دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٦٧
| پوربهای جامی جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٥٦٧ |
پورْبَهایِ جامی، تاجالدینبنبهاءالدین، معروف به «ابنبها»، متخلص به «پوربها» و
«بها»، شاعر هزلگوی سدۀ ٧ق/١٣م. وی اصلاً از روستای جام در خراسان، و در
خانوادهای اهل دانش به دنیا آمد(اوحد، ١٩٣). پدرانش منصب قضای ولایت جام را
داشتند. پوربها را نیز نخست برای این شغل تربیت کردند، ولی طبع ظریفش او را به
معاشرت با شاعران کشانید(دولتشاه، ١٣٦).
پوربها در هرات دانشهای ادبی را نزد رکنالدین قُبایی و سعید هروی آموخت(همو، ١٢٠،
١٣٠، ١٣٦؛ آذر، ١/٢٩٢؛ هدایت، ٢/٧٠١؛ صفا، ٣(١)/٣٥٦). گفتهاند که به روزگار سلطنت
ارغونخان(٦٥٧-٦٧٢ق) همراه خواجه وجیهالدین زنگی پسر طاهر فریومدی به تبریز
رفت(دولتشاه، ١٣٧؛ اوحدی، همانجا؛ قس: صفا، ٣(١)/٦٦٣). پوربها در تبریز با همام
تبریزی مشاعره داشت و به دستگاه خواجه شمسالدین محمد صاحب دیوان جوینی نزدیک شد و
او را مدح کرد(دولتشاه، همانجا؛ رازی، ٢/١٧٩؛ حمدالله، ٨١٦).
پوربها در تبریز درگذشت(علی حسنخان، ٧٧). سال مرگ دقیق او معلوم نیست. صفا به
دلایلی(٣(١)/٦٦٦)نظر تقیالدین کاشانی، یعنی ٧٣٢ق/١٣٣٢م را نادرست میداند. اشارۀ
بعضی منابع به وفات پوربها در عهد سلطان ابوسعید گورکان در نیمۀ دوم سدۀ ٩ق(برای
نمونه، نک: صبا، ١٤٠؛ آقابزرگ، ٩(١)/١٥٩)، البته ناممکن مینماید. اگر منظور،
ایلخان ابوسعید بهادر(حک ٧١٧-٧٣٦ق)بوده باشد هم باید گفت حمدالله مستوفی که تاریخ
گزیده را در روزگار این سلطان نگاشته، هیچ اشارهای به مرگ پوربها نکرده است.
فصیح خوافی قصیدهای از پوریها، مربوط به زلزلۀ نیشابور در ٦٦٦ق/١٢٦٨م و بازسازی آن
شهر در ٦٦٩ق، نقل کرده است(٢/٣٣٧، ٣٤٠)؛ اما دیگر سرودهای پوربها استمرار حیات وی
را پس از این تاریخ تأیید نمیکنند.
پوربها شاعری خوش قریحه و باذوق و دیوان مختصر او مضامین متنوعی دارد. وی در برخی
سرودههایش، به ویژگیهای شخصیت خویش اشاره کرده است(نک: صفا، ٣(١)/٦٦١، ٦٦٧-٦٦٨).
مهارت پوربها در سرودن هزل و هجاست(رازی، ٢/١٧٩-١٨٠). وی شخصیتهای تاریخی و معاصر
خود را هجو کرده است(نک: صفا، ٣(١)/٦٦٢، حاشیه)؛ همچنین هزلیاتی دربارۀ اعضای بدن
خود سروده(نک: رازی، ٢/١٨٠)که در این زمینه، سخن او یادآور شعر سوزنی است، هرچند
که پوربها خود را از سوزنی برتر میداند(نک: صفا، ٣(١)/٦٦٧). در مواردی نیز هزل و
هجویات پوربها رنگ انتقادی از مفاسد اجتماعی روزگار به خود میگیرد(نک: افشار، ٥).
پوربها در سرودههای جدی، خود را همطراز سنایی میداند(صفا، همانجا).
از تفننهای شعری پوربها میتوان به کاربرد فراوان واژهها و عبارتهای مغولی در ضمن
قصیدهای مدحی اشاره کرد(نک: دولتشاه، همانجا؛ جاجرمی، ١/٢٧٤). یکی از
استادانهترین تفننهای پوربها، قصیدۀ لامیه به زبان مردم الکن است(نک: صفا،
٣(١)٦٦٨).
نسخهای خطی از دیوان پوربهای جامی(کتابت: ١٠٢٩ق)، در موزۀ بریتانیا موجود است(نک:
مرکزی، ١/٨٨-٨٩). همچنین مثنوی «کارنامۀ اوقاف» او را(نک: EI٢, VIII/٣٤٢) ایرج
افشار در ٣١٥بیت در مدح عزالدین فریومدی و هجو صاحب اوقاف، به چاپ رسانده(١٣٣٩ش)که
در آن نام سراینده تاجالدین نسایی ضبط شده است.
مآخذ: آذربیگدلی، لطفعلی، آتشکده، به کوشش حسن سادات ناصری، تهران، ١٣٣٦ش؛ آقابزرگ،
الذریعة؛ افشار، ایرج، مقدمه بر «کارنامۀ اوقاف»، فرهنگ ایران زمین، ١٣٢٩ش، ج٧؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم ٥٣٢٤؛ جاجرمی،
محمد، مونس الاحرار، به کوشش صالح طبیبی، تهران، ١٣٣٧ش؛ حمدالله مستوفی، تاریخ
گزیده، به کوشش ادوارد براون، لیدن، ١٣٢٨ق/١٩١٠م؛ دولتشاه، سمرقندی، تذکرةالشعراء،
به کوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٣٨ش؛ رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به کوشش جواد
فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛ صبا، محمدمظفر حسن، تذکرۀ روز روشن، به کوشش محمدحسین رکنزادۀ
آدمیت، تهران، ١٣٤٣ش؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٦ش؛
علیحسنخان، صبح گلشن، کلکته، ١٢٩٥ق؛ فصیحخوافی، محمد، مجمل فصیحی، به کوشش
محمود، فرخ، مشهد، ١٣٤٠ش؛ مرکزی، میکروفیلمها؛ هدایت، رضاقلی، مجمعالفصحا، به کوشش
مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛ نیز:
EI٢.
مریم مجیدی