دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٩٩
| بها؛الدوله حسینی نوربخش جلد: ١٣ شماره مقاله:٥١٩٩ |
بَهاءُالدّولۀ حُسِیْنیِ نورْبَخْش، یا
بهاءالدینحسنبن میرقوامالدین شاه قاسم نوربخشی رازی، پزشک برجستۀ اواخر دورۀ
تیموری و اوایل دورۀ صفوی (نک: آقا بزرگ، ٧/٢١٨؛ حاجی خلیفه، ١/٧١٨؛ نفیسی،
١/٢٧٤). اگر سن وی را هنگام تألیف خلاصة التجارب در ٩٠٧ق/١٥٠١م دستکم ٤٠ سال
بدانیم، تولدش باید ٨٦٧ق/١٤٦٣م یا پیش از آن باشد.
نیای او، سیدمحمد طریقۀ نوربخشی را بنیاد نهاد که ریاست آن بعدها بعدها به قاسم،
پدر بهاءالدوله رسید(معصوم علیشاه، ٢/٣١٩-٣٢٠). بهاءالدوله از پدر ـ که گویا در
پزشکی و داروسازی نیز مهارت داشت ـ همواره با لقب حضرت یاد کرده است (گ١٧ب، ٢٧١ب،
٢٧٢ب، ٢٧٣آ؛ الگود،٣٥٣). یکی از برادران بهاءالدوله، ملقب به شاه شمسالدین نیز
پزشک بوده است. سخن الگود(همانجا) در مورد تحصیل بهاءالدوله نزد پزشکان ایرانی و
هندی در ری و هرات شاید براین اساس باشد که بهاءالدوله خود بارها از شیوههای
درمانی ایرانی و هندی یاد کرده است(گ٢١٤ب، ٢٦٠،٢٥٠آ، ٢٧٠ب، ٢٧١ب، ٢٧٣ب).
بهاءالدوله پس از سالها فعالیت در زادگاهش ری، در اواخر روزگار سلطان حسین
بایقرا(حک ٨٤٢-٩١١ق/١٤٣٨-١٥٠٥م) رهسپار هرات شد و در خانقاه خواجهافضلالدین
محمدکرمانی اقامت کرد و مورد لطف و توجه سلطان قرارگرفت. پس از مرگ وی به ری بازگشت
و از آنجا راهی آذربایجان شد و گویا دو سه سالی نیز در خدمت شاه اسماعیل صفوی(حک
٩٠٧-٩٣٠ق/١٥٠١-١٥٢٤م)بود وچندی بعد درگذشت(خواندمیر، ٤/٦١٢). منزوی سال وفات او را
٩٢٦ق یاد کرده است(خطی، ١/٥٢٧)، اما مآخذ وی معلوم نیست.
آثار:
١. خلاصةالتجارب فی الطب، در پزشکی و به زبان فارسی که تألیف آن در٩٠٧ق درطرشت(یکی
از روستاهای ری و از محلههای تهران کنونی)به پایان رسیده است. بهاءالدوله در آغاز
کتاب با استناد به آیات و احادیث متعدد، هدف از نگارش چنین کتابی را بیان تجاربی
میداند که دانستنش برای تندرستی سودمند است(نک: گ١آ). این اثر چنان که از نامش
پیداست، گزارشی ازتجربیات بالینی و مشاهدات پزشکی نویسنده است که البته برخی نکات
دقیق نظری نیز در آن به چشم میخورد (برای نمونه، نک: گ١٠٨ب-١٠٩ب، ١٥٧ب، ٢٢٣آ).
بهرهگیری وی از نظریات بقراط، جالینوس، ابنسینا، سیداسماعیل، جرجانی و...
نشاندهندۀ وسعت مطالعات او در این زمینه است(گ١٧آ، ٤٦آ، ٤٨ب، ٨٥ب، ١٠٩آ، ١٣٢آ،
١٥٣ب، ٢٥٧ب). به نظر الگود، وی نخستین کسی بود که به ذکر ویا شرح درمان پارهای از
بیماریها چون سالک،تب یونجه و آتشک پرداخت که برای اروپای آن روزگار تاحدی ناشناخته
بود(ص٣٥٤-٣٥٥, ٣٧٦).
خلاصةالتجارب مشتمل بر ٢٨باب است که به شیوۀ مرسوم تألیف کُناشهای پزشکی دورۀ
اسلامی نوشته شده است؛ بدین سان که نخست کلیاتی دربارۀ بهداشت و درمان، بیماریهایی
که در تمام بدن منتشر میشوند، همچون تبها و بیماریهای پوست و مو و سپس بیماریهای
هریک از اعضای بدن به ترتیب از بالا(بیماریهای مغزی و روانی)تا بیماریهای پا و
سرانجام، بابی دربارۀ اصطلاحات رایج میان پزشکان آورده است. بهاءالدوله گاه به
مناسبت، از مشاهدات تجربی خود(نک: گ٥٢ب، ١٠٨ب، ١٢٤ب، ١٣٠آ، ١٤١آ، ١٧٨آ، ٢١٦آ)، و
گاه از داروهایی که ساختۀ خود او یا پزشکان دیگر است، با عناوینی چون «مخترعات
مصنف»، «مخترعات اهل هند» و حتى حکمای فرهنگ و... یاد میکنند(گ٢٦٩آ، ٢٧٠آ، ٢٧٣آ،
جم ).
از خلاصةالتجارب نسخههای متعددی در ایران و خارج وجود دارد(نک: منزوی، همان،
١/٥٢٧-٥٢٨؛ استوری، II(٢)/٢٣١). این کتاب چند بار با عنوان نادرست مجربات حکیم
علویخان چاپ سنگی شدهاست(مشار، ٢/١٢٠؛ نجمآبادی، ٣٢٨؛ قس: منزوی، فهرستواره...،
٥/٣٤٣٠، خطی مشترک، ١/٥٥٢-٥٥٣).
٢. هدیةالخیر یا هدایتالخیر، در شرح ٤٠ حدیث از پیامبر(ص). از این کتاب نسخههایی
موجود است(آقابزرگ، ٢٥/٢٠٧؛ منزوی، خطی، ٢(١)/١٤٨٧).
اثری با عنوان وبا وطاعون نیز در احتراز از مرض وبا و طاعون به وی منسوب
است(دانشپژوه، ١٧؛ منزوی، فهرستواره، ٥/٣٧٦٠).
مآخذ: آقابزرگ، الذریعة؛ بهاءالدولۀحسینی، حسن، خلاصةالتجارب، نسخۀ خطی کتابخانۀ
مرکز، شم ١٥٢٧؛ حاجی خلیفه، کشف؛ خواندمیر، غیاثالدین، حبیبالسیر، تهران، ١٣٣٣ش؛
دانشپژوه، محمدتقی، «فهرست کتابخانۀ سازمان لغت نامۀ دهخدا»، نشریۀ کتابخانۀمرکزی
دانشگاه تهران، نسخههای خطی، تهران، ١٣٤٢ش؛ شم٣؛ مشار، خانبابا، مؤلفین کتب چاپی
فارسی و عربی، تهران، ١٣٤٠ش؛ معصوم علیشاه، محمد معصوم، طرائقالحقائق، به کوشش
محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٣٩-١٣٤٥ش؛ منزوی، خطی؛ همو، خطی مشترک؛ همو، فهرستوارۀ
کتابهای فارسی، تهران، ١٣٧٩ش؛ نجمآبادی، محمود، فهرست کتابهای چاپی فارسی طبی،
تهران، ١٣٤٢ش؛ نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران، تهران، ١٣٤٤ش؛ نیز:
Elgood, C., A Medical History of Persia, Amsterdam, ١٩٥١; Storey, C.A., Persian
Literature, London,١٩٧١.
فریبا پات