از زندگی او پیش از فعالیت سیاسیاش اطلاعی در دست نیست. ورود او به صحنۀ حوادث از
زمانی آغاز شد که به ازدواج اباقاخان مغول درآمد. چون میان مادرش قتلغترکان که پس
از مرگ شوهرش قطبالدین زمام امور کرمان را در دست گرفته بود، با سیور غتمش پسر
قطبالدین اختلاف افتاد، پادشاهخاتون وساطت کرد و سیورغتمش به دستور اباقاخان
ناچار به عقبنشینی شد(حافظ ابرو، ٣/٦٦-٦٨). چون اباقاخان درگذشت، سیورغتمش با
حمایت احمد تکودار به کرمان تسلط یافت و قتلغ ترکان با آنکه شریک در حکومت بود،
براثر آزارهای فرزندخوانده، درگذشت و این حادثه خشم پادشاهخاتون را برانگیخت.
اندکی بعد پادشاه خاتون به ازدواج کیخاتو فرزندخواندۀ اباقاخاتون درآمد و به آسیا
صغیر رفت(همو، ٣/٦٨-٧١؛ صهبا، ٣٥-٣٦، ٣٩). در این وقت سیورغتمش به شهرهای سیرجان و
اطراف که ملک موروث پادشاه خاتون و همواره در تصرف او بود، دست درازی کرد(حافظ
ابرو، ٣/٧٤). در این میان، ارغون شاه بمرد و کیخاتو ایلخان شد. پادشاه خاتون که
اینک قدرت نو یافته بود، بیدرنگ به کرمان آمد و سیورغتمش را گرفت، و پس
ازماجراهایی سرانجام در ٦٩٣ق/١٢٩٤م او را کشت(همو، ٣/٧٩-٨١؛ صهبا، ٣٦؛ همت کرمانی،
٨٩؛ باستانی، ٥٩) و خود در حکومت کرمان مستقل شد. آنگاه به بسط قدرت و قلمرو
پرداخت(همو، ٦١).
اندکی بعد کیخاتون کشته شد و کار بر پادشاهخاتون چنان تنگ آمد که در برابر یورش
کردوچین همسر سیورغتمش تاب مقاومت نیافت و تسلیم شد و چند روز بعد او را در
کوشکزر، نزدیک کرمان کشتند(٦٩٤ق/١٢٩٥م)و در دیه کوچکی موسوم به مسکین به خاک
کردند(حافظ ابرو، ٣/٨١-٨٢؛ ناصرالدین، ٧٦-٧٧؛ خواندمیر، ٣/٢٧٠؛ هدایت، ١/٧٣؛ اقبال،
١/٤٠٧؛ باستانی، ٦٢) و پس از آنکه سلطان مظفرالدین محمدشاه حاکم کرمان شد، پیکر او
را با عزاداری و احترام بسیار به کرمان بردند و در مدرسهای که قتلغ ترکان خاتون
بنا کرده بود، به خاک سپردند(حافظ ابرو، ٣/٨٢؛ ناصرالدین، ٧٧؛ شبانکارهای، ٢٠٣).
خواجهنظامالدین محمود وزارت کرمان را در عصر حکومت پادشاه خاتون در دست
داشت(خواندمیر، ٣/٢٧١).
پادشاه خاتون مانند مادرش قتلغ ترکان، به کرمان علاقۀ خاص داشت و به آبادانی آنجا
کوشید؛ چنان که مدارس و مساجد در این شهر بنا کرد(شبانکارهای، ٢٠٢). وی زنی با ذوق
و اهل ادب بود و اشعار بسیاری با تخلص «عفتی» سروده که تاکنون جمعآوری نشده، و به
چاپ نرسیده است. بخشی از اشعار وی در پارهای منابع به طور پراکنده مذکور
است(اقبال، ١/٤٠٧-٤٠٨؛ ناصرالدین، ٧٠-٧١؛ همت کرمانی، ٨٨). وی خط نسخ را زیبا
مینوشت و چندین قرآن به خط خود برای برخی از بزرگان، از جمله هولاکوخان و دیگر
سلاطین مغول نوشته است. دستنویسهای بسیاری به خط وی دستکم تا سدۀ ٨ق/١٤م در کرمان
و دیگر شهرهای ایران موجود بوده است(ناصرالدین، ٧٠؛ اعلمی، ١/٣٣٢؛ مستقیمزاده،
١٤٥). پادشاهخاتون علاوه بر خوشنویسی، در فن عروض و لغت نیز مهارت داشت. او به
اهل ادب و اندیشه احترام میگذاشت و دربارش محفل و مجمع ادیبان و اندیشمندانی بود
که همگی مستمری نیز میگرفتند(شبانکارهای، همانجا؛ صهبا، ٣٧-٣٨؛ همت کرمانی،
همانجا).
مآخذ: اعلمی حایری، محمدحسین، تراجم اعلام النساء، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ اقبال
آشتیانی، عباس، تاریخ مفصل ایران، از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت، تهران، ١٣٤١ش؛
باستانی پاریزی، محمدابراهیم، مقدمه بر تاریخ شاهی، تهران، ١٣٥٥ش؛ حافظ ابرو،
عبدالله، جغرافیا، به کوشش صادق سجادی، تهران، ١٣٧٨ش؛ خواندمیر، غیاثالدین،
حبیبالسیر، به کوشش محمددبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٣ش؛ شبانکارهای، محمد،
مجمعالانساب، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛ صهبا، جواد، «سی پارۀ قدیمی»،
یادگار، ١٣٢٤ش، س١، شم ٩؛ مستقیمزاده، سلیمان سعدالدین، تحفۀ خطاطین، استانبول،
١٩٢٨م؛ ناصرالدینمنشی کرمانی، سمط العلیٰ للحضرةالعلیا، به کوشش عباس اقبال
آشتیانی، تهران، ١٣٦٢ش؛ هدایت، رضاقلی، مجمعالفصحا، به کوشش مظاهر مصفا، تهران،
١٣٣٦ش؛ همت کرمانی، محمود، تاریخ مفصل کرمان، تهران، ١٣٧٠ش.
صغریٰ دودانگه