دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٣٠
| بهارستان جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٢٣٠ |
بَهارسْتان، فرشی زربفت از دورۀ ساسانیان.
این فرش به نامهای بهارخسرو یا بهارکسرى(طبری، ٤/٢٢)و فرش زمستانی (بلعمی،
١/٤٦٦)نیز معروف است. اعراب به آن «قِطف» میگفتند(طبری، همانجا). اولین بار طبری
آن را وصف کرده است(٤/٢١-٢٣)و تاریخنویسان پس از او با اندک تغییراتی در جزئیات،
مطالب او را نقل کردهاند(نک: بلعمی، ١/٤٦٦-٤٦٧؛ ابناثیر، ٢/٥١٨-٥١٩؛ ابن کثیر،
٤/٦٨-٦٩؛ ابنخلدون، ٢(٤)/٩٣٩-٩٤٠؛ میرخواند، ٢/٦٨٩؛ خواندمیر، ١/٤٨٣).
فرش بهارستان٦٠×٦٠ ذراع(گز، ارش)به اندازۀ یک جریب(ح ٢٧×٢٧متر)و به صورت یکپارچه
بود و طرح آن باغی را نشان میداد. فرش زمینۀ زربفت داشت و بر آن گذرگاهها و جویها
با دوختن جواهراتی مانند مروارید و یاقوت ترسیم شده بود. درختان برگهایی از ابریشم
و شاخههایی از طلا و گلهایی از رشتههای طلا و نقره و میوههایی از انواع گوهرهایی
که در جهان یافت میشد، داشتند. نقش حاشیۀ فرش مانند سبزهزاری بود که در آن زمرد
به کار رفته بود(همانجاها؛ پوپ، ٢٢٧٥). پادشاهان ساسانی در زمستان که گل و گیاه
نبود، به هنگام بادهخواری به تماشای آن میایستادند(طبری، ٤/٢٢).
از زمان بافت و پادشاهی که دستور بافتن آن را داده، در متون کهن یاد نشده است. فرش
بهارستان در خزانۀ پادشاهی در مداین قرار داشت و چون سنگین بود، هنگام حملۀ
مسلمانان در ١٦ق/٦٣٧م ایرانیان نتوانستند آن را با خود ببرند و به دست اعراب افتاد.
پس از انتقال به مدینه، این فرش میان مسلمانان تقسیم شد. امام علی(ع) تکهای از آن
را که بهتر از قسمتهای دیگر نبود، به ٢٠ هزار(درهم یا دینار)فروخت(همانجا).
با آنکه قالیهای پرزدارگرهداری مربوط به سدههای ٣-٦م(همزمان با دورۀ ساسانیان)،
در برخی از موزهها نگهداری میشوند(دیماند، ٧؛ اشپولر، ١٨-١٩)و اندازۀ فرش
بهارستان که به طور تقریب با عرض تالارایوان کسرى(٦٥/٢٥ متر)برابر بود(پوپ، همانجا)،
اما برخی از مؤلفان متأخر آن را بافتهای تخت و سوزندوزی شده، و برخی گرهدار میدانند.
برای سوزندوزی بودن آن نیز قراینی ارائه شده است: از جمله آب و هوای بینالنهرین
برای وجود قالیپرزدار مناسب نیست. این قالی بیش از حد سنگین بود و درختی چنان بلند
و مستحکم که بتوان از آن دارقالی برای چنین قالی بزرگ و سنگینی ساخت، در ایران وجود
نداشت(ادواردز، ٢). به علت به کار رفتن جواهر نمیتوان آن را بر زمین پهن کرد و پا
برآن گذاشت(ذکاء، ١٥٠)؛ نیز وجود قسمتهای بزرگی که با جواهر، طلا و نقره کار شده
است، دلیلی است برآنکه نمیتواند قالی گرهدار باشد (EWA, XII/٢٤٢). از سویی به این
نکته باید اشاره کرد که ممکن است این قالی را به صورت تکههای جدا از هم بافته، و
سپس به هم دوخته باشند(پوپ، همانجا).
هرتسفلد با توجه به سابقۀ قالیبافی در ایران و وجود قالیهای دورۀ صفویه که درآن از
نخهای طلا و نقره استفاده شده است و قالی مرواریددوزی ناصرالدینشاه و وجود قالیهای
بزرگ در آستانهای نجف، کربلا و مشهد که دارای طلا، نقره و جواهر هستند، معتقد است
که این قالیگردهدار بوده است(ص١٣٩).
در قرنهای ١٠و١٢ق/١٦و١٨م نیز قالیهایی که در طراحی آنها از نقش بهارستان الهام
گرفتهاند، بافته شدند که به نام قالیهای طرح باغی معروف هستند(اردمان، ٦٠-٦٨).
مآخذ: ابن اثیر، الکامل؛ ابنخلدون، العبر؛ ابنکثیر، البدایة و النهایة، به کوشش
احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ بلعمی، محمد، تاریخ نامۀ طبری، به کوشش
محمدروشن، تهران، ١٣٦٦ش؛ خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به کوشش محمددبیرسیاقی،
تهران، ١٣٦٢ش؛ ذکاء، یحیى و محمدحسن سمسار، آثار هنری ایران(درمجموعۀ نخستوزیری)،
تهران، ١٣٥٧ش؛ طبری، تاریخ؛ میرخواند، محمد، روضةالصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛ نیز:
Dimand, M. S., Oriental Rugs in the Metropolitan Museum of Art, New York, ١٩٧٣;
Edwards, A.C., The Persian Carpet, London, ١٩٧٥; Erdmann, K., Seven Hundred
Years of Oriental Carpets, London, ١٩٧٠; EWA; Herzfeld, E., Am Tor Von Asien,
Berlin, ١٩٢٠; Pope, A.U., »Carpet Making a History«, A Survey of Persian Art,
Tehran, ١٩٧٧, vol; Spuhler, F., Oriental Carpets in the Museum of Islamic Art,
Berlin, tr.R. Pinner, London, ١٩٨٧.
فریبا افتخار