دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٦٦
| بهروچ جلد: ١٣ شماره مقاله:٥٢٦٦ |
بَهَروچ، یا بروچ١، شهری باستانی و مرکز
شهرستانی به همین نام در ایالت گجرات هند. شهرستان بهروچ متشکل از ١١ تالوک(بخش)با
٧٥٩‘٧کم ٢ مساحت و ٠٠٠‘٤٧٠‘١تن جمعیت(١٣٦٩ش/١٩٩٠م)در جنوب شرقی ایالت گجرات در
کنار خلیج کامبای در دریای عرب واقع است(بریتانیکا، II/٢٨٦-٢٨٧؛ «اطلس هند٢»، ٤٤
,١٥٤). زمینهای این شهرستان جلگهای پست و هموار است که با رودخانۀ پرآب نارمادا
آبیاری میشود(«اطلس جهان٣»، ١٣٩؛ «بهروچ٤»). آب و هوای این ناحیه گرم و مرطوب است.
میانگین بارش سالانۀ آن در فصول پرباران به ٦٦٤‘١میلیمتر و در فصول خشک به ٤٢٦
میلیمتر میرسد(«اطلس هند»، ١٥٢). شرایط مناسب آب و هوایی این ناحیه را به یکی از
نقاط کشاورزی هند بدل ساخته است و مهمترین محصولات آن گندم، برنج، بادام زمینی و
کتان است(همان، ١٥٧, ١٥٨, ١٦٠, ١٦٢).
صنایع نساجی، چرمسازی، پلاستیک، غذایی، دارویی، شیمیایی، فلزی، کاغذسازی و دخانیات
از عمده صنایع بهروچ به شمار میرود(همان، ١٦٩, ١٧١, ١٧٤,١٧٥). افزون بربخش کشاورزی
و صنعت، بخش معدن نیز از دیگر منابع اقتصادی بهروچ است. معادن سیلیکا، آهک و سنگ
عقیق از جمله معادنی است که در این ناحیه بهرهبرداری میشود(همان، ١٦٤, ١٦٦, ١٦٧).
بندرکهن بهروچ در جایی که رود نارمادا به خلیجکامبای میریزد، در °٢١و´٤٢ عرض
شمالی و°٧٢و´٥٨ طول شرقی واقع است(«اطلس بریتانیکا٥»، فهرست، ١٩؛ «اطلس جهان»،
همانجا).
جمعیت این شعر در ١٣٨٣ش/٢٠٠٤م ٢٠٠‘١٥٧ تن برآورد شده است(«فرهنگ جهانی٦»).
پیشینۀ تاریخی: قدمت بند بهروچ به ٠٠٠‘٢سال میرسد. نام این شهر در مهابهاراتا آمده
است و در زبان سنسکریت «بهرگوکشترا٧» نامیده میشده، ونام اخیر برگرفته از نام معبد
«بهری گوریشی» بوده که در طول زمان به بهروچ بدل شده است(«بهروچ»؛ EI٢, I/١١٩٣).
این شهر یکی از قدیمترین بنادر، در سواحل غربی هند است و در روزگار باستان مبدأ
یکی از مهمترین راههای بازرگانی هند به شمار میرفت و از آنجا کالاهای خاص هند،
نظیر فلفل، ادویه، عود، عنبر وحیواناتی مانند طوطی، فیل و طاووس و پارچههای
ابریشمی زربفت و سنگهای گرانبها به دیگر سرزمینها صادر میشده است(حکمت، ٣١؛ EI٢،
همانجا).
نخستین آگاهیهای ما دربارۀ تاریخ شهر بهروچ به زمانی باز میگردد که جزو قلمرو
امپراتوری موریا بوده است. در حدود سال ١٥٠م این ناحیه به تصرف شاهزادگان ساهه یا
کشاتراپهای غربی درآمد و سپس در دست راجپوتها و گورجرهها ـ که فرمانبردار
چالوکیههای کالیان بودند ـ قرار گرفت(«فرهنگ سلطنتی...٨»، IX/٢٠)؛ سپس ضمیمۀ
پادشاهان آنهیلوادا شد. در ٦٩٧ق/١٢٩٨م سپاهان علاءالدین محمدخلجی برگجرات از جمله
بهروچ استیلا یافتند و نزدیک به ٥ سده، حکام مسلمان بربهروچ حکومت کردند. از
٦٩٨تا٧٩٣ق/١٢٩٩تا١٣٩١م حکام مسلمان گجرات براین شهر فرمانروایی داشتند، تا اینکه
محمد سوم از سلاطین خلجی دهلی(حک ٧٩٢-٧٩٥ق)در ٧٩٣ق ظفرخان را به حکومت گجرات
برگماشت. وی با سود جستن از ضعف سلاطین دهلی اعلام استقلال کرد و بهروچ از
٧٩٤-٩٨٠ق/١٣٩٢-١٥٧٢م به حاکمیت سلاطین احمدآبادی درآمد(نک: بازورث، ٢٩٢؛ «فرهنگ
سلطنتی»، همانجا).
در ٩٨٠ق گجرات و از جمله بهروچ ضمیمۀ متصرفات اکبرشاه(حک
٩٦٣-١٠١٤ق/١٥٦٦-١٦٠٥م)شد(نک: بازورث، ٣٠٧). در ١١٣٥ق/١٧٢٣م عبدالله بیک در دکن
اعلام استقلال کرد و پس از استیلا بر گجرات، بهروچ را ضمیمۀ املاک شخصی خود ساخت و
در ١١٤٩ق/١٧٣٦م سلسلۀ نواب بهروچ را بنیاد نهاد(EI٢، همانجا).
اروپاییان در آغاز سدۀ ١١ق/١٧م به بهروچ نفوذ کردند. در ١٠٢٦ق/١٦١٧م دو بازرگان
انگلیسی و در ١٠٣٠ق/١٦٢١م یک هلندی کارگاهی صنعتی در این شهر احداث کردند. با تسلط
انگلستان برناحیۀ سورات ـ واقع در جنوب بهروچ ـ میان حاکم بهروچ و انگلیسیها
اختلافاتی بر سرمسائل اقتصادی پدید آمد. این اختلافات منجر به لشکرکشی نیروهای
انگلیسی در ١١٨٥ق/١٧٧١م به بهروچ شد که به شکست انگلیسیها انجامید، اما حاکم بهروچ
که از توان نظامی انگلیسیها در هراس بود، چندی بعد به بمبئی رفت تا با آنان مصالحه
کند و متعهد به پرداخت ٤ لک پول نقد به آنهاشد؛ اما با عدم پرداخت این مبلغ
انگلیسیها بار دیگر در ١١٨٦ق به بهروچ لشکرکشی، و این شهر را تسخیر کردند(«فرهنگ
سلطنتی»، همانجا).
در ١١٩٧ق/١٧٨٣م، بهروچ و اراضی تابع آن به مراتههها واگذار گردید، اما در
١٢١٨ق/١٨٠٣م دوباره به اشغال انگلیسیها درآمد(همانجا) و در همان سال به کمپانی
هندشرقی واگذار شد(بریتانیکا، II/٢٨٧). در ١٢٣٣ق/١٨١٨م به موجب موافقتنامۀ پونه، ٣
بخش(تالوک) دیگر به این ناحیه افزوده شد(«فرهنگ سلطنتی»، IX/٢٠-٢١). شورش کولیها در
١٢٣٨ق، درگیریهای خونین میان مسلمانان و پارسیان در ١٢٧٣ق/١٨٥٧م و قیام تاتااوراها
از جمله رویدادهای تاریخی این شهر است(همان، IX/٢١).
در بهروچ آثار با ارزشی متعلق به فرهنگهای چین، هند و اسلامی برجای مانده که
باارزشترین آنها مسجد جامع است. این مسجد که قدیمترین نمونۀ معماری مستقل اسلامی
است، با اسلوبی حسابشده طراحی، و از مصالح معابد پیشین ساخته شده است. گذرگاه
مسقف«لیوان» با ٤٥ستون که بسیار ماهرانه تراش خورده، و دارای ٣رواق است، از دیگر
آثار تاریخی این شهر به شمار میآید. رواقهای سهگانۀ این بنا، در واقع همان
«مانداپا»ی سهگانۀ پرستشگاه هندوست که فقط نقوش حیوانات از آن زدوده شده است(EI٢،
نیز «فرهنگ سلطنتی»، همانجاها).
مآخذ: بازورث، ک. ا.، سلسلههای اسلامی، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، ١٣٤٩ش؛ حکمت،
علیاصغر، سرزمین هند، تهران، ١٣٣٧ش؛ نیز:
An Atlas of India, Delhi, ١٩٩٠; Atlas of the World, New York, ١٩٩٤; »Bharuch«,
www.webindia ١٢٣.com/city/gujarat/bharuch/intro.htm; Britannica, micropaedia,
١٩٧٨; Britannica Atlas, Chicago, ١٩٩٦; EI٢; The Imperial, Gazetteer of India,
Oxford, ١٩٠٨; The World Gazetteer, www.World-gazetteer.com/d/d_in_gj.htm.
لیلا رضایی
١. Bharūch/Broach ٢. An Atlas of India. ٣. Atlas of the World. ٤. »Bharuch« ٥.
Britannica Atlas. ٦. The World… ٧. BhŗgukȘetra ٨. The Imperial…