دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٨٥
| پچوی جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٤٨٥ |
پِچَوی، ابراهیم(٩٨٢- ح١٠٦٠ق/١٥٧٤-١٦٥٠م)،
منسوب به ناحیۀ پچوی در مجارستان، مورخ و دیوانسالار دستگاه امپراتوری عثمانی. شرح
احوال پچوی که به سبب اشارات و تصریحات خود وی تقریباً روشن است، تاکنون به قلم چند
نفر نوشته شده که از جملۀ آنها میتوان به بابینگر(ص١٩٢-١٩٥؛ نیز نک: EI٢,
VIII/٢٩١) و مقالههای کامل و مشروح کرلیتز(ص٢٥٢-٢٦٠) و توران(نک: IA, IX/٥٤٣-٥٤٥)
اشاره کرد.
موطن اصلی پچوی که خود از آن با شور و اشتیاق یاد کرده(١/٤٣٦-٤٣٧)، روستا یا شهرکی
به نام فونفکیرشن١ واقع در جنوب غربی مجارستان است(نک: ه د، پچوی). نیای بزرگ
ابراهیم، قرهداوود، ظاهراً مردی ترکمن، و سلاحدار سلطان محمد دوم عثمانی بود. چون
سلطان محمد ناحیۀ بوسنی را فتح کرد، قرهداوود پاداشی بزرگ یافت و خود و پسرانش ـ
که یکی از آنها پدر ابراهیم بود ـ به حکومت بوسنی و دیگر نواحی در قلمرو عثمانی
منصوب شدند(پچوی، ١/٨٧؛ کرلیتز، ٢٥٣). نام پدر ابراهیم روشن نیست؛ اما چنانکه خود
پچوی از اموال و ثروت نیایش گزارش میدهد(١/١٠٢بب(، وی آنقدر شهرت و نفوذ داشت که
با یکی از خاندانهای مشهور و پرنفوذ بوسنی موسوم به صوکوللی ـ سوکولویچ= شاهین
اوغلی ـ وصلت کرد و ابراهیم از همین ازدواج به وجود آمد(کرلیتز، ٢٥٤).
ابراهیم در ١٤ سالگی پدر خود را از دست داد و از آن پس زیر حمایت و سرپرستی
داییاش، فرهاد پاشا، حاکم شهرِ «بود٢» درآمد. ابراهیم مدتی پس از قتل او، به همراه
خانوادۀ مادرش به بوسنی بازگشت و به خویشاوند مادری دیگرش، لاله محمدپاشا حاکم
آناتولی ـ که بعدها به مقام صدراعظمی عثمانی رسید ـ پیوست(EI٢; IA, IX/٥٤٣،
همانجا). او همواره خود را مدیون این دو میدانست و در اثر خود از آنان به خوبی و
با افتخار یاد کرده است(٢/٣١٩-٣٢١، ٤٣٣). وی تا هنگام مرگ لاله محمدپاشا به مدت ١٥
سال در خدمت وکنار او بود و از همین راه وارد کارهای دیوانی و دولتی شد(نک: EI٢،
نیز IA، همانجاها).
پچوی در مشاغل مختلفی خدمت کرد و حوادث بسیاری را به چشم دید؛ از جمله در
١٠٠٢ق/١٥٩٤م وقتی نیروهای نظامی اتریش شهر و قلعۀ گران(استرگن) را محاصره کرده
بودند، او آنجا مقام داشت و خود یکی از کسانی بود که در مذاکره تسلیم قلعه شرکت
کرد(٢/١٧٨-١٧٩، ١٨٢؛ بابینگر، ١٩٢).
ابراهیم مأموریتهای متعددی از سوی لاله محمدپاشا یافت و به سفرهای چندی فرستاده شد.
در ١٠٠٧ق/١٥٩٨م در محاصرۀ نظامی چند ناحیه شرکت داشت و تا دورۀ صدراعظمی محمدپاشا،
درویش پاشا و کویوجومراد پاشا، مصدر خدمات مهمی چون حکومت، حلوفصل و مشاغل کشوری و
لشکری شد. وی سپس از کارها کناره گرفت و به زادگاه خود رفت(IA, IX/٥٤٣-٥٤٤).
ابراهیم در ١٠٢٧ق/١٦١٨م دوباره به استانبول بازگشت و وارد مشاغل دولتی و دیوانی شد
و تا ١٠٥٥ق/١٦٤٥م در مشاغل مختلف مانند حکومت(بیگلربیگی)رقه، دفترداری صدراعظم،
ریاست دیوان سلطان و دفترداری دیار بکر و بوسنی به فعالیت پرداخت(همان، IX/٥٤٤؛
پچوی، ٢/٣٨٤-٣٨٦، ٣٩١، ٣٩٤، ٤٠٣، جم(. وی ظاهراً از همین تاریخ به نگارش اثر خود
مشغول شد(IA، همانجا). پچوی در زادگاه خود درگذشت و در همانجا هم دفن گردید؛ ولی
از سال مرگ دقیق او اطلاعی در دست نیست.
از پچوی تنها یک کتاب در دست است و آن تاریخی است که گویا در چند سال بازنشستگی خود
نگاشته است. تاریخ پچوی در دو جلد تصنیف شده، و شامل وقایع دوران فرمانروایی سلطان
سلیمان قانونی تا پایان دورۀ سلطان مراد چهارم(١٠٣٢-١٠٥٠ق/١٦٢٣-١٦٤٠م)است که در
واقع حوادث ایام ٧ سلطان عثمانی را در برمیگیرد و از منابع معتبر به شمار
میآید(نک: بروسهلی، ٣/٢٣-٣٣). تاریخ پچوی از این جهت اهمیت دارد که مؤلف در
بسیاری از وقایع حضور داشته، و خود از عوامل مؤثر در جریان برخی از آنها به شمار
میرفته است؛ به همین دلیل، مورد استفادۀ محققان و نویسندگان تاریخ عثمانی، همچون
هامرپورگشتال(مثلاً نک: IV/٤-٦, ٥٩٩-٦٠٠, V/٦٦٥-٦٦٦, IX/١٩٦) قرار گرفته است(نیز
نک: شندلینگر، ١٧٦-١٨٦، که به نقد این کتاب و استفادۀ هامرپورگشتال از آن پرداخته
است).
پچوی در ذکر حوادثی که خود در آنها حضور نداشته است، چنانکه با فروتنی در مقدمۀ
کتاب یاد کرده، از آثار مورخان و نویسندگان پیش از خود، همچون جلالزاده نشانی
مصطفیٰبک، جلالزاده صالح افندی، رمضانزاده، عالیافندی، حسنبکزاده افندی،
حدیدی و کاتب محمدافندی استفاده کرده است(١/٢-٣). به علاوه، از وزیران و امیران
لشکری، و نیز از مورخان مجار، هلتای٣ و ایشتوانفی٤ با واسطۀ مترجم اطلاعات بسیار
کسب و درج کرده است(EI٢, VIII/٢٩١).
اختصاص بخشهایی مهم از این کتاب به تاریخ اروپایی شرقی بر اهمیت اثر پچوی افزوده
است؛ زیرا کمتر کسی در میان مورخان اسلامی به تاریخ اروپا توجه نشان داده است. از
اینرو، تاریخ پچوی نه تنها برای مورخان تاریخ دورۀ عثمانی، بلکه برای بخشی از
تاریخ تاریک اروپای سدههای ١٦ و ١٧م نیز منبع مورد اعتمادی به شمار میرود(لویس،
٥٢).
یکی از خصوصیات مهم این اثر، کاربرد فراوان زبان فارسی در آن است. افزون بر آنکه
تقریباً تمامی عنوانهای فصول کتاب به فارسی است ـ که گویای انس مؤلف با زبان فارسی
است ـ هرگاه با موضوعی درگیری عاطفی پیدا میکرده، از شعر فارسی شاهد آورده
است(مثلاً نک: ٢/٣٨٤، ماجرای قتل سلطان عثمانی، نیز ٣٩٥).
با اینکه تاریخ پچوی تاکنون ٣بار به چاپ رسیده است(استانبول، ١٢٨٣ق، به کوشش مراد
اوراز، استانبول، ١٩٦٨م، با حروف لاتین؛ و استانبول، ١٩٨٠م، به کوشش درین و چابوک)،
هنوز جای چاپی منقح و انتقادی همراه با توضیحات و سنجش اطلاعات متن آن خالی است.
مآخذ: بروسهلی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، استانبول، ١٣٤٢ق/١٩٢٤م؛ پچوی، ابراهیم،
تاریخ، استانبول، ١٢٨٣ق/١٨٦٦م؛ نیز:
Babinger, F., Die Geschichtsschreiber der Osmanen und ihre Werke, Leipzig, ١٩٢٧;
EI٢; Hammer-Purgstall, J., Geschichte des osmanischen Reiches, Graz, ١٩٦٣; IA;
Kraelitz, F. V., »Der osmanische Historiker Ibrâhîm Pečewi«, Der Islam,
Strassburg, ١٩١٨, vol. VIII; Lewis, B., The Emergence of Modern Turkey, London,
١٩٦٨; Schaendlinger, A. C., »Die Probleme der Redaktionen der Chronik des
Ibrāhim Pečevi«, Wiener Zeitschrift für die Kunde des Morgenlandes, ed. H. W.
Duda, Wien, ١٩٧٢, vols. LXIII-LXIV.
منوچهر پزشک
١. Fünkfkirche ٢. Buda ٣. Heltai ٤. Istvánffy